گراویتون؛ کوانتومِ گرانش چیست؟ بخش ۲ از ۱۰ اگر در قسمت قبل دیدیم که نسبیت عام و نظریه کوانتومی در ب…
انتشار: 2026/08/21 11:41 UTCدریافت: 2026/08/22 16:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 16:00 UTC
گراویتون؛ کوانتومِ گرانش چیست؟ بخش ۲ از ۱۰ اگر در قسمت قبل دیدیم که نسبیت عام و نظریه کوانتومی در بنیادیترین سطح به یکدیگر میرسند و مسئلهای حلنشده ایجاد میکنند، حالا باید یک پرسش طبیعی بپرسیم: اگر گرانش واقعا کوانتومی باشد، کوانتومِِ گرانش چیست؟ برای…این پست قبلی را ادامه نمیدهم، چون استقبال از این بحث بسیار کم است؛ و این تصمیم قطعی هست.قرار بود در ۸ بخش بعدی به اینها بپردازم که میتوانید به عنوان کلید واژه در این بحث داشته باشید:کوانتومی بودن گرانشجایگاه نسبیت عام بهعنوان حد کلاسیکچرا کشف گراویتون الزاماً به معنی بنیادی بودن فضاـزمان نیستمقایسه تاریخی با هیگز، نسبیت و کوانتومشاید جهان در فضا و زمان قرار ندارد؛ شاید فضا و زمان خودشان محصول جهان باشند.فضاـزمان در نیوتنفضاـزمان در اینشتینتفاوت واقعی بودن و بنیادی بودنزمان در نیوتنزمان در نسبیتزمان در مکانیک کوانتومیمسئله زمان در گرانش کوانتومیآیا جریان زمان بنیادی است یا emergent؟ایدهٔ هولوگرافیکبحث AdS/CFTدو توصیف متفاوت از یک فیزیکاینکه چگونه هندسه میتواند از درجات آزادی نظریه دیگری پدیدار شودچرا این ایده مهم است، بدون اینکه آن را بیش از شواهدش بزرگ کنیمآیا بنیادی نبودن یعنی غیرواقعی بودن؟فرق ontology و effective descriptionآیا واقعیت باید حتما مکانی باشد؟اشیا در فضا در برابر روابطی که فضا را میسازندمادهمیداناطلاعاتروابطعلیتهندسهزمانکوپرنیک ؛ جایگاه زمینداروین ؛ جایگاه حیات و انساناینشتین ؛ فضا، زمان و گرانشکوانتوم ؛ ماده و اندازهگیریو شاید گرانش کوانتومی ؛ بنیان فضا، زمان و خودِ ساختار واقعیتهدف نهایی این آخری بود
پستهای تلگرام — افــــــق رویـــــداد
چون در گذشته نوشته بودم ترامپ دروغ میگوید و تنگه هرمز بسته است و تا امروز هم چنین بوده، اکنون تغییر قابل توجهی ایجاد شده است:به گزارش آکسیوس و به نقل از سه مقام آمریکایی، حدود ۴۰ نفتکش شامگاه جمعه از مسیر عمیقآب جنوبی تنگه هرمز، در هر دو جهت عبور کردند.در طول شب، حدود ۱۶ میلیون بشکه نفت از طریق مسیر جنوبی از تنگه هرمز خارج شد.➖➖➖➖این تردد قابل توجه است اگر ادامه دار باشد اهرم تنگه هرمز را تا حد قابل توجهی خنثی میکند.روی هم رفته این یک پیشرفت مهم است و به ضرر رژیم حاکم بر ایران.اگر به همین صورت تردد در مسیر غیرایرانی تنگه هرمز ادامه داشته باشد یک شکست قابل توجه دیگر در کارنامه رژیم رقم میخورد و چیزی که از آن به عنوان جایگزین بمب اتم یاد میکردند تا حدی بدون استفاده میشود.(لازم است یادآوری کنم که مسیرهای زمینی هیچگاه به خوبی جای مسیر دریایی را نمیگیرند. چون افزایش زمان و مسافت و ماهیت زمینی بودن، یعنی هزینه بیشتر در نتیجه کاهش ارزش نفت برای تولید کننده و در نتیجه قیمت نامناسب در بازار؛ بنابراین غرب نیز از این آگاه بوده که کف مسیر جنوبی را کَرانده تا این مسیر برای استفاده مناسب شود.) اکنون محاصره دریایی ادامه دارد، تحریمهای جدیدی نیز از راه خواهند رسید؛ کمبود سوخت وجود دارد و به زودی اگر اتفاقی نیافتد، کمبود شدیدتر میشود و قیمت سوخت هم افزایش خواهد یافت، با افزایش قیمت و کاهش عرضه سوخت اگر رژیم مذاکره نکند و مشکل را حل نکند خیزش مردم علیه رژیم حاکم بسیار محتمل خواهد بود. البته که سران سیاسی رژیم نیز از این موضوع آگاه هستند به همین دلیل به شدت خواهان توافق هستند، اما مانعی برای آنها وجود دارد: سپاه؛ بخش نیروی ایمانی.ولی موضوع اینجاست که سپاه از انسان تشکیل شده و این افراد خودشان حقوق میگیرند به غذا و دارو و امکانات برای خانواده نیازمند هستند و زمانی که اینها کاهش یابد و همزمان هر چه که هست نیز گران شود و حقوق آنها دیر پرداخت شود یا کاملا قطع شود بخش قابل توجهی از آنها از خدمت غایب میشوند، استعفا میدهند یا حتی از خدمت فرار میکنند؛ یا سرپیچی از فرمان. این یعنی فشار اینبار تنها متوجه مردم عادی یا حتی مردم فقیر نیست، بلکه مردم ثروتمند و همینطور سپاه نیز زیر این فشار قرار خواهند گرفت. در نتیجه یا در لبه تیغ کوتاه میآیند و گفت و گو میکنند و توافق، یا فرماندهان سپاه چنین اجازهای نمیدهند و اینجا ممکن است حتی قبل از خیزش مردم کودتا رخ دهد. اگر حتی کودتا رخ ندهد احتمال خیزش مردمی بسیار بالاست، آن هم در جایی که سپاه نیروی زیادی به دلیل فشار اقتصادی و گرانی از دست میدهد و در آن زمان بیشتر آنها تنها تماشاگر خواهند بود. پرسش این است که اگر سپاه احتمال خیزش مردمی یا جدا شدن بخشی از نیروی خودش را به دلیل فشار اقتصادی پیش رو میدهد چرا اجازه میدهد چنین اتفاقی بیفتد؟پاسخ این است که شاید برنامهای دارد به طوری که فشار اقتصادی را تا حدی ناکارآمد کنند. یا شاید اصلا باورش نمیشود که فشار اقتصادی و قطع حقوق و کمبود غذا و دارو خانوادههای اعضای سپاه، باعث ریزش این نیروها شود.یا شاید باور دارد حتی با ریزش این نیروها، آنچه از سپاه باقی میماند میتواند خیزش مردمی را بارها و بارها سرکوب کنند. پس پرسش دیگری که ایجاد میشود این است که سپاه فکر میکند تا چه زمانی میتواند با ریختن خون مردم و گرسنگی کشیدن نیروهایش، وضعیت را کنترل کند؟ پاسخ این است که سپاه «مطمئن است» تا زمانی که ترامپ برود میتواند با مشت آهنین این وضعیت را کنترل کند. که این ریسک بزرگی برای آنهاست؛ به ویژه اینکه ممکن است بخشی از همین نیروها در جایی به دلیل فشار اقتصادی به مردم بپیوندد.سام🚀 @ofoghroydad
🎥 چه چیزی به دلار ارزش میدهد؟ چرا ارزش دلار کم و زیاد میشود؟🚀 @ofoghroydad
چه کسانی بیشتر کمک میکنند؛ کمدرآمدها یا ثروتمندان؟ پاسخ به نوع کمک بستگی داردیک پژوهش گسترده جدید نشان میدهد که پاسخ سادهای برای این پرسش که افراد کمدرآمد سخاوتمندترند یا ثروتمندان؟ وجود ندارد. هر دو دیدگاه مطرحشده در پژوهشهای گذشته میتوانند درست باشند، اما در موقعیتهای متفاوت.پژوهشگران دانشگاه Kühne Logistics University با بررسی سه مجموعه داده دریافتند که افراد دارای وضعیت اقتصادی بالاتر، در مجموع اندکی سخاوتمندتر هستند؛ اما این تفاوت عمدتا زمانی دیده میشود که کمککردن هزینه مالی داشته باشد، مانند اهدای پول.در مقابل، وقتی کمک به تماس مستقیم و شخصی با فرد نیازمند مربوط میشود، تفاوت میان طبقات اقتصادی بسیار کمتر میشود.در نخستین بخش پژوهش، دادههای حدود ۱۶۰ پژوهش و نزدیک به ۶۸۰ هزار نفر دوباره تحلیل شد. سپس پژوهشگران از دادههای پژوهش بلندمدت اقتصادی ـ اجتماعی آلمان (SOEP) با بیش از ۸۵۰۰ نفر استفاده کردند تا سازوکار احتمالی این تفاوت را بررسی کنند.نتایج نشان داد افراد دارای درآمد و منابع کمتر، به دلیل وابستگی بیشتر به دیگران در زندگی روزمره، ممکن است در موقعیتهایی که فرد نیازمند مستقیماً در برابر آنها قرار دارد، تمایل بیشتری به کمک داشته باشند. در مقابل، افراد برخوردارتر منابع مالی بیشتری برای کمک در اختیار دارند و بنابراین زمانی که کمک مستلزم پرداخت پول است، بیشتر میتوانند و تمایل دارند کمک کنند.این توضیح در یک آزمایش از پیش ثبتشده با حدود ۹۶۰ شرکتکننده نیز مورد بررسی قرار گرفت. افرادی که احساس وابستگی بیشتری به دیگران داشتند یا منابع مالی بیشتری در اختیارشان بود، در شرایط مربوطه سخاوتمندانهتر رفتار کردند.بنابراین یافته اصلی پژوهش این نیست که «فقرا مهربانترند» یا «ثروتمندان سخاوتمندترند». نوع موقعیت تعیین میکند کدام عامل اهمیت بیشتری پیدا کند: وابستگی و ارتباط اجتماعی در کمکهای شخصی، و برخورداری از منابع در کمکهای مالی.پژوهشگران در نتیجه نسبت به کلیشههایی مانند «فقیرِ سخاوتمند» یا «ثروتمندِ خودخواه» هشدار میدهند. وضعیت اقتصادی بهتنهایی پیشبینیکننده خوبی برای رفتار نوعدوستانه نیست؛ باید دید فرد چه نوع کمکی، با چه هزینهای و در چه شرایط اجتماعی از او درخواست شده است.این یافته میتواند برای سازمانهای خیریه، محیطهای کاری و برنامههای اجتماعی نیز اهمیت داشته باشد: اگر هدف افزایش رفتارهای کمککننده باشد، صرفا درخواست پول کافی نیست و ایجاد فرصت برای تعامل مستقیم، داوطلبی و مشارکت شخصی نیز میتواند رفتار نوعدوستانه را تقویت کند.Journal of Experimental Social Psychology🚀 @ofoghroydadثروت و خودخواهی؛ چرا افراد ثروتمند بیشتر بیرحم به نظر میرسند؟ روانشناسی اجتماعی شواهدی در تایید این کلیشه یافته است
افــــــق رویـــــداد pinned «گرانش کوانتومی؛ وقتی دو تصویر از جهان با هم برخورد میکنند بخش ۱ از ۱۰ ما جهان را چگونه تصور میکنیم؟ در نگاه اول، پاسخ ساده این است که چیزهایی در جهان وجود دارند؛ ستارهها، سیارهها، ذرات، میدانها و ما. همه اینها در فضا قرار دارند و در طول زمان تغییر میکنند.…»
گراویتون؛ کوانتومِ گرانش چیست؟بخش ۲ از ۱۰ اگر در قسمت قبل دیدیم که نسبیت عام و نظریه کوانتومی در بنیادیترین سطح به یکدیگر میرسند و مسئلهای حلنشده ایجاد میکنند، حالا باید یک پرسش طبیعی بپرسیم:اگر گرانش واقعا کوانتومی باشد، کوانتومِِ گرانش چیست؟ برای پاسخ، باید با مفهومی آشنا شویم که گراویتون نام دارد.از میدان به ذرهدر فیزیک کلاسیک، میتوانیم گرانش را با میدان گرانشی توصیف کنیم. اما در نظریه کوانتومیِ میدانها، میدانها فقط یک مقدار پیوسته و کلاسیک نیستند؛ آنها دارای درجات آزادی کوانتومیاند و برانگیختگیهایشان میتوانند به صورت ذرات ظاهر شوند.برای مثال، میدان الکترومغناطیسی را در نظر بگیرید. وقتی این میدان را کوانتومی میکنیم، کوانتومِ آن فوتون است. اگر میدان گرانشی را نیز در یک تقریب مناسب کوانتومی کنیم، برانگیختگی کوانتومی آن را گراویتون مینامیم. اما این جمله یک نکته مهم دارد اینکه گراویتون در حال حاضر یک ذره فرضی است، نه ذرهای مشاهدهشده.وجود گراویتون از چارچوبهای نظری خاصی ناشی میشود و هنوز هیچ آشکارسازی مستقیم و پذیرفتهشدهای از یک گراویتون منفرد نداریم. حتی پژوهشهای جدیدی که امکان آشکارسازی اثر یک گراویتون منفرد را بررسی کردهاند، هنوز آن را یک هدف تجربی آینده میدانند.گراویتون چه ویژگیهایی دارد؟در سادهترین توصیف، گراویتون باید ذرهای بدون جرم و با اسپین ۲ باشد.«اسپین در اینجا به معنای چرخیدن معمولی یک گلوله کوچک نیست. اسپین یک ویژگی کوانتومی است که نوع رفتار یک ذره تحت دوَرانها و تبدیلات فضایی را مشخص میکند.فوتون اسپین ۱ دارد؛ الکترون اسپین ۱/۲ دارد؛ و گراویتون، در توصیف استاندارد، اسپین ۲ دارد.این تفاوت صرفا یک عدد نیست. وجود یک میدان بدونِ جرم با اسپین ۲، همراه با اصولی مانند موضعیت و سازگاری برهمکنشها، محدودیتهای بسیار شدیدی بر نظریه ایجاد میکند. حتی در برخی تحلیلهای نظری، ساختار نسبیت عام از ویژگیهای برهمکنش گراویتونهای بدون جرم اسپین ۲ به دست میآید.اینجا یک نکته شگفتانگیز وجود دارد اینکه ممکن است گرانش کلاسیکی اینشتین، در یک نگاه، رفتار جمعی و کمانرژیِ گراویتونها باشد.یعنی شاید آنچه ما به صورت خمیدگی فضاـزمان میبینیم، در توصیف کوانتومی بنیادیتر، به زبان برانگیختگیهای یک میدان گرانشی بیان شود. البته این هنوز به معنی آن نیست که مسئله گرانش کوانتومی حل شده است.آیا گراویتون همانند فوتون است؟نه، دستکم نه به این سادگی.فوتون کوانتومِ میدان الکترومغناطیسی است و نظریه الکترودینامیک کوانتومی میتواند آن را با موفقیت بسیار بالا توصیف کند.اما گرانش یک تفاوت بنیادی دارد، در الکترومغناطیس، میدان روی یک فضاـزمان مشخص تعریف میشود. در نسبیت عام، خودِ هندسه فضاـزمان بخشی از میدان گرانشی است.بنابراین وقتی میگوییم میدان گرانشی را کوانتومی کنیم، در واقع با مسئلهای بسیار عمیقتر روبهرو هستیم اینکه اگر خود هندسه فضاـزمان بخشی از چیزی باشد که باید کوانتومی شود، پس دقیقا داریم چه چیزی را کوانتومی میکنیم؟این همان جایی است که داستان گراویتون از یک مسئله معمول نظریه میدانها فاصله میگیرد.پس چرا تاکنون گراویتون را ندیدهایم؟گرانش فوقالعاده ضعیف است.ما امروز امواج گرانشی را آشکار کردهایم؛ یعنی اختلالات بسیار کوچک در میدان گرانشی که در فضا منتشر میشوند. اما آشکارسازی یک موج گرانشی کلاسیک با مشاهده یک کوانتوم منفرد از میدان گرانشی یکی نیست.در واقع، پیشنهادهای جدید برای آشکارسازی گراویتون نشان میدهند که باید سامانههای کوانتومی بسیار دقیق، مانند تشدیدگرهای مکانیکی سردشده تا نزدیک حالت پایه، به کار گرفته شوند تا بتوان انتقال انرژی در حد یک کوانتوم را بررسی کرد. این آزمایشها هنوز پیشنهادیاند و به پیشرفتهای قابل توجه تجربی نیاز دارند.این تمایز مهم است که دیدن موج گرانشی به معنای دیدن گراویتون نیست؛ همانطور که مشاهده یک موج الکترومغناطیسی کلاسیک بهتنهایی به معنی مشاهده یک فوتون منفرد نیست.اگر گراویتون پیدا شود چه غوغایی به پا میشود؟تایید تجربی گراویتون میتواند یکی ازبزرگترین لحظات تاریخ فیزیک، از زمان ظهور نسبیت عام و مکانیک کوانتومی، باشد. بزرگتر از بوزون هیگز ۲۰۱۲ و امواج گرانشی ۲۰۱۵.پس اینجا اهمیت واقعی ماجرا مشخص میشود.فرض کنیم روزی آزمایشی انجام شود که نشان دهد یک موج گرانشی میتواند با یک سامانه کوانتومی، دقیقا به صورت انتقالهای گسسته انرژی برهمکنش کند؛ و شواهد آن به اندازهای قوی باشد که جامعه فیزیک آن را به عنوان یک اثر گراویتون بپذیرد. آن وقت دیگر فقط یک ذره جدید کشف نکردهایم. ما شاهد مستقیمی در اختیار داریم که میدان گرانشی دارای ساختار کوانتومی است. این یکی از مهمترین مرزهای فیزیک امروز است؛ زیرا تاکنون هیچ شواهد تجربی مستقیمی از کوانتومی بودن میدان گرانشی در اختیار نداریم. اما اینجا باید جلوی یک سوبرداشت مهم را هم بگیریم.کشف گراویتون الزاما به معنی اثبات بنیادی بودن فضاـزمان نیست. یک پدیده میتواند واقعی باشد اما بنیادی نباشد.فونون را در نظر بگیرید؛ فونون رفتار کاملا کوانتومی و ذرهمانند دارد، اما یک ذره بنیادی نیست؛ یک برانگیختگی جمعی در یک ماده است. بنابراین حتی اگر گراویتون پیدا شود، هنوز میتوان پرسید که آیا گراویتون واقعا یکی از اجزای بنیادی واقعیت است، یا خودش از ساختاری عمیقتر پدیدار میشود؟و این پرسش ما را به مرز بسیار عجیبتری میرساند. شاید مسئله فقط این نباشد که گرانش کوانتومی است.شاید خودِ چیزی که ما آن را فضاـزمان مینامیم، در سطح بنیادی وجود نداشته باشد. شاید گراویتون، فضا، زمان و هندسه همگی در یک سطح عمیقتر، صورتهای متفاوتی از یک ساختار ناشناخته باشند.فعلا این فقط یک امکان نظری است.اما اگر روزی گراویتون واقعا پیدا شود، یک درِ بزرگ به روی این پرسش باز خواهد شد:آیا ما بالاخره در حال مشاهده(اندازهگیری) ذراتی هستیم که در فضاـزمان حرکت میکنند، یا داریم نخستین نشانههای ساختاری را میبینیم که خودِ فضاـزمان از آن پدیدار میشود؟در قسمت بعد، فرض کنیم این اتفاق بزرگ رخ داده است که گراویتون پیدا شده و کوانتومی بودن گرانش تایید شده است. آن روز دقیقا چه چیزی در تصویر ما از جهان تغییر خواهد کرد؟سام آریامنش 🚀 @ofoghroydadبخش قبلیبخش بعدی : لغو پروژه به علت استقبال کم🚫
دوتا تحلیل قبلی رو یکی کردم:فشار اقتصادی تنها روی مردم هم نیست:سپاه تشکیل شده از حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نیرو، که احتمالا اکنون ۱۰۰ هزار نفر از آن اماده به خدمت باشند. و این نیروها خانواده دارند و حقوق میگیرند. با قطع حقوق، بیشترِ نزدیک به همهی آنها دیگر دلیلی ندارد که سپاهی بودن را رها نکنند و به شغلی دیگر روی بیاورند، چون باید خانواده را سیر کنند. نیروهای ایمانی تعدادشان بسیار اندک است. دولت انتصابی فعلی که رئیسش توسط علی خامنهای منصوب شد یعنی پزشکیان، هر ماه حقوق این افراد را چاپ میکند و واریز میکند. طبیعی است که اکنون رسیدن به اینها از نظر هواداران رژیم، اوجب واجبات باشد. چراکه اگر دو ماه یا بیشتر حقوقی دریافت نکنند تا حداکثر از هم میپاشد و دیگر رژیم هیچ نگهدارهاندی نخواهد داشت.فشار اقتصادی هرچقدر هم شدید باشد، الزاما به همان نسبت مستقیما به خود سران حکومت منتقل نمیشود. چیزی از سفره خود سران کشور کاسته نمیشود.ساختارهای قدرت معمولا میتوانند برای مدتی طولانی هزینه بحران را به جامعه منتقل کنند و منابع محدود را برای حفظ هسته قدرت، نیروهای نظامی و امنیتی و ساختار حکومتی در اولویت قرار دهند.هدف احتمالی فشار اقتصادی، بنابراین میتواند ایجاد فشار بر جامعه از یک سو و بدنه حکومت و نیروهای نظامی و امنیتی از سوی دیگر باشد.اگر این فشار ادامه پیدا کند و تشدید شود، ممکن است بهتدریج از سطح مردم عادی فراتر رفته و به خانوادههای نیروهای نظامی و کارکنان حکومت نیز منتقل شود.• اما چرا فشار اقتصادی به بدنه نظامی حکومت منتهی میشود؟اینجاست که مسئله مهم دیگری مطرح میشود:نیروهای نظامی و امنیتی حقوق دریافت میکنند؛ اما این حقوق از چه منابعی باید تأمین شود؟تا چه زمانی منابع مالی برای پرداخت حقوق وجود خواهد داشت؟تا چه زمانی امکان تأمین ارز برای واردات سوخت وجود دارد؟و اگر بنزین، گازوئیل و سایر سوختها با کمبود جدی مواجه شوند، حملونقل زمینی، دریایی و هوایی تا چه اندازه میتواند ادامه پیدا کند؟پس از اختلال در حملونقل نیز مسئله دیگری آغاز میشود:اگر حملونقل مختل شود، مواد غذایی و کالاهای تولیدشده چگونه باید از محل تولید و واردات به فروشگاهها و شهرها برسند؟اینجا با یک اثر دومینویی مواجه میشویم:محاصره و اختلال در تجارت خارجی ↓کاهش درآمد ارزی و دشوار شدن واردات ↓کاهش توان تأمین سوخت، مواد اولیه و کالاهای اساسی ↓کمبود یا گرانی بنزین، گازوئیل و سایر سوختها ↓افزایش هزینه حملونقل ↓اختلال در حملونقل جادهای، دریایی و هوایی ↓اختلال در انتقال کالا از محل تولید و واردات به شهرها و فروشگاهها ↓کاهش عرضه کالا و افزایش قیمتها ↓احتکار، خرید هیجانی و شکلگیری بازار سیاه ↓کمبود محسوستر کالاهای ضروری ↓فشار مستقیم بر زندگی مردماما این تنها یک شاخه از دومینو است.کاهش درآمد و منابع مالی دولت ↓کاهش توان پرداخت حقوق، مزایا و هزینههای جاری ↓کاهش قدرت خرید کارکنان و نیروهای نظامی و امنیتی ↓فشار اقتصادی بر خانوادههای آنان ↓کاهش رضایت و انگیزه بخشی از بدنه حکومت ↓افزایش احتمال غیبت، فرار از خدمت، امتناع از اجرای برخی دستورات یا نافرمانیاز طرف دیگر:گرانی و کمبود کالاهای ضروری ↓افزایش نارضایتی عمومی ↓اعتراضهای پراکنده ↓سرکوب ↓افزایش هزینه حفظ امنیت و کنترل اجتماعی ↓مصرف بیشتر منابع محدود حکومت ↓فشار بیشتر بر بودجه و اقتصادو این یعنی شکلگیری یک حلقه بازخورد:از پایین و چپ بخوانید:→کاهش منابع → اختلال اقتصادی → گرانی و کمبود → اعتراض → سرکوب → افزایش هزینه حکومت → کاهش منابعیعنی فشار اقتصادی باعث ایجاد یک حلقه میشود، یعنی دوباره از آخر به اول رجوع کنید.🚀 @ofoghroydadاز دوماه پیش حقوق بخشی از بازنشستگان ارتش پرداخت نشده است.این پیش میرود به خود ارتش میرسد، سپس به همین صورت به سپاه.• تصویر پست رو دکتر سارابی ایجاد کردند و از کانال دانش و آگاهی برداشتم.


