حکایت کاروانسرای زعفرانيه!در ساختن كاروانسرای زعفرانيه نيشابور كه هنوز ويرانههای آن ميان نيشابور…
انتشار: 2026/08/11 04:32 UTCدریافت: 2026/08/11 07:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 07:00 UTC
حکایت کاروانسرای زعفرانيه!در ساختن كاروانسرای زعفرانيه نيشابور كه هنوز ويرانههای آن ميان نيشابور و بيهق (سبزوار) برپاست، ياد ميكنند كه بازرگانی چينی برای آنكه رونق بازار چين را به رخ بازرگانان ايرانی كشد، يك كاروان زعفران به ايران گسيل داشت و به كاروانسالار فرمود كه هر آينه زعفران را به كسی بفروشد كه يكجا توان خريد آن را داشته باشد؛ و بازرگان كه از راه شمال شهرهای ايران را پيموده بود و خريدار نيافته بود و به هرکجا که میرسید خودنمایی نموده و میگفت که در ایران کسی توان خرید زعفران های ما را نداشت! هنگام بازگشت، در نيشابور به جايی رسيد كه بازرگانی كاروانسرا ميساخت. از وی چگونگی را پرسيدند و او داستان را باز گفت. بازرگان نيشابوری را غيرت به جوش آمد و زعفران را يكجا از او بخريد و بفرمود تا در زير پي ساختمان كاروانسرا ريزند! به كاروانسالار گفت به چين بازگرد و بگو كه كاروان زعفران شما را در ايران در گل پی كاروانسرا ريختند ... نام اين كاروانسرا زعفرانيه گرديد و تا سالها از آن بوی خوش زعفران می آمد.@pand_e_nab



