بیبال پریدن*ابرهایم را تکاندم، زیر باران پر زدم...دستهایت را گرفتم، سوی امکان پر زدم قصههایم را…
انتشار: 2026/08/13 08:18 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
بیبال پریدن*ابرهایم را تکاندم، زیر باران پر زدم...دستهایت را گرفتم، سوی امکان پر زدم قصههایم را که خواندم، دفترم را خط زدندشعر چشمت را سرودم، با سر و جان پر زدممیتوانستم بخندم، شاد باشم، بشکفم با غمت روزی نشستم، بعد، خندان، پر زدمسنگ بر بال و پرم زد هرکه دستش میرسیدبال را بستم به دامت، توی توفان پر زدم آسمان بار امانت را به دوش من گذاشتوسعت بیسرپناهی را هراسان پر زدم خواب دیدم آمدی قلب مرا برداشتیجوجهگنجشکی شدم، تا زیر ایوان پر زدمروزها را میشمردم تا تو را پیدا کنماز دل زندان بریدم، تا خراسان پر زدم___بعد از مدتها غزل تازه۲۰ مرداد ۱۴۰۵* عنوان کتابی است از استاد قیصر امینپور