گولد و موریسبیجهت ، نوعی جهتجهت را با هدف اشتباه نگیرید.این یکی از مهمترین بحثهای فلسفه تکامل در…
انتشار: 2026/07/02 10:10 UTC
گولد و موریسبیجهت ، نوعی جهتجهت را با هدف اشتباه نگیرید.این یکی از مهمترین بحثهای فلسفه تکامل در ۵۰ سال اخیر است.گولد و کانوی موریس هر دو تکامل را میپذیرفتند، اما درباره این پرسش اختلاف داشتند:«اگر نوار تاریخ حیات را به عقب برگردانیم و دوباره از اول اجرا کنیم، آیا نتیجه تقریبا مشابه میشود یا کاملا متفاوت؟»گولد میگفت: احتمالا کاملا متفاوت.کانوی موریس میگفت: در بسیاری موارد نتایج مشابهی دوباره ظاهر خواهند شد.گولد در کتاب Wonderful Life استدلال کرد که تاریخ تکامل به شدت وابسته به رخدادهای اتفاقی و شرایط خاص است. از دید او اگر زمان را به عقب برگردانیم و دوباره از عصر کامبرین شروع کنیم، احتمالا نه انسانی وجود خواهد داشت، نه پستانداران کنونی و نه حتی بسیاری از گروههای امروزی جانوران.مثال ساده:فرض کنید یک شهاب سنگ ۶۶ میلیون سال پیش به زمین برخورد نمیکرد. در آن صورت شاید دایناسورها همچنان گونه غالب میبودند و پستانداران هرگز فرصت گسترش پیدا نمیکردند.گولد از این نوع رخدادها نتیجه میگرفت که تاریخ تکامل تا حد زیادی contingent است؛ یعنی به رخدادهای خاص تاریخی وابسته است.اما کانوی موریس روی پدیدهای به نام همگرایی تکاملی (convergent evolution) تمرکز کرد.همگرایی تکاملی یعنی ویژگیهای مشابه بارها و بارها در شاخههای کاملا مستقل تکامل پیدا کنند.مثالهای مشهور:چشمهای پیچیده در چند دودمان مستقلپرواز در حشرات، پرندگان و خفاشهابدن دوکی شکل در کوسهها، دلفینها و برخی خزندگان دریایی منقرض شدهاکولوکیشن در خفاشها و دلفینهااز نظر کانوی موریس این تکرارها رندوم نیستند.او میگفت جهان فیزیکی محدودیتهایی دارد.مثلا:اگر موجودی بخواهد سریع در آب شنا کند، تعداد راهحلهای موثر بسیار محدود است. قوانین هیدرودینامیک اجازه میلیونها طراحی کاملا متفاوت را نمیدهند.بنابراین انتخاب طبیعی بارها به سمت راهحلهای مشابه رانده میشود.به زبان ساده:گولد بیشتر بر «آزادی مسیرهای ممکن» تاکید میکرد.کانوی موریس بیشتر بر «محدودیت مسیرهای ممکن» تاکید میکرد.برای مثال تصور کنید میخواهیذ از قله کوهی پایین بیایید.گولد میگوید: هزاران مسیر وجود دارد و یک سنگ کوچک میتواند تو را به مسیر کاملا متفاوتی بیندازد.کانوی موریس میگوید: در نهایت شکل کوه باعث میشود بیشتر مسیرها به چند دره اصلی ختم شوند.امروزه بسیاری از زیستشناسان معتقدند هر دو بخشی از حقیقت را گفتهاند.یعنی:رخدادهای تاریخی و شانس نقش مهمی دارند (نکته گولد).اما قوانین فیزیک، شیمی، زیستشناسی و محدودیتهای مهندسی زیستی نیز تعداد راهحلهای موفق را محدود میکنند (نکته کانوی موریس).نکته ظریف اینجاست که کانوی موریس هیچگاه از هدف غایی دفاع نکرد و نمیکرد. او نمیگفت تکامل برای رسیدن به انسان برنامهریزی شده است.او فقط میگفت اگر شرایط مشابه باشند، انتخاب طبیعی اغلب به برخی راهحلهای مشابه همگرا میشود.پس همگرایی تکاملی به معنای وجود طراح یا هدف نهایی نیست؛ بلکه به معنای وجود محدودیتهای طبیعی است که فضای راهحلها را کوچک میکنند.به همین دلیل جملهای که قبلا گفتم مهم است:نبود هدف غایی لزوما به معنای نبود جهتهای آماری یا الگوهای تکرارشونده نیست. و برخلافش یعنی جهتدار بودن هم به معنای هدف غایی داشتن نیست.تکامل هیچ مقصد از پیش تعیینشدهای ندارد، اما در عین حال برخی نتایج را بسیار محتملتر از نتایج دیگر میکند. این دقیقا نقطهای است که گولد و کانوی موریس از هم جدا میشوند.🚀 @ofoghroydaddاین صفحه ۲ بودصفحه قبلیصفحه بعدی

