به روی نور خندیدی، شراب از صبح جاری شدزدی زل در نگاهم، آفتاب از صبح جاری شدبه مژگانهای از خواب خدا…
انتشار: 2026/06/29 07:32 UTC
به روی نور خندیدی، شراب از صبح جاری شدزدی زل در نگاهم، آفتاب از صبح جاری شدبه مژگانهای از خواب خدا برگشته ی نازتشکفت آیینه و تعبیر خواب از صبح جاری شد سماع شعر بر روی لبت رقصید خوشنغمهبه جوش آمد دف و چنگ و رباب از صبح جاری شد یخ دل آب شد از گرمی دستان پرمهرتچنان که چشمه ی نوشین آب از صبح جاری شدبه پا شد جشن آتش با سلامتباد لب بر لبچه سرمستانه انگور مذاب از صبح جاری شد من و گنجشکها نام تو را با شور رقصیدیمشمیم پونه و عود و گلاب از صبح جاری شد ورق زد دست خوشبختی به نامت صفحه ای از عشق هزاران واژه ی بکر کتاب از صبح جاری شدقلم برداشتم نام تو را با شوق بنویسمجهان رقصش گرفت و شعر ناب از صبح جاری شد@Kaaffeh🕯 #شهراد_میدری
