
مهمترین پیآمد حکومت قانون آزادی همهی شهروندانِ برابر و تأمین آزادیهای آنان است. تا زمانیکه شالودهی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین میکنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 25 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/25 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 25 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ولیکن پدران، با توجّه به اینکه ثروت را اغلب مردان جسور و پرجنبوجوش خلق میکنند، از دیدن سرزندگی و پویایی پسرانشان خوشحال میشوند؛ این را به فال نیک میگیرند که آنها مردانی موفّق خواهند بود و به فوتوفنها و شگردهایی که آنها با همکلاسیهایشان انجام میدهند…کسانیکه قصد دارند فرزندانشان را تربیّت و هدایت کنند، باید این کار را از همان دوران خردسالی آغاز کرده و اطمینان حاصل کنند که کودکان کاملاً از ارادهی پدرومادر خود پیروی میکنند. اگر میخواهید فرزندتان پس از دوران کودکی همچنان فرمانبردار شما باشد، باید اقتدار پدری را درست از زمانی تثبیت کنید که او قادر به پذیرش فرمانبرداری است و درک میکند که تحت اختیار چه کسی قرار دارد. اگر میخواهید او برای شما احترام و هیبتی قائل باشد، این حس را در دوران نوزادی و کودکی در او نهادینه کنید؛ و هرچه او به سن بزرگسالی نزدیکتر میشود، اجازه دهید به شما نزدیکتر و با شما صمیمیتر شود. بدین ترتیب، او را در دوران کودکی (چنانکه شایسته است) فرمانبردار خود خواهید یافت و در بزرگسالی، دوستی مهربان و صمیمی.بهگمان من، کسانیکه در برخورد با فرزندانشان دچار اشتباهی فاحش میشوند، همانهایی هستند که در دوران خردسالی فرزندان، بیشازحد به آنها آزادی و محبّت افراطی نشان میدهند، ولی وقتی فرزندان بزرگ شدند، با آنها سختگیرانه رفتار کرده و فاصلهای میان خود و آنها ایجاد میکنند؛ زیرا آزادی و مدارای بیشازحد، سودی برای کودکان ندارد و نبودِ قدرت تشخیص و قضاوت در آنها، نیازمند اعمال محدودیّت و انضباط است. در مقابل، رفتار آمرانه و سختگیری شدید، شیوهای نامناسب برای برخورد با بزرگسالانی است که خود از نیروی عقل و خرد برای هدایت خویش برخوردارند؛ مگر آنکه بخواهید فرزندانتان در بزرگسالی از شما بیزار شوند و در خلوت خود با حسرت و آزردگی بپرسند: «پدر چه زمانی خواهی مرد؟»بهگمانم همه این نکته را منطقی میدانند که فرزندان در دوران خردسالی باید پدرومادر خود را همچون سروران و حاکمان مطلق خویش ببینند و نسبت به آنها احساس هیبت و احترام داشته باشند؛ و هنگامیکه به سنّ بلوغ و پختگی رسیدند، باید آنان را بهترین و مطمئنترین دوستان خود بدانند و با عشق و احترام با آنها رفتار کنند. اگر اشتباه نکنم، روشی که پیشتر ذکر کردم، تنها راه دستیابی به این هدف است.ما باید فرزندان بزرگسال خود را همتراز با خویشتن بدانیم که همان احساسات و امیال ما را دارند. ما دوست داریم موجوداتی عاقل و خردمند قلمداد شویم و از آزادی خود برخوردار باشیم؛ ما از سرزنشها و تحکّمهای پیدرپی بیزاریم و نمیتوانیم بدخلقی و فاصلهی زیاد رفتاری را در کسانیکه با آنها معاشرت میکنیم، تاب بیاوریم. هر کس در دوران بزرگسالی با چنین برخوردی روبهرو شود، بهدنبال همنشینان، دوستان و گفتوگوهای دیگری خواهد گشت که در کنار آنها احساس راحتی و آسودگی کند.● جان لاک، نکاتی در باب آموزش➣ @Notes_On_Liberty
«بنفشهزار شود تربتم چو درگذرم»❈ صدای ماندگار آواز ایران خاموش شد؛ استاد ایرج خواجهامیری درگذشت. روانش در آرامش باد!➣ @Notes_On_Liberty
حزب دموکرات آمریکا به عنوان قدیمی ترین و اصیل ترین حزب این کشور عملاً تبدیل به پایگاه چپ ها و اسلام گراها شده. واقعاً باید مورخان در آینده بشینن تحقیق کنن ببینن چجوری در 15 سال اخیر این حزب راستگرا و اصیل آمریکایی اینقدر تغییر کرد! فکر می کنم همه چیز از دوران…حزب دموکرات آمریکا نه اصیلترین حزب در آمریکاست و نه از ابتدا راستگرا بوده که حالا چپگرا شده باشد! این حزب همواره، از ابتدای پیدایش، پشتیبان ایدههای چپگرایانه بوده و همواره تغییرات عمدهای را در ساختار ایالات متّحده پدید آورده است؛ حزبی که ظهورش با انتخابات ۱۸۲۴، اندرو جکسون و دگرگونی فاجعهبار نظام انتخاباتی آمریکا پیوند خورده، مدافع سیاستهای انبساطی و تورّمزایی مانند free silver بوده، پیشگام تصویب متمّم شانزدهم و وضع مالیات بر درآمد (امری خلاف قانون اساسی) بوده، در گسترش حقّ رأی، حمایت از جنبشهای فمینیستی و اصلاح نژادی نقش پررنگی داشته، رؤسای جمهور دهشتناکی مانند ودروو ویلسون (با قانون تخصیص بودجهی ارتش ۱۹۱۶ و ملّیسازی صنایع و اموال خصوصی، با قانون جاسوسی و بازگرداندن خدمت اجباری که همگی دولت را فراگیر کردند) و فرانکلین روزولت (با سیاستهای فاشیستی نیودیل: ملّیسازیها، مصادرهی طلا) تحویل داده، چگونه راستگرا و اصیل تواند بود؟ البته بسیاری از این ایدههای چپگرایانه طرفداران زیادی در بین ایرانیان -بهویژه آنهایی که خود را چپستیز میپندارند- دارد ولی نه راستگرایانهست و نه ربطی به ارزشهای لیبرتارینی و اصول بنیادین آمریکایی دارد.
مدتی حوصلهی فعالیت ندارم. مجالی بود بعداً ادامه میدیم.
📃 استبداد نوین و شیوههای آن | ✍🏻 ویلیام هنری چمبرلین ➣ @Notes_On_Liberty پیش از جنگ [جهانی اوّل]، دشمن معمولی آزادی، خودکامهی سنّتی یا نظامی جاهطلبی بود که با پشتیبانی سربازانش میتوانست خود را به صورت ناپلئون کوچک درآورد. هم پادشاه مطلقه و هم دیکتاتور…📃 استبداد نوین و شیوههای آن (۲) | ✍🏻 ویلیام هنری چمبرلین➣ @Notes_On_Libertyهیچیک از ترفندهای سرکوب و قساوت اداری را نمیتوان یافت که دیکتاتوریهای فاشیستی از عملکرد اتّحاد جماهیر شوروی نیاموخته باشند یا نمیتوانستند بیاموزند. آنها خود را شاگردانی بسیار مستعد نشان دادهاند. کتابهای بسیاری دربارهی شکنجههای روحی و جسمی افرادی که در چنگال «گ.پ.او»ی شوروی (که اکنون تغییر نام داده)، گشتاپوی آلمان و پلیس سیاسی ایتالیا گرفتار شدهاند، نوشته شده است. در اینجا میتوان به برخی از مهمترین روشهای اداری اشارهی گذرایی کرد که در هر سه دیکتاتوری دیده میشوند:- اعدام بدون محاکمهی علنی و صدور حکم دستهجمعی برای فرستادن «ضدّانقلابیون» به اردوگاههای کار اجباری و تبعیدگاهها.- گروگانگیری همسران و دیگر بستگان مجرمان و مظنونان سیاسی.- جرمانگاری سنگین خروج بدون مجوّز رسمی شهروندان از کشور.- یافتن بز طلیعهی خیالی برای خطاهای فاحش حکومت.تفاوتهای بین فاشیسم و کمونیسم، که در عالم نظر بسیار زیادند، در بسیاری از موارد در عمل بهطور قابلتوجّهی کاهش مییابد. برای مثال، تفسیر استالین از کمونیسم، پیوسته و بیگمان ملّیگرایانهتر و روسیهمحورتر میشود. در حال حاضر، سوسیالیسم ملّی آلمان در خارج از مرزهای آلمان نیروی انفجاریتری نسبت به کمونیسم در بیرون از روسیه است. همبستگی ملّی و نژادی در زندگی واقعی نیرویی قویتر از همبستگی طبقاتی، که از سوی کمونیستها موعظه میشود، است. جذابیّت عاطفی سوسیالیسم ملّی برای آلمانیهای خارج از آلمان -در اتریش و چکسلواکی و دانتزیگ- بسیار جذّابتر از کشش کمونیسم برای کارگران خارج از روسیه است. تا آنجاکه میتوان از گزارشهای منتشره قضاوت کرد، هم آلمان و هم ایتالیا کمکهای مادّی بیشتری به شورشیان اسپانیا کردهاند تا اتّحاد جماهیر شوروی به حکومت «جبههی خلق» که کمونیستها در آن حضور دارند.🖇 متن کامل: استبداد نوین و شیوههای آن (۲)#استبداد #دولت #پروپاگاندا#سوسیالیسم #فاشیسم #نازیسم➣ @Notes_On_Liberty
رفیق تدینوف به رفیق وُزنِسِنسکی در جلسهی گسپلن: مردم پولشون رو طبق سلسلهمراتب ضروریات خرج میکنند، هیچکس، تأکید میکنم هیچکس، اول ماه نمیره گوشی عوض کنه. همه اول میرند سراغ شکم، پس ما بیایم شکمشون رو سیر کنیم. گوشی و سفر استانبول مهم نیست. من این برنامه…واکنش اونی که کلیهش رو فروخته تا آیفون بخره به مکاشفات رفیق تدینوف:
رفیق تدینوف به رفیق وُزنِسِنسکی در جلسهی گسپلن: مردم پولشون رو طبق سلسلهمراتب ضروریات خرج میکنند، هیچکس، تأکید میکنم هیچکس، اول ماه نمیره گوشی عوض کنه. همه اول میرند سراغ شکم، پس ما بیایم شکمشون رو سیر کنیم. گوشی و سفر استانبول مهم نیست. من این برنامه رو براساس دانش عمیقم تدوین کردم.رفیق وزنسنسکی: ایول رفیق! کاش امثال تو رو بیشتر داشتیم. تصویب شد.
این [چیزی که توی اسپانیا میبینید] دموکراسی واقعی نیست؛ دموکراسی واقعی هنوز اجرا نشده، منتظره تا دموکراسیطلب ایرانی اجراش کنه.
وقتی در برابر یک ارتش منظّم و منضبط، دهقانان بیمهارت و غیرمسلّح قرار گیرند، چه شانسی برای حفظ آزادی وجود دارد؟ بگذارید به صفحات تاریخ برگردم تا شما را از خطر فعلیتان آگاه کنم. تاریخ اکثر ملل جهان را به یاد بیاورید. چه ویرانیها و خرابیهایی توسّط ارتشهای دائمی رقم خورده است؟ نمونهای که هنوز در حافظهی برخی اعضای این مجلس هست به ما نشان میدهد که چگونه میتوان مردم مسلّح ما را نابود کرد. چهل سال پیش، هنگامیکه قطعنامهی انقیاد آمریکا در بریتانیای کبیر تشکیل شد، مردی نیرنگباز، [سر ویلیام کیت] که فرماندار پنسیلوانیا بود، به پارلمان بریتانیا توصیه کرد که مردم را خلع سلاح کند. چون این بهترین و مؤثّرترین راه برای بردگی آنهاست. ولی نباید این کار را آشکارا انجام داد. بلکه باید آنان را تضعیف کرد و تدریجاً مدفونشان ساخت. این طرحی فوقالعاده ناعادلانه بود. چرا ما برای جلوگیری از خطر نابودی مردم مسلّحمان، قدرت واقعی و طبیعیمان، تدبیری نیاندیشیم؟● جرج میسون، سخنرانی در مجمع ویرجینیا ۱۴ ژوئن ۱۷۸۸➣ @Notes_On_Liberty
«مرداد مَه است سخت خرّممِی نوش پیاپی و دمادم»(مسعود سعد)ـ᪥ـ جشن امردادگان فرخنده باد!➣ @Notes_On_Liberty
دست خالی جلوی گلوله رفتن نه شجاعت است، نه درایت، نه عقلانیت، نه حماسهسازی، نه نتیجهبخش. #بدیهیاتپ.ن: سوال «برنامهی شما چیه؟» هنگام رسیدن به تنگنا و تهی شدن از استدلال هم معضلی شده. بیان دیگرش اینه: «اگه دست خالی جلوی گلوله نریم و به هیچی نرسیم، پس چی کار کنیم؟» شما وقتی میتونی از بقیه بپرسی «برنامهت چیه؟» که خودت برنامهای داشته باشی و حالا از مخالفان اون برنامه میپرسی که جایگزینت چیه. نهایت برنامهی یارو اینه که «امشب و فرداشب برید تو خیابون بعد بهتون میگم چی کار کنید.»سالها اپوزیسیون ایران (بلندگوی گفتمان اصلاحطالبی در خارج از ایران)، با تکرار مکرر خشونتپرهیزی و گذار مسالمتآمیز ذهن مردم رو پریشان و مغشوش کرده و هرگونه سخن گفتن دربارهی سازماندهی و کنش انقلابی رو محکوم و در نطفه خفه کرده. سخن گفتن از کنش انقلابی باعث ترویج این ایده میشه و در نهایت عملی میشه. کوتاه اینکه: تغییر ایده باعث تغییر روش و عملکرد میشه.با بلاهت ذاتی و غلیظتون فکر میکنید که پرسیدن «برنامهی شما چیه؟» تیر زهرآگینیه که در هر نقدی رو بیاعتبار میکنه در حالیکه بیشتر بیمایگی و مغالطهکاری خودتون رو عیان میکنید. برنامهی من اینه که تو گوه نخوری.
دست خالی جلوی گلوله رفتن نه شجاعت است، نه درایت، نه عقلانیت، نه حماسهسازی، نه نتیجهبخش. #بدیهیات
جنگها، آمادهسازی پیش از آنها و پیامدهایشان، همگی به برقراری «دولت تمامیّتخواه» میانجامند؛ یعنی به سوی گسترش سیطرهی حکومت و افزایش روزافزون مسائل و مشکلات کلان. ولی تنها کسانیکه قادرند فراتر از ظواهر را ببینند، درمییابند که وقتی مردمان در چارچوب یک تشکیلات قدرتمحور -سوسیالیسم، اقتدارگرایی، دولت رفاه یا اقتصاد دستوری- گرد هم میآیند و بهاصطلاح «کلانمحور» میشوند، وقوع جنگ ممکن، و در واقع بسیار محتمل میگردد. انسانها در بازار آزاد، یعنی مردمی که دغدغههای خود را به مسائل خُرد محدود کرده و بر اساس انتخاب آزاد و بهصورت فردی عمل میکنند اهل جنگافروزی نیستند؛ کار آنها خلق کردن و دادوستد است! درست همانگونه که مردمان دولتهای همجوار ایلینوی و ویسکانسین رفتار میکنند، دیگر مردمان نیز اگر از گزند دخالتهای مزاحمان و فضولها در امان باشد و سرگرمِ کار خود، همینگونه عمل خواهد کرد.● لئونارد رید، ژرفتر از آنچه فکر میکنید➣ @Notes_On_Liberty
همه چیز در معرض زوال و دگرگونی است. زمانیکه یک دولت، پس از جان سالم به در بردن از خطرات بزرگ و متعدّد، دارای قدرت عظیم و حاکمیّت کامل و بیچونوچرا میشود، بیگمان تداوم طولانی رفاه به ظهور سبک زندگی پرهزینه و تجمّلگرایانه میانجامد و ذهن مردمان درگیر رقابتهای جاهطلبانه شده و شدیداً مشتاق و حریص دستیابی به مقام و قدرت میشوند.با فزونیگرفتنِ این مفاسد، میل به قدرت و حکمراندن بر مردم نخستین گامها را برای ویرانی جامعه برمیدارد؛ سپس تکبّر و تجمّلگرایی این روند را پیش میبرند؛ و سرانجام، دگرگونی بهدست تودهی مردم کامل میشود: آنگاه که طمع برخی به آنان آسیب میرساند، و جاهطلبی دیگران غرورشان را باد میکند و با امیدهای فریبنده مسمومشان میسازد.زیرا در آن حال، آنان که از خشم شعلهور شده و تنها از امیال خویش پیروی میکنند، دیگر تن به هیچ قیدوبندی نمیدهند و به سهمی برابر در ادارهی امور، در کنار حاکمان پیشین، راضی نمیشوند؛ بلکه تمام حاکمیّت و زمامداری امور را یکسره به چنگ میآورند.زمانیکه چنین اتّفاقی رخ دهد، دولت در ظاهر زیباترین نامها، یعنی دولت آزاد و مردمی را به خود خواهد گرفت؛ ولی در حقیقت بزرگترین مفاسد و شرارتها خواهد بود: حکومت تودهها.● پولیبیوس، تواریخ (دفتر ششم)➣ @Notes_On_Liberty
آلوین گولدنر معتقد است که نوعی «عقدهی افلاطونی» در میان روشنفکران غربی وجود دارد. او به استدلال افلاطون در کتاب «جمهوری» اشاره میکند که بر اساس آن، فیلسوفان -که بهطور ویژه برای این وظیفه آموزش دیدهاند و از داشتن مالکیّت خصوصی منع شدهاند- باید سران دولت باشند. این استدلال دیرزمانی تأثیر زیادی نداشت و چندان مورد توجّه نبود. با اینحال، همزمان با گسترش ایدههای شایستهسالاری (Meritocracy) و امکان دستیابی افراد بااستعداد به مشاغل گوناگون پس از انقلاب فرانسه (و البته همزمان با شکلگیری طبقهی روشنفکر)، این ایده، دستکم برای شماری از روشنفکران، پذیرفتنیتر جلوه کرد که قدرت سیاسی باید در اختیار صاحبان استعدادهای فکری باشد نه در انحصار کسانیکه بهواسطهی تولّد یا انتخاب به آن رسیدهاند. در سدهی نوزدهم، کُلریج و پیروانش در انگلستان نخبگان فکری جدید را «کلریسی» (Clerisy یا قشر روشنفکر) مینامیدند؛ در فرانسه نیز پیروان سنسیمون، و همچنین اگوست کنت و هوادارانش (که به پوزیتیویستها شهرت داشتند)، استدلالهایی در باب ضرورتِ حکمرانی روشنفکران ارائه میکرد.● نبرد میان روشنفکران و سرمایهداری➣ @Notes_On_Liberty
چیز خاصّی بر سرش نیومده و قرار نبوده نتایجی جز این بر جای بگذاره. آموزش دولتی هم مثل هر چیز دولتی دیگه، و به همان دلایل، ناکارآمده. آموزش دولتی مثل بهداشت و درمان دولتی و کارخانهی دولتی اداره میشه؛ جاییکه هیچ انگیزهی برای تولید وجود نداره. معلّمی که حقوق ثابتی دریافت میکنه و مهم نیست چقدر تلاش کنه؛ دستمزد تابع تلاشش نیست (حتّی اگر سی برابر رقم فعلی باشه). نظامی که هدفش یادگیری نیست بلکه نمرهگرفتن در اون اولویّت داره. موادّ درسی که نه به درد دانشآموز میخورند نه با استعدادها و علایق اون سازگارند، نه جذابیّتی برای اون دارند و خوندن و حفظ کردنش صرفاً استرس و کلافگی داره. حجم درسی زیاد که اغلبشون هیچگاه در زندگی واقعی کاربرد ندارند و مثل آوار بر سر دانشآموز خراب میشند. این مشکلات، مشکلات نظام دولتی در همهجاست؛ حجم بیشتر دولتگرایی یا تعویض دولت (عبا با کراوات) مشکلی رو حل نمیکنه.➣ @Notes_On_Liberty
ارزش و زیبایی لیبرالیسم در بنیان آن در یک ایده عمیقاً انسانی نهفته است: هر فرد بر اساس ترجیحات، شرایط و برنامه زندگی خود، عمل میکند، انتخاب میکند و به دنبال ابزاری است که برای دستیابی به اهدافی که برای خود ارزشمند میداند، مناسبترین میداند.سوسیالیسم و رهبری سیاسی از یک فرض متفاوت شروع میشوند: اینکه دولت، متخصصان یا نخبگان میتوانند تعیین کنند که چه چیزی «برای همه بهتر است». با این حال، هیچ مرجعی نمیتواند بهطور کامل خواستهها، نیازها و اولویتهای میلیونها نفر را بداند. تلاش برای جایگزینی این تنوع با یک اراده جمعی واحد نه تنها غیرممکن است، بلکه مغایر با آزادی انسان نیز میباشد.حتی از منظر معنوی، اراده آزاد نشان میدهد که کرامت فرد دقیقاً در ظرفیت او برای انتخاب، موفقیت، شکست و یادگیری نهفته است. وقتی سیستمی تلاش میکند این آزادی را با تصمیمات تحمیلی از بالا جایگزین کند، در نهایت پیچیدگی طبیعت انسان را نادیده میگیرد. به همین دلیل است که سوسیالیسم بارها و بارها شکست میخورد: زیرا تلاش میکند از موضع قدرت برنامهریزی کند، کاری که تنها میتواند از آزادی، مسئولیت و همکاری داوطلبانه ناشی شود.
#جان_عادل_فردوسیپور_در_خطر_است#جان_حسین_رونقی فعلاً در خطر نیست، فعلاً سرگرم فردوسیپور بشید.
سوسیالیسم بهطور کلّی سابقهی شکست دارد؛ سابقهای چنان آشکار که تنها یک روشنفکر میتواند آن را نادیده بگیرد یا از پذیرش آن طفره برود. حتّی کشورهایی که زمانی مرفّهتر از همسایگان خود بودند، تنها پس از یک نسل از سیاستهای سوسیالیستی، خود را بسیار فقیرتر از همسایگان خود یافتهاند. چه این کشورهای همسایه غنا و ساحل عاج باشند و چه برمه و تایلند، داستان در سراسر جهان یکسان بوده است. شکست اقتصادی بدترین قسمت ماجرا نیست. میلیونها قربانی استالین، مائو و پل پوت بهدلایل سیاسی واقعیّتی غمانگیزتر است.● توماس سوول، بقای چپگرایی➣ @Notes_On_Liberty
🌟 به زودی این پست حذف خواهد شد لطفاً زودتر وارد شوید .💎〰
با انتخاب کلید موردنظر، به جامعه دوستداران دانش، هنر، سینما و فلسفه بپیوندید.📄🌼 بانک کامل PDF و منابع آموزشی تخصصی برای تمامی رشته ها . ▶️این پست تبلیغاتی نیست، برای پیشرفت و رشد شماست، مجموعه ای از بهترین ها.🥳
هرگز به سمت مبارزهی واقعی با دولتتان نروید، چراکه این کار باعث نابودی کشورتان میشود و زمین سوخته بر جای میگذارد. در صورتیکه با دولت مبارزه کنید موشکهایی به رودهایتان میزند و رودها را میخشکاند (حتی رودهای قابل کشتیرانی را)؛ با موشکی دیگر دریاچههای پرآب را که هرساله گردشگران زیادی را جذب میکند، میخشکاند؛ با موشکهای دیگر مزارع و باغهای شما را که محصولش را به سرتاسر جهان صادر میکنید میخشکاند؛ با بمبهایی خانههای محکمتان را که غیرممکن است با فرونشست تخریب شود، نابود میکند؛ با بمبهایی دیگر طی دو روز چند ده هزار نفرتان را میکشد. سبب جلای وطن عدهی زیادی هم میشود. احتمالاً ارزش پولتان را هم تضعیف کند و سبب فقر شما شود و مشاغلتان را نابود کند.نهایتاً بروید توی خیابان بوق بزنید، شعاری بدهید و به خانه برگردید؛ در این نوع «مبارزه»ی دهشتناک، دولت شما را میبوسد، به شما گل میدهد و از شما تشکر میکند؛ در طرحهای توسعهای که تا امروز سبب پرآبتر شدن رودها و گسترش زمینهای کشاورزی شده خللی وارد نمیشود. اصلاً چرا میخواهید با دولتی که تا حالا به کشور شما و مردم شما آسیبی وارد نکرده مخالفت کنید؟ خاک بر سرتان.#منطق_اپوزیسیونی➣ @Notes_On_Liberty
استعمارگر ۱ - مستعمره ۰