او امن بود و دنج. اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرار کرده ها...-لاادری
همین روزها؛ اتفاقاتِ خوب، خواهند افتاد؛ درست وسطِ روزمرِگیهایمان، دلخوشیها راهشان را گم خواهندکرد و اینبار به سمتِ ما روانه خواهندشد. شبهایی را میبینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان میخوابیم و صبحهایی که با اشتیاقِ دلخوشیهای تازه بیدار میشویم. من شک ندارم؛ یکی ازهمین روزها... همه چیز درست خواهد شد... نرگس صرافیان طوفان