دیدین هر جا اسپایدرمن میخواست یه جنگ خیلی خفن بکنه با یه حریف قَدر، همیشه قبلش با دوس دخترش دچار یه درگیری احساسی میشد. بعد میرفت جنگ. بعد دختره اد همونجا وسط اون خاک و خون به این نتیجه میرسید که ما باید الان آشتی کنیم. میرفت یه ساختمونی دره تپه ای چیزی پیدا…جلوتر از گورن راه میوفتادن که نه ما میخوایم از گورن ساما محافظت کنیم. ما محافظای گورن ساماییم.آخه بزرگَوار، این بدبختو که از پنج سالگی به اسم قوی تر شدن، مورد آزار با انواع اقسام سم و زهر و شکنجه قرار دادن. یکی باید دنیا رو از دست گورن ساما نجات بده. این صبحونه دوتا شیطان هم قد تو رو میخوره. تو اومدی از این محافظت کنی؟هر سری میومدن خودشونو مینداختن تو یه هچل، فقط کار اون بیچاره رو زیاد میکردن.بعد دیگه آخرا خودشونم به شک افتاده بودن.که نکنه فقط به اسم محافظت ما رو فرستادن و بابت یچیز دیگه بهمون پول میدن. نکنه ما باید یکار دیگه کنیم...آره خلاصه مطلب این که هرجا گورن داشته میریده به زندگیش و دنیا، این دوتا دوست عزیز جلوتر از اون دست به کار شده بودن.#tweet @owari_no_seraph_anime