💢اسرای کربلا وارد مجلس یزید شدند. یکی از شامیان از یزید خواست تا دختر امام حسین علیه السلام (فاطمه…
انتشار: 2026/06/27 05:29 UTC
💢اسرای کربلا وارد مجلس یزید شدند. یکی از شامیان از یزید خواست تا دختر امام حسین علیه السلام (فاطمه بنت الحسین) را به عنوان کنیز به او بدهد. 💢فاطمه ، متوسل به حضرت زینب شد. حضرت زینب به مرد شامی گفت:"نه تو و نه یزید ، چنین حقی ندارید."یزید گفت:"من این حق را دارم!"زینب فرمود:"چنین حقی نداری مگر اینکه دین دیگری اختیار کنی!"یزید خشمگین شد و فریاد کشید:"پدر و برادرت از دین اسلام خارج شدند ولی ما مسلمانیم!"زینب پاسخ داد:"شما به دین جد و پدر من هدایت شدید."یزید گفت:"دروغ می گویی ای دشمن خدا !!"زینب پاسخ داد:"تو سلطانی و از روی ستم دشنام می دهی و زور می گویی."یزید در مقابل صلابت حضرت زینب تسلیم شد و سکوت کرد.@only_god_14📚انساب الاشراف ، جلد ۳ ، صفحه ۲۱۷📚تاریخ طبری ، جلد ۵ ، صفحه ۴۶۱📚الفتوح ، جلد ۵ ، صفحه ۲۴۳

