♦️استادها رأی به اخراج میدهندپارۀ چهارم از «ترومای دانشگاه تهران: روایتی خودمردمنگارانه»✍دکتر اصغ…
انتشار: 2026/08/05 07:50 UTCدریافت: 2026/08/06 22:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 22:32 UTC
♦️استادها رأی به اخراج میدهندپارۀ چهارم از «ترومای دانشگاه تهران: روایتی خودمردمنگارانه»✍دکتر اصغر ایزدی جیرانبازنشر: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵- «اینها میگن ما به لحاظ علمی خیلی هم ازش راضی هستیم. مشکل چیز دیگه است. راضی نمیشن.»بهشان گفته بود:- «هر کاری میخواهید بکنید، ولی قراردادش را لغو نکنید. او جوان است.»مشکل اساتید گروه، چیزی بود که آن را «رفتارهای غیرعلمی» مینامیدند: در عرض چهار سال خیلی زود به شهرتی در میان دانشجوها رسیده بودم. آن سال، از میان سه استادی که برای کلاس روش تحقیق معرفی شده بود، همۀ دانشجوها از رشتههای مختلف با من برداشته بودند. مدام در حال تحقیق میدانی بودم. در مجلۀ انجمن علمی دانشجویی مطلب مینوشتم. کارگاه برگزار میکردم. کلاس را نه نظری بلکه بهطور عملی بر اساس تحقیقات میدانیام اداره میکردم. با دانشجوها چنان صمیمی بودم که دردهایشان را به من میگفتند. گفتمان تازۀ «رنج اجتماعی» را در فضای دانشکده منتشر کرده بودم که مثل زلزلهای گفتمان سنتی را در هم کوبیده بود. گفته بودم استاد مردمشناسی باید سایت میدانی داشته باشد و متن مردمنگاری بنویسد... اینها همه و همه از نظر استادان گروه مردمشناسی «رفتارهای غیرعلمی» قلمداد میشد.برای همین، همۀ استادان گروه، چه اصلاحطلب چه اصولگرا، چه مذهبی چه سکولار و حتی آنها که دشمنی دیرینه با هم داشتند، همه در یک لحظۀ تاریخی اختلافهایشان را وانهادند و متحد شدند تا مرد عاشقی را سر ببرند. استادهای گروه مردمشناسی دانشگاه تهران! به رأیهای مخفی که دادید فکر کردید؟ آن شب نحس رأیگیری را راحت گرفتید و خوابیدید؟ فکر نکردید اگر قرارداد یک استاد جوان لغو بشود، باید چطوری معاشش را در این جامعه تأمین کند؟ فکر نکردید ایزدی جیران زن و یک بچۀ دوساله دارد؟ اصلا فکر نکردید پدرش چند ماه پیش از آن جلسۀ رأیگیری مرده و پسرش هنوز سیاهپوش است؟استادهای گروه مردمشناسی! چطور به آسانی روی کاغذهای رأی نوشتید «منفی» و پا شدید و رفتید؟ شما سرنوشت یک آدم پرشور و خانوادهاش و امید صدها دانشجو را به باد فنا دادید. من را از دانشگاه تهران محروم کردید، از داشتن دانشجوهای مردمشناسی، و از رشتهای که بدان عشق میورزیدم.استادان گروه مردمشناسی و تیم مافیا! شما به روح من تجاوز کردید. من روایتهای رنج خودم از این تجاوز را به رئیس کنونی و جوان «انجمن انسانشناسی ایران» فرستادم تا در کانال تلگرامی انجمن بازنشر کند. این تنها انجمن مربوط به رشتۀ مردمشناسی در ایران است که اخیرا جوانها همتی کردهاند و پس از سالهای بسیار تملک آن را از دست پدرخواندهها بیرون کشیدهاند. انجمن قاعدتا بایستی پناهگاه قربانیان صنف مردمشناسی باشد و روایتهای رنج آنها را نه اینکه تأیید بلکه حداقل به رسمیت بشناسد. اما رئیس انجمن به جای اینکه به یکی از قربانیان رشته دلداری بدهد، فورا خود را در صندلی قاضی و داور نشاند. محکومم کرد که روایتهایم «یکسویه» و «شخصیسازیشده» هستند. گفت:- «اگر اعضای وقت گروه هم نظر و روایتشان را بنویسند آنوقت انجمن میتواند منتشر کند.»آیا شخص آسیبدیده و قربانی باید برود پیش آزارگرهایش و از آنها التماس بکند که روایتشان را از خشونتی که ورزیدهاند بنویسند و بعد تحویلش بدهند و او یکجا همه را تقدیم محضر رئیس انجمن کند؟ روایتهای من منافع چه کسانی را تهدید میکرد که رئیس جوان انجمن جلوی نشرشان را گرفت؟ روایتهای رنج من، روایتسازیهای جعلی و وارونۀ چه کسانی را- طی ده سال گذشته که من سکوت مطلق اختیار کرده بودم- مخدوش میکرد که نگذاشت منتشر بشوند؟متجاوزین روحم، استادهای گروه مردمشناسی! بیایید و روایتهای «یکسویۀ» مرا چندسویه کنید. بیایید و جزئیات تجاوز دستهجمعیتان را به رئیس انجمن شرح بدهید تا روایت من از حالت «شخصیسازیشده» درآیند.اصغر ایزدی جیران۱۴ مرداد ۱۴۰۵@IzadiJeiran🔻منبع:t.me/IzadiJeiran/511#%DA%AF%D8%B1%D9%88%D…


