جادوی کلام شریعتی(۱)🖌سیدحسین سراج زادهدانشیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی و رئیس انجمن جامعه شناسی…
انتشار: 2026/07/05 08:54 UTC
جادوی کلام شریعتی(۱)🖌سیدحسین سراج زادهدانشیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی و رئیس انجمن جامعه شناسی ایران 🔸هم نسلان من که نوجوانی و جوانیشان را در دهه پنجاه شمسی گذرانده، به خصوص آنان که شوری در سر و رمینه اجتماعی و خانوادگی مذهبی داشتند، هنوز خاطرات مهیج گیرآوردن مخفیانه کاست های سخنرانی های شریعتی را، و گوئش دادن به خطابه های مهیج، نافذ و آگاهی بخش او را بالهجه شیرین خراسانی در ذهنشان زنده است. در دوره ای که حسینیه ارشاد هنوز تعطیل نشده بود و یا شریعتی هنوز ممنوع السخن نشده بود و گاهی به دعوت انحمن های دانشجویی در برخی دانشگاه ها سخنرانی می کرد، خیل جوانان شیفته ساعت ها پای صحبت او می نشستند. بعدتر که با دستور ساواک حسینیه ارشاد در سال 1351 تعطیل شد، سخنرانی های پیاده شده در فالب کتاب هایی که عمدتا به صورت غیرمجاز و بدور از چشم دستگاه سانسور منتشر می شد، مخفیانه دست به دست و به صورت فردی یا در حلقه های مخفیانه خوانده می شدند.🔸شریعتی البته در مسیر جریان فکری مبارزات ملی نیروهای مذهبی ایران و نهضت مقاومت ملی بر علیه کودتای آمریکایی-انگلیسی سال 1332 بر علیه دکتر مصدق و دیکتاتوری مستقر بعد از کودتا بود. او متاثر از افکار و آراء محمد نخشب و خداپرستان سوسیالیست بود و خود محصول آن گفتمان به حساب می آید؛ اما این گفتمان با شریعتی جان گرفت و هژمونیک شد.در آن روزگار کلام شریعتی به راستی اثری جادویی داشت. سخت بر دل و جان جوانان می نشست. او انبوهی از اطلاعات فلسفی، جامعه شناختی، تاریخی و سیاسی و دینی را در ترکیب های بدیع و خلاقانه با معانی تازه، در قالب جملات خطابه ای، آهنگین، پر استعاره و پر از آرایه های ادبی بر ذهن و ضمیر نسل خسته از استبداد و ستم و نابرابری و ناخشنود از سنت های دینی متحجر فرو می ریخت. از این رو، نسل جوان و میانسال آن روزگار، که از یکسو دلبستگی دینی داشتند و از دیگر سو، نظام های معنایی و قرائت های سنتی از دین پاسخگوی عطش آنان به آزادی و برابری نبود، مسحور جادوی کلام و معانی بدیع شریعتی شدند.🔸با کلام سحرآمیز شریعتی، دین سنتی تسلی بخش و توجیه گر وضع موجود، ایدئولوژی رهایی بخش توده ها شد؛ حضرت زینب (ع) که در روایت های متداول سنتی بلاکش و مراقب فرزندان برادر معرفی می شد، در قامت رسای "پیام رسان انقلاب کربلا و خون شهدا" به میدان آمد؛ امام زین العابدین (ع) که بیمار و رنجور ترسیم می شد، با ادعیه صحیفه سجادیه در هیات "زیباترین روح پرستنده" معرفی شد که معانی بلند عبودیت توحیدی را در جانها جاری می کند؛ ابوذر غفاری که صحابه عامی پیامبر معرفی می شد، در هیات یک "خداپرست سوسیالیت" قد برافراشت؛ انتظار امام مهدی (ع) "مذهب اعتراض" و رهایی بخش شد و نه انقیاد بخش؛ دوگانه "تشیع علوی" و "تشیع صفوی" ساخته شد و شیعه راستین در هیات "یک حزب تمام" با عملکرد اعتراضی و رهایی بخشی جلوه گر شد. با چنین سازه های مفهومی از تاریخ، فرهنگ، نمادها و مفاهیم تشیع، در یک زمینه تاریخی که گفتمان انقلاب بر علیه دیکتاتوری وابسته پهلوی هژمونیک شده بود، شریعتی بر بسیاری اثرگذار بود. بسیاری از نیروهای سنتی مذهبی تحت تاثیر او از انفعال به کنشگری سیاسی روی آوردند و سوژه های سیاسی شدند؛ بسیاری از کنشگران سیاسی که به خاطر انفعال سیاسی و روایت های متحجرانه غالب از دین، از آن رو برگردانده بودند و یا با شرمساری مقید به آداب دینی بودند، به دین روآوردند و سوژهای مذهبی- سیاسی فعال با گفتمان او بازیگران مهمی در صحنه سیاسی ایران شدند. و اینچنین شد که وقتی بعد از درگذشت شریعتی، گفتمان انقلاب به تدریج تقریبا همه گیر شد و ظرف یکی دو سال ایران را درنوردید، شریعتی "معلم انقلاب" شناخته شد.@SHSerajzadehادامه در پست بعد🔻

