🔸🔸🔸مطلب وارده🔸🔸🔸♦️در نقد ادعای دکتر غنینژاد✍️حسین ملک خدایی۲۲ مرداد ۱۴۰۵همین ابتدا می خواهم بگویم، دکتر غنی نژاد که ادعا می کند که شریعتی یک شیاد بوده است درست است. شریعتی نه تنها یک شیاد بوده است بلکه ساحر هم بوده است. اگر دال مرکزی میراث فکری شریعتی را که خدا باوری محض است. باور نداشته باشیم. ساختار فکری شریعتی تلمباری است از کلمات زیبا، ساختار فکری شریعتی منهای خدا هیچ در هیچ است شریعتی اخلاق را در مقایسه با تعریف انسان در مکتب اگزیستانسیالیست پا در هوا و معلق و بی پشتوانه می داند و مبارزه و از خودگذشتگی در مکتب ماتریالیسم را نوعی آرمان ایده آلیستی صرف معنا می کند و جهان بی خدا را یک لش بی شعور تصور می کند. هبوط و کویر و حج شریعتی منهای باور به خدا مشتی کلمات گنگ و بی سروته هستند.سنگ زیرین بنای تفکر شریعتی خداباوری و باور به یگانگی خدا و توحید است. اگر نگاه توحیدی را در میراث فکری شریعتی نبینیم، حتماً به این ادعا می رسیم که شریعتی واقعا نه تنها شیاد است که ساحر هم هست.شریعتی، امامت، جهاد، شهادت، حج،قسط،عدالت، انسان،ناس، عرفان، برابری،برادری، و آگاهی و خودآگاهی را در خداآگاهی معنا می کند. اگر خدا آگاهی نداشته باشیم هر چه شریعتی بافته را پشم می پنداریم.شریعتی جهان هستی را یکپارچه، هماهنگ،جهت دار،هدف دار،دارای معنا و باشعور و اراده می داند و همه هستی فکری خودش را بر این خداباوری استوار می کند. نوشته های بسیاری از دوستان را در رد و تائید ادعای دکتر غنی نژاد مبنی بر شیاد بودن شریعتی خواندم چون به دال مرکزی میراث فکری شریعتی یعنی خدا آگاهی او اشاره نکرده بودند اشاره کردم.#شاندل#علی_شریعتی#موسی_غنینژاد#حسین_ملکخدایی@NewHasanMohaddesi
♦️دیندار متعصب ملیگرای دور از انتقادیاندیشی و مشکل ملی نبودن زبان فارسی در قرون ماضی✍حسن محدثیی گیلوایی۲۸ مرداد ۱۴۰۵آقایی هست به نام حسن انصاری که یک دیندار متعصب است و از انتقادیاندیشی بسی دور است. اگرچه در بلاد فرنگ زندهگی میکند، اما گویا بوی انتقادیاندیشی بعد سالها هنوز به مشام اش نخورده است.t.me/azbarresihayetarikhi/13294%D8%A7%D9%… لابد بعد مدتها نامهی حاکم گیلان به عمه اش را یافته و به یاد من و نقد من افتاده است و نامهی به عمه را همچون آس بازیی حکم رو کرده است تا نشان دهد زبان فارسی در قرون ماضی ملی بوده است! ایشان متاسفانه بسیار مدعی است و همه را بیسواد تلقی میکند، اما معنای زبان ملی را نمیداند! او تصور میکند که نامهی حاکم گیلان به عمه اش نشاندهندهی ملی بودن زبان فارسی است! لابد از روش تحقیق در علوم اجتماعی چیز زیادی نمیداند که نامه به عمه را کارساز تلقی کرده و باطل کنندهی نقد من در بارهی ادعای دروغین ملی بودن زبان فارسی در قرون ماضی دانسته است.به وی توصیه میکنم اگر دانشگاه پرینستون و تعصبات ایدهئولوژیک خود اش اجازه داد، چند کتاب زبانشناسی را بگشاید و در بارهی خصوصیات زبان ملی چیزی بخواند یا دستکم با یک زبانشناس مشورت کند و نامه به عمه و خاله را کافی نداند.بار دیگر عرض میکنم که زبان فارسی در قرون ماًضی ملی نبوده است و متاسفانه در قرن گذشته از رهگذر انحصارگراییی زبانیی ملیگرایان، به ابزاری علیه زبانهای دیگر ایران بدل شده است! زبان فارسی از سرمایههای فرهنگیی ایران است، اما نباید آن را به ابزاری برای سرکوب و تبعیض علیه اتنیکهای ایرانی بدل کرد.#زبان_ملی#زبان_فارسی#نامه_به_عمه#حسن_انصاری#انحصارگرایی_زبانی@NewHasanMohaddesi
آقایی هست به نام حسن محدثی گيلوایی. مدتی است می بينم مطالب پوچ و سستی درباره زبان ملی فارسی می نويسد و جايگاه ملی و تاريخی اين زبان به عنوان مهمترين عنصر فرهنگی تاریخی ملت ايران را منکر است. می دانم که با تاريخ و متن آشنایی ندارد. اما بد نيست بداند خان احمد خانِ گیلانی، فرمانروای محلی گیلان در دورۀ صفوی و آخرین حاکم از خاندان کارکیا (درگذشته ۱۰۰۵ ق/ ۱۵۹۶ م) از خطه گیلان که تاج ایرانشهر است حتی وقتی می خواست به عمه محترمه خود مکتوبی بفرستد به زبان فارسی می نوشت. زبان فارسی زبان ملی ايران و پشتيبان همه زبانهای محلی ایرانی است.
♦️«کودتای بیامان» داریوش: باستانیی پاریزی و بحث از کودتای داریوش✍️حسن محدثیی گیلوایی۲۷ مرداد ۱۴۰۵پیش از این گفتم که مقدمهی محمدابراهیم باستانیی پاریزی بر کتاب ذوالقرنین ابوالکلام آزاد آکنده از ایراد است. مطالب همین صفحه هم ایراد دارد. امّا یک نکتهی جالب در کل نوشتهی او این است که باستانیی پاریزی از معدود مورّخان ایرانی است که از کودتای داریوش سخن گفته است. شما اگر فرد دیگری از میان تاریخنگاران ایرانی میشناسید که چنین چیزی گفته باشد، به ما هم معرّفی اش کنید!من پیش از این دو روایت از داریوش را مورد بحث قرار داده بودم: داریوش کبیر یا داریوش قاتل غاصب. بنگرید به اینجا:t.me/NewHasanMohaddesi/10033#%D8%AF%D8%A7…
جلسه ۷۴ توسعهمعرفی کتاب دین و نوسازیبه روایت نویسنده کتابنسیم نعمتیزادهبا حضور حسن محدثیمدیر جلسه فریدون پرهام۲۰ مرداد ۱۴۰۵۱۱ آگوست ۲۰۲۶🚨در یوتیوب YouTubeچرا دین در ایران در تعارض با مدرنیته و مدرنیزاسیون است؟کتاب «دین و نوسازی»، یک اثر پژوهشی با رویکرد تطبیقی است و به کندوکاو دربارهی نسبت دین با نوسازی در ایران و مالزی پرداخته است. به بیان دیگر، کتاب با محور قرار دادن بحثهای نوسازی در دو کشور ایران و مالزی، کارکرد دین را در دو جامعهی متفاوت مورد بررسی و مقایسه قرار داده و به نتایج قابل تاملی دست یافته است. 👈 سایر جلسات توسعه👈 سایر جلسات سکولاریسم @YekGamPish@ArchiveOfLiberalism@NewHasanMohaddesi.
♦️چهگونه بابک خرمدین (یک رهبر هزارهای) شد نماد هویت ترکی در دهههای اخیر!👇👇👇۲۶ مرداد ۱۴۰۵♦️♦️♦️مراسم قلعه بابک، نماد و نمود فرهنگ والای ملت آذربایجان ✍️حسن راشدیبازنشر: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵پنجشنبه و جمعه، نهم و دهم تیرماه سال ١٣٧٩ اولین سال بزرگداشت همایش صدها هزار نفری تولد «بابک خرمدین»، نماد و سمبل مبارزه با ظلم و بیعدالتی به صورت سیستماتیک و منظم در قلعه مشهور «بابک» یا قلعه «بذ» و یا قلعه «جمهور» در آذربایجان شرقی نزدیک شهر «کلیبر» واقع در منطقه زیبا و نیمه جنگلی قرهداغ بود.پنجشنبه و جمعه، نهم و دهم تیرماه سال ١٣٧٩ اولین سال بزرگداشت همایش صدها هزار نفری تولد «بابک خرمدین»، نماد و سمبل مبارزه با ظلم و بیعدالتی به صورت سیستماتیک و منظم در قلعه مشهور «بابک» یا قلعه «بذ» و یا قلعه «جمهور» در آذربایجان شرقی نزدیک شهر «کلیبر» واقع در منطقه زیبا و نیمه جنگلی قرهداغ بود.سالها قبل از این تجمع عظیم و صدها هزار نفری، ادیب، نویسنده شاعر، سیاستمدار و مورخ خستگی ناپذیر روانشاد «دکتر محمد تقی زهتابی» سالانه با عده ای از دانشجویان آذربایجانی برای بزرگداشت یاد و خاطره قهرمان ملی- تاریخی آذربایجان «بابک خرمدین» به این مکان زیبا و تاریخی می رفت و در باره مبارزه و قهرمانیهای ابرمرد تاریخ آذربایجان که بیست و دو سال بر علیه ظلم و ستم خلیفه عباسی مبارزه کرد و در نهایت با خیانت حاکم ارمنستان با دست و پای بسته تحویل فرستادگان خلیفه گردید، صحبت می کرد! یعنی پایه گذار اصلی مراسم بزرگداشت تولد بابک خرمدین در «قلعه بابک» با آنهمه عظمت و شرکت صدها هزار نفری کودک، نوجوان، جوان، میانسال و حتی پیرمرد و پیر زن در سالهای ١٣٧٩، ١٣٨٠، ١٣٨١، ١٣٨٢و ١٣٨٣، فرزند خلف و دانای آذربایجان که عمر با عزت خود را برای بدست آوردن حقوق پایمال شده انسانی و سربلندی ملت آذربایجان و در کل تورکهای ایران صرف کرده بود پروفسور محمد تقی زهتابی بود که علاوه بر تلاشهای شبانهروزی در زمینه آگاهی دادن به جوانان، با تالیف کتاب دو جلدی و قطور «ایران تورکلرینین اسکی تاریخی» آب به لانه مورچگان تفکر پان ایرانیسم بست!طنین بزرگداشت مراسم فوقِ تصورِ تولد بابک خرمدین در سال ١٣٧٩ انچنان بلند و رسا بود که علاوه بر رادیو – تلویزیون تبریز، رسانههای مرکز نیز مجبور به انعکاس این رویداد استثنایی فرهنگی – مدنی شدند!پس از اولین سال بزرگداشت عمومی تولد بابک، در سالهای بعد و همه ساله و تا سال ١٣٨۴ که دولت با تمام نیرو جلو برگزاری این مراسم زیبا، مدنی با فرهنگ بالای شرکت کنندگان را گرفت، همه ساله دومین پنجشنبه و جمعه تیر ماه بزرگترین همایش مدنی- فرهنگی با اجرای برنامه های نمایشی، موسیقی و رقص آذربایجانی، شعرخوانی و قصه گویی، نمایش و فروش کتاب و نشریه با موضوعات متنوع، سخنرانی و غیره در فضای باز و در مکانهای مختلف و در محوطه هایی که به «قالا درهسی» و «هتل بابک» مشهور بود اجرا میشدکه شاید در نوع خود منحصر به فردترین همایش فرهنگی- مدنی و کمی تا قسمتی هم سیاسی بود که در سطح فرهنگی بسیار بالای شرکت کنندگان در فضای آزاد و باز اجرا میشد.ادامه👇👇👇aznews.tv/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-… با مطالب زیر:t.me/NewHasanMohaddesi/14586https://t.me/…
♦️برای خوشآیند و این و آن نمینویسم: ترک و غیرترک برای من برابر اند✍️حسن محدثیی گیلوایی۲۶ مرداد ۱۴۰۵البته من از کودکی رویای دانشمندی دارم و همچنان این رویا با من است. اما من هرگز نگفتم دانشمند ام. البته افراد میتوانند برای پر کردن جاهایی خالیی مربوط به مقاصدشان به هر چیزی متوسل بشوند و امور را بهگونهی دیگری جا بزنند و انواع اتهامات اخلاقی از قبیل ناراستی و دیگر حقهبازیهایی که لابد برای خودشان آشنا هست را به ریش نداشتهی ما ببندند. باکی نیست. البتّه من در این عمر شصت ساله ترکان زیادی دیدم که مدعی و طلبکار هستند و ارث پدریشان را از بقیه طلب دارند. امّا ترکان با معرفت زیادی هم دیدم و با تعداد قابل توجهی از آنها دوست هستم. من برای خوشآیند این و آن نمینویسم اما دروغبازی و تقلب و حقهبازی را تاب نمیآورم و هر جا لازم بدانم در برابر اش میایستم و برای من از این جهت ترک و کرد و گیلک و مازنی مثل هم اند. از قومگراییی غیر مدنی که به قوممداری میانجامد، بیزار ام و آن را عامل عقبماندهگی و ضد توسعه میدانم و در برابر آن میایستم. قومگراییی خاصگرا از نظر من ضدّ انسانی و غیر قابل قبول است؛ قومگراییای که حقوق دیگران را نادیده میگیرد و مثلاً فقط از حقوق ترکان دفاع میکند. من بهلحاظ فکری هیچ نسبتی با ترکی که از حقوق هموطن کرد و عرب و بلوچ اش دفاع نمیکند، ندارم.تنها قومگراییای را میپسندم که با کلگراییی مدنی در تقابل نباشد و علیه کلّیّت ایران نایستد و در ذیل ایران به قوم و اتنیک خویش اعتنا کند و از حقوق اش دفاع نماید. در این صورت من هم در کنار چنین کسی میایستم و از حقوق اتنیک اش در حدّ توان و بضاعت ام دفاع میکنم. اتهام زدن به همهی رسانهها و سازمانها بهعنوان ضد ترک غیر قابل قبول است و سند و مدرک میخواهد و برای من غیرقابل اعتنا است.t.me/NewHasanMohaddesi/14609#%D8%AA%D8%B1…#کلگراییـمدنی #قومگراییـخاصگرا @NewHasanMohaddesi