♦️نقدی بر نقد حسن محدثی درباره کوروش؛ نقد روایت یا بازسازی یک قهرمان؟ /۲✍️کاربر با نام مستعار تلسکو…
انتشار: 2026/08/17 12:03 UTCدریافت: 2026/08/20 19:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 19:55 UTC
♦️نقدی بر نقد حسن محدثی درباره کوروش؛ نقد روایت یا بازسازی یک قهرمان؟ /۲✍️کاربر با نام مستعار تلسکوپ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ ممکن است یک امپراتوری برای حفظ ثبات سیاسی و دریافت مالیات، در امور دینی اقوام تابع دخالت گسترده نکند. این رفتار را میتوان «مدارا» نامید، اما نباید بدون توضیح تاریخی آن را معادل مفهوم مدرن «آزادی دینی» دانست.حتی در پژوهشهای مربوط به سیاستهای امپراتوری هخامنشی نیز این مسئله محل بحث است و برخی پژوهشگران تأکید کردهاند که حفظ سنتهای محلی میتوانسته بیش از آنکه ناشی از یک نظریهی اخلاقی دربارهی آزادی باشد، بخشی از شیوهی حکمرانی امپراتوری باشد.🔴 ۵. مهمترین نقطهی قابل نقد: از «کوروش تاریخی» تا «کوروش هویتی»مشکل اصلی نوشتهی محدثی ، در این قسمت است.او میخواهد کوروش را از افسانهها جدا کند و به اسناد تاریخی بازگرداند؛ اما در همین فرآیند، ممکن است ناخواسته دوباره او را به مرکز توجه هویتی بازگرداند.یعنی به جای:کوروش اسطورهاییککوروش مستندقرار میگیرد.اما هنوز این پرسش بیپاسخ باقی میماند که:چرا باید این کوروش مستند، یکی از ستونهای اصلی تعریف «ایران» باشد؟این پرسش را نمیتوان فقط با سند تاریخی پاسخ داد.زیرا «ایران» یک واقعیت تاریخی چندلایه است؛ نه صرفاً نام یک امپراتوری باستانی.ایرانِ تاریخی شامل دورههای گوناگون، اقوام گوناگون، زبانهای گوناگون، سنتهای دینی گوناگون و تجربههای سیاسی بسیار متفاوت است.اگر از میان این تاریخ چند هزار ساله، کوروش و هخامنشیان به صورت ویژه به عنوان نقطهی آغاز «ایران» انتخاب شوند، این دیگر صرفاً تاریخنگاری نیست؛ نوعی انتخاب حافظهی تاریخی است.۶. آیا این متن به نفع ایرانشهری است؟به صورت مستقیم نمیتوان گفت محدثی در این نوشته نظریهی ایرانشهری را تبلیغ میکند.🔴 اما به صورت غیرمستقیم، این نوشته میتواند در جهت تقویت برخی عناصر گفتمان ایرانشهری عمل کند.چرا؟زیرا یکی از مؤلفههای مهم گفتمانهای ایرانمحور، ساختن یک پیوستار تاریخی از ایران باستان تا ایران امروز است؛ و کوروش در این ساختار معمولاً یکی از شخصیتهای بسیار مهم این پیوستار میشود.وقتی تأکید میشود:کوروش گمنام نیست؛اسناد درجهاول دربارهی او داریم؛میتوان زندگی و شخصیت او را بر اساس این اسناد بازسازی کرد؛هخامنشیان سیاست مداراگرانهی دینی داشتهاند؛و باید روایتهای مربوط به او را دقیقتر بررسی کرد؛در مجموع، حتی بدون نیت سیاسی، سرمایهی نمادین کوروش افزایش پیدا میکند.به عبارت دیگر:محدثی لزوماً ایرانشهریگری را تبلیغ نمیکند، اما این متن میتواند به یکی از مصالح فکری آن تبدیل شود.این دو گزاره را نباید با یکدیگر خلط کرد.۷. چرا این موضوع در ایران معاصر حساس است؟کوروش در ایران امروز فقط یک موضوع باستانشناختی نیست.پژوهشهای دانشگاهی دربارهی جایگاه کوروش در ایران معاصر نیز نشان دادهاند که بحث دربارهی او با منازعه بر سر نسبت «هویت ایرانی»، مؤلفههای دینی و مؤلفههای ملی و قومی گره خورده است. بنابراین هر سخن دربارهی کوروش، خواه موافق و خواه مخالف، میتواند وارد میدان بزرگترِ سیاست حافظه و هویت شود.به همین دلیل، مورخ باید میان دو کار تمایز بگذارد:بازسازی کوروش تاریخیوساختن کوروش برای هویت امروز.اولی وظیفهی تاریخنگاری است؛ دومی مسئلهای فرهنگی، سیاسی و هویتی است.۸. یک تناقض ظریف در نوشتهی محدثیمحدثی بهدرستی از روایتهای متکثر سخن میگوید.اما اگر واقعاً روایتها متکثرند، نباید فقط روایتهای مثبت و منفی دربارهی کوروش را با اسناد درجهاول محک زد؛ بلکه باید پرسید:چرا اصلاً جامعهی معاصر ایران چنین سرمایهگذاری عظیمی بر شخصیت کوروش کرده است؟یعنی خودِ «تولید کوروش به عنوان نماد» نیز باید موضوع پژوهش تاریخی و جامعهشناختی قرار گیرد.در اینجا یک پرسش مهمتر شکل میگیرد:آیا ما در حال شناختن کوروش هستیم؟یاآیا در حال ساختن «کوروشِ مورد نیاز امروز» از میان قطعات باقیماندهی گذشته هستیم؟این پرسش دربارهی بسیاری از شخصیتهای تاریخی صدق میکند، اما دربارهی کوروش به دلیل جایگاه نمادین او اهمیت بیشتری دارد.۹. نتیجهبنابراین نقد محدثی را نباید به سادگی «دفاع از کوروش» نامید.او در بخشهایی از نوشته، تصویر بسیار مثبتی از کوروش ارائه نمیدهد و حتی از جهانگشایی، قتل و غارت سخن میگوید.اما مشکل دیگر در جای دیگری است:او کوروش را از اسطوره به سند منتقل میکند، ولی ضرورتاً او را از مرکزیت هویتی خارج نمیکند.و این تفاوت بسیار مهم است.#کورش#هخامنشیان#مداراگریـدینی#روایتهای_کورش#سید_عبدالمجید_الهامی@NewHasanMohaddesi


