✔️کتاب معمار باشی خاطرات مهندس رضا دیشیدی منتشر می شود. تغییر و تحولات آستان قدس رضوی در تاریخ معاص…
انتشار: 2026/08/18 18:58 UTCدریافت: 2026/08/22 04:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 04:58 UTC
✔️کتاب معمار باشی خاطرات مهندس رضا دیشیدی منتشر می شود. تغییر و تحولات آستان قدس رضوی در تاریخ معاصر جهت توسعه در ابعاد مختلف، موجب شده تا بخشی از تجربیات مدیران آن ثبت و مستند گردد. این خاطرات و تجربیات بهعنوان بخشی از تاریخ شفاهی فراروی محققان و پژوهشگران…برو قوی شو یادی از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲یک روزی بعد از کودتای ۲۸ مرداد رفتم بقالی تا چیزی بخرم. دیدم بقال با روزنامه شبیه قیف درست میکند و نمک و زردچوبه یا هر چیزی در اون میریزد. نگاه کردم دیدم عجب روزنامههای تمیز و دست نخوردهای است به صاحب بقالی گفتم این چیه؟ گفت: روزنامه جهان است. اونجا در عالم بچگی با اینکه کلاس ششم دبستان بودم بسیار خوب روزنامهها را میخواندم. تمام جریانات سیاسی روز را وارد بودم شنیدم منتشر کننده این روزنامه صادق بهداد است. پرسیدم اکنون کجاست. گفت الان در وزارت دارایی است.بعداً که به پدربزرگم گفتم. گفت: من فهمیدم این دروغگوست. دیدی این آدم به سمت شاه رفته. آنجا در میدان مجسمه در گاراژ کارگران داشت به شاه فحش می داد. بعد چطور شده، حالا شده بازرس دولت در شرکت بیمه؟ در عین حال روزنامه جهان هم منتشر می کرد. یادمه چند تا روزنامه گرفتم بردم خونه و خواندم. یکی از اشعاری که در روزنامه درج شده بود کاملا یادمه، این شعر را نوشته بود:برو قوی شو اگر راحت جهان طلبیکه در نظام طبیعت ضعیف پایمال استمعمارباشی خاطرات مهندس رضا دیشیدی@oralhistoryiran
پستهای تلگرام — تاریخ شفاهی "ایران"
تاریخ شفاهی «گفتگوی دوسویه» و فرایند فهم مشترک فائزه توکلی تاریخ شفاهی با استفاده از روش تحقیق کیفی رویکردی علمی در پژوهشهای تاریخی معاصر است تا قرائت های انسانهای کنشگر و تأثیر گذار را تبیین نماید روشی انسانمدارانه است . در این رویکرد ، رسیدن به فهم مشترک…تاریخ شفاهی امروز ایران با چه خلأهای نظری مواجه است؟____________غلامرضا آذری خاکسترتاریخ شفاهی در ایران با دو مسئله اساسی مواجه است. نخست، فعالان این حوزه، تاریخ شفاهی را به شیوهای تجربی و بر پایه تجربه انجام میدهند. دوم، نظریهپردازی در این حوزه کمتر برآمده از تجربههای بومی و بیشتر متأثر از ترجمه و اقتباس نظریههای تولیدشده در خارج از ایران است. در نتیجه، میان شفاهیکاران تجربی و نظریهپردازان دانشگاهی شکافی شکل گرفته است. از سوی دیگر، مباحث نظری در مراکز علمی شکل میگیرند، اما ضعف این ساختارها سبب شده نظریه و تجربه فاصله بگیرند. همچنین، نظریههای غربی با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی جوامع غربی تدوین شدهاند و الزاماً با ویژگیهای جامعه ایران و تجربه مصاحبهشوندگان ایرانی تناسب ندارند. بنابراین، تدوین نظریههای بومی و مبتنی بر تجربههای میدانی ایران ضروری است.@oralhistoryiranحسن بهشتیپورمهمترین خلاء نظری تاریخ شفاهی ایران، تبیین این واقعیت است که افزایش تعداد مصاحبهها نباید ملاک باشد. نظریهپرداز باید بگوید چگونه از انباشت روایت به تولید دانش تاریخی برسیم. تاریخ شفاهی باید از تلقی مصاحبه بهعنوان «سند» فراتر رود، حافظه را فرایندی پویا مطالعه کند، مصاحبه را رابطهای تعاملی و برساختی تحلیل کند، مناسبات قدرت و حذف را ببیند و نظریههای موجود را در زمینه تاریخی ایران انتقادی به کار گیرد. در نظریهپردازی تاریخ شفاهی، پاسخ نمیدهیم که آیا روایت شفاهی را برای بازسازی گذشته استفاده کنیم یا خودِ روایت را بهعنوان موضوع تاریخی مطالعه کنیم. رویکرد بازسازی گذشته بر تحلیل روایت دردسرساز است. کدام نظریه توضیح میدهد چرا رویکرد مصاحبه بهمثابه سند منسوخ شده و باید به مصاحبه بهمثابه روایت نگریست؟ابوالفتح مؤمنتاریخ شفاهی یکی از روشهای نوین جمعآوری دادههای تاریخی است و متولیان بسیاری دارد، که هم میتواند فرصت باشد هم تهدید. ما در رشته تاریخ از نظریهپردازی داخلی برخوردار نیستیم، به همین دلیل نظریهپردازی یکی از مشکلات تاریخ شفاهی است. راه رسیدن به نظریهپردازی، دقت در متن مصاحبهها با صنوف و حوزههای مختلف است، که میبایست استادان و دانشجویان در آن غور کرده و آن را پرورش دهند. بنابراین نظریهپردازی در گام نخست نیازمند تجمیع مستندات و تجربیات است. گام دوم، ورود مراکز دانشگاهی به این عرصه است تا با مطالعه و پژوهش به نظریه برسیم. امید است با گذر از تولید و انباشت مصاحبههای متعدد، با اجماع مراکز مرتبط و مشارکت اندیشمندان به این مهم دست یافت.محمدمهدی عبداللهزادهبنا به ضرورت پس از دو واقعۀ مهم پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در کشورمان تعداد قابل توجهی از افراد در حیطه تاریخ شفاهی فعال شدند تا بتوانند این وقایع را ثبت و ضبط کنند؛ در حالی که با مبانی نظری پژوهش، پژوهش در تاریخ و تاریخ شفاهی آشنا نبودند. افرادی که در این حیطه فعال هستند از مدرسین، مدیران و مجریان بایست تا حدودی به مبانی پژوهش در علوم رفتاری بهویژه تاریخ و تاریخ شفاهی آشنا باشند و از آنجا که این علم بین رشتهای است باید با نظریههای مرتبط در حوزههای روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی نیز آشنا باشند.@oralhistoryiran
تاریخ تاسیس پالایشگاه های ایران از ۱۲۹۱تا۱۴۰۵🆔 @oralhistoryiran
مجله مرخ با اهتمام حسین فیروزه منتشر شد.📖 آنچه در جلد دوم مرخ می توانید بخوانید:🔹پرونده ویژه گفتگو با شاعر گرانقدر علیرضا سپاهی لایین🔹️میزگردی با موضوع هویت و زبان مادری🔹 گزارشی از تاثیر و چالش های ارگ در موسیقی کردهای خراسان🔹 یادداشت هایی از دکتر حمید حسنعلی پور، دکتر اسماعیل حسین پور، دکتر علی رحمتی، غلامرضا آذری خاکستر🔹 یادبود زنده یاد هاشمصادقی باجگیران🔹 آموزش دستور زبان کردی🔹 مجموعه اشعار کردی@oralhistoryiran
راوی و مصاحبهکننده چگونه میتوانند به فهم مشترک برسند؟ ____ غلامرضا آذری خاکستر فهم مشترک به این معناست که راوی و مصاحبهکننده نسبت به اهداف، ماهیت و برنامه تاریخ شفاهی آگاهی و درک یکسانی داشته باشند و در مسیر تحقق هدفی مشترک گام بردارند. چگونگی شکلگیری…تاریخ شفاهی «گفتگوی دوسویه» و فرایند فهم مشترکفائزه توکلی تاریخ شفاهی با استفاده از روش تحقیق کیفی رویکردی علمی در پژوهشهای تاریخی معاصر است تا قرائت های انسانهای کنشگر و تأثیر گذار را تبیین نماید روشی انسانمدارانه است . در این رویکرد ، رسیدن به فهم مشترک میان مصاحبه کننده و مشارکت کننده ، حاصل یک فرایند تدریجی و حساس است . در زیر این فرایند تبیین می شود :این فهم مشترک در بستر «گفتگوی فعال» و نه «پرسش و پاسخ صرف» شکل میگیرد. برای دستیابی به آن، این اقدامات ضروری است:🔺پیشمتن (قبل از مصاحبه): مصاحبهکننده باید پیشینه تاریخی و واژگان تخصصی آن دوره را بشناسد تا سؤال را به زبان راوی بپرسد. همچنین باید «قرارداد مصاحبه» را شفاف توضیح دهد (هدف، مخاطب، و حق راوی برای ناگفتهگذاشتن).🔺همافقی (لغو سلسلهمراتب): مصاحبهکننده نباید نقش «کارشناس مطلق» را داشته باشد. او با فروتنی معرفتی و پذیرش اینکه راوی صاحب «حقیقت زیسته» است، فاصله قدرت را کم میکند.🔺گوش دادن کنشگرانه: یعنی بازخورد لحظهای (تکان سر، تکرار بخشی از جمله راوی) و پرسشهای روشنگرانه مانند «منظورت دقیقاً چه بود؟» یا «آیا میشود این را در فضای آن روزگار توضیح دهی؟» تا راوی احساس کند در حال خلق مشترک یک روایت است، نه فقط پاسخگویی به یک فرم.🔺بازخورد و خلاصهسازی: مصاحبهکننده در حین مصاحبه یا انتهای جلسه، برداشت خود را به راوی بازگو میکند («اگر درست متوجه شده باشم، شما میگویید که...»). این مهمترین مرحله برای تصحیح سوءتفاهمهاست.✍️با توجه به فرایند بالا تاریخ شفاهی در بستر علوم انسانی، «دقتی تفسیری» دارد. درست است که به عینیت محض نمیرسد، اما با روشمندسازی (رعایت اصول اخلاقی، شفافیت در پرسش، و مستندسازی کامل صدا و تصویر)، پیام منتقلشده از اعتبار علمی بالایی برخوردار است؛ چون نه تنها «چه شد» را بیان میکند، بلکه «چگونه تجربه شد» را هم منتقل میکندو دریافت تجربه های زیسته انسانها و رفت و امدهای پی در پی در فهم مشترک این رویکرد دانشی تأثیری بسزادارد .@oralhistoryiran
راوی و مصاحبهکننده چگونه میتوانند به فهم مشترک برسند؟____غلامرضا آذری خاکسترفهم مشترک به این معناست که راوی و مصاحبهکننده نسبت به اهداف، ماهیت و برنامه تاریخ شفاهی آگاهی و درک یکسانی داشته باشند و در مسیر تحقق هدفی مشترک گام بردارند. چگونگی شکلگیری این فهم مشترک، از موضوعات مهم و قابل تأمل در فرایند مصاحبه تاریخ شفاهی است. دستیابی به فهم مشترک، پیامدهای مثبتی برای کیفیت مصاحبههای تاریخ شفاهی به همراه دارد. هنگامی که راوی و مصاحبهکننده درک درستی از چیستی و هدف مصاحبه داشته باشند، گفتوگو با انسجام بیشتری پیش میرود و در مسیر صحیح هدایت میشود. در بسیاری از موارد، این فهم از خلال گفتوگویی تدریجی و طرح پرسشهای پیدرپی شکل میگیرد و در جریان مصاحبه تکامل مییابد. با این حال، نبود فهم مشترک نیز لزوماً به معنای بیثمر بودن مصاحبه نیست. حتی در چنین شرایطی، ثبت روایتها میتواند بهتنهایی بخش مهمی از فرایند تاریخ شفاهی را تشکیل دهد.حسن بهشتیپوردر تاریخ شفاهی، فهم مشترک به معنای توافق کامل میان راوی و مصاحبهکننده نیست، بلکه به معنای نزدیکشدن افقهای فهم آنان نسبت به تجربهای تاریخی است؛ فرایندی که گادامر آن را «امتزاج افقها» مینامید. این فهم در جریان گفتوگویی شکل میگیرد که بر اعتماد، آمادگی علمی، پرسشگری، گوشسپاری فعال، بازخورد مستمر، توجه به زمینه تاریخی، بهرهگیری از اسناد، صداقت در برابر عدمتوافق، و شفافیت در نهاییسازی روایت استوار است. در چنین فرایندی، راوی همچنان صاحب تجربه و حافظه خویش باقی میماند و مصاحبهکننده نقش پژوهشگری را ایفا میکند که با روشمندی، روایت را روشنتر و قابلفهمتر میسازد. حاصل این تعامل، روایتی است که در بستر یک گفتوگوی علمی و انسانی شکل گرفته و درست به همین دلیل، منبعی معتبر برای شناخت تاریخ است. چنین متنی صرفاً روایتی متعلق به راوی یا متنی ساختۀ ذهن مصاحبهکننده نیست.محمدمهدی عبداللهزادهشرط لازم در رسیدن به اهداف در تاریخشفاهی تفاهم دو طرف مصاحبه است و نقش مصاحبهکننده در این فرایند اساسیتراست. زیرا وی باید گفتوگوی هدفمند را طرح و اجرا کند. باید نگرش مصاحبهکننده به مصاحبهشونده مثبت باشد. وی را فردی محترم و صاحب شخصیت قابل قبول و تجارب ارزشمند بداند که شایسته است برای دستیابی به خاطرات او هزینه شود. برای تفاهم بیشتر مصاحبهکننده، در جلسۀ اول باید خودش را مختصر و مفید معرفی کند. از اهداف و وظایف خود در برابر راوی و دادههای حاصل از مصاحبه بگوید و از راوی هم بخواهد خود را تا اندازهای معرفی کند. مصاحبهکننده برای پرسش از سؤالات باز استفاده کند. ادبیاتش در حد ادبیات راوی باشد و ضمن خوب گوشدادن به پاسخها و تأیید و تشویق مناسب وی، در به یادآوردن خاطرات همیار راوی گردد. پس از تکمیل پاسخها در صورت نیاز درباره ابهامات از راوی توضیح بخواهد. ابوالفضل حسنآبادییکی از مبانی اصلی موفقیت در یک مصاحبه تاریخ شفاهی که بر خروجی آن تأثیر مستقیم دارد رسیدن به فهم مشترک در تاریخ شفاهی بین مصاحبهکننده با مصاحبهشونده است. این درک راه را برای تعامل بیشتر بین این دو مؤلفه اصلی تاریخ شفاهی فراهم میکند. البته از منظر نظری، فهم مشترک در تاریخ شفاهی یک وضعیت ثابت یا توافق کامل نیست، بلکه فرایندی تعاملی، تدریجی و تکوینی است که در آن مصاحبهکننده و مصاحبهشونده از طریق گفتوگوی فعال تلاش میکنند با روشنسازی مفاهیم و توجه به زمینه تاریخی به درکی نزدیک از موضوع مورد مصاحبه دست یابند.حمید قزوینیمصاحبهکننده پیش از مصاحبه باید طرف مقابل را به خوبی بشناسد و با افکار و فضای ذهنی او آشنا باشد. در گام بعدی تعریفی مناسب از موضوع مصاحبه و مسائل مرتبط با آن را به شکلی روشن با ادبیات ساده و قابل فهم بیان کند و توضیحات طرف مقابل را بشنود تا مطمئن شود که او به میزانی از شناخت پیرامون مسائل مورد نظر که مناسب مصاحبه است، رسیده است. در این مرحله باید به پیشفرضها، تجارب و زمینههای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مصاحبهشونده و توضیحاتی که ارائه میکند توجه کرد و از او خواست که خاطرات خود را با حفظ همان زمینهها در چارچوبهای تعریف شده بیان کند.سید محمدصادق فیضرسیدن به فهم مشترک، لاجرم دوسویه است؛ هم راوی و هم مصاحبهکننده باید در پی تعامل با هم باشند. باید میان آنان هم اعتماد حاکم باشد و هم بستر لازم برای درک متقابل فراهم باشد. البته این از مقدمات برپایی جلسات هر مصاحبهای است تا ذهنیتهای منفی راوی از مصاحبهکننده زدوده شود و مصاحبهکننده نیز به وضوح دریابد که راوی در گفتارش صادق است و کتمانکننده نیست. در این صورت مصاحبهکننده میتواند با پرسشهایی که نشان از فهم و دقت در گفتههای راوی است، او را به بیان بیشتر و کاملتر ترغیب کند.مطالعه متن کامل🆔 @oralhistoryiran
🌹نوستالژیگوینده های رادیو ایران در گذر زمان🌸 @oralhistoryiran


