✅ماجرای اولین و آخرین دیدار من با باقر خرازی؛ از کارچاق کنی و سرکیسه کردن ملت تا خرید باشگاه منچستر…
انتشار: 2026/08/16 14:33 UTCدریافت: 2026/08/17 01:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 01:54 UTC
✅ماجرای اولین و آخرین دیدار من با باقر خرازی؛ از کارچاق کنی و سرکیسه کردن ملت تا خرید باشگاه منچستر✍️علی برناییاواخر شهریور ۸۶ بود. یه روز دوستی که سالها تو راهروهای وزارت صنایع و معادن و به خصوص شرکت ملی مس تو شناسایی و بوکشیدن رانت خبره شده بود و از صد فرسخی بوی رانت رو استشمام می کرد بهم زنگ زد و گفت تو اینترنت و شرکتش سر در میاری؟ پرسیدم چطور؟ گفت یه بنده خدایی گفته می تونم برات مجوز ISP بگیرم. بگیرم تو می تونی راه بندازی؟ گفتم نه سرمایه دارم و نه وقتش رو ولی کمکی خواستی دریغ نمی کنم.گفت پس من قرار رو فیکس می کنم بیا فقط توضیحات فنی بده طرف فکر نکنه من هیچی بارم نیست. گفتم باشه و روز موعود رسید و ادرس رو برام پیامک کرد. یه دفتر حوالی سازمان برنامه شمالی بود.قرار عصر بود. رسیدم و ماشین رو پارک کردم و ساختمون رو پیدا کردم و وارد دفتر شدم.یه دفتر فوق لوکس برای اون زمان بود.سالن انتظار کف سنگ اسلب روشن، مبلمان چرمی لوکس، میزهای سنگی، نور مخفی، تلویزیون ۷۵ اینچ و سیستم صوتی و تهویه مرکزی. آشپزخانه فول با فرنیش توکار Miele و دفتر اصلی هم میز مدیریتی چوب و چرم، صندلی ارگونومیک لوکس، نیمست مهمان، تلویزیون ۶۵ اینچ، سیستم ویدئوکنفرانس، پرده برقی، کتابخانه و گاوصندوق و یه بوفه و کتابخونه پر از کتابهای دکوری و اشیای لوکس.کلا معلوم بود تو اون دفتر قراره همه چی رو بکنن تو چشم ارباب رجوع.یه ۱۰ دقیقه ای تو دفتر نشستیم و درو دیوار و وسایل رو نگاه کردیم تا بالاخره حاج آقا تشریف فرما شدن!و اون حاج آقا کسی نبود جز حاج #محمدباقر_خرازی که دو ماه قبلش با داستان خرید باشگاه #منچستر_یونایتد سر زبونها افتاده بود و البته اسباب مسخرگی ملت شده بود.یه نگاه بد به رفیقم کردم که مرتیکه چرا نگفتی قراره بیایم پیش این یابو و اونم سریع نگاهشو دزدید! حالا دردسرتون ندم، حاج آقا با یه لباده آبی روشن و گیسوان روغن زده نشست جلوی ما و بعد تعارفات اولیه گفت شمارو کی فرستاده و دوستم بعد دادن نشونی شروع کرد با آب و تاب توضیح دادن.وسط کار و قبل اینکه قرار باشه از نظر فنی هم طرح رو توضیح بدیم باقر خان عرض کردن من که از جزییات سر در نمیارم ولی روال کار ما اینه، سرمایه رو خودتون میارید و مجوز رو ما میگیریم،به اسم شما ولی یه چک ضمانت میدین و یه قرارداد ۷۰ درصد ما ۳۰ درصد شما. اگرم سرمایه ندارید ما وام رو برای شما اوکی می کنیم ولی ۲۵ درصدش رو بر می داریم! بنده خدا خیلی مختصر و مفید حرفشو زد و بعدم به بهانه جلسه دیگه مارو حواله داد به رییس دفترش و ایشون هم گفت فکراتونو کردین به من خبر بدید که یه جلسه فیکس کنم!دیگه زیاد کشش ندم. حساب کردیم دیدیم با این وضعیت بخوایم نزدیک ۲ میلیارد وام بگیریم و ۵۰۰ میلیونشو اول کار بدیم حاج آقا خرج اوباش چماق به دست #حزب_الله کنه و ۷۰ درصد سود رو هم دودستی تقدیم کنیم و احتمالا سر سال نشده سر از زندان در بیاریم! القصه بعد چارتا غرولند و فحش به دوست رانتجو برگشتم سمت دفتر کارم و مرتب با این موضوع فکر می کردم که نکنه حاج آقا قصد داره منچستر یونایتد رو با این پولا از خانواده گلیزر بخره و اسمش رو به خیبر تغییر بده!!
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- سهام نیوز · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۳۵
- نیستان5 · تطابق دقیق — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۵۰
- نیستان5 · تطابق دقیق — ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۵۴
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

