ما ترک سر بگفتیم، تا درد سر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و سر نباشددر روی هر سپیدی، خالی سیاه دید…
انتشار: 2026/07/08 22:05 UTC
ما ترک سر بگفتیم، تا درد سر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و سر نباشددر روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدمبالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشدرنگ قبول مردان، سبز و سفید باشدنقش خیال رویش، در هر پسر نباشدچشم وصال بینان، چشمیست بر هدایتسری که باشد او را، در هر بصر نباشددر خشک و تر بگشتم، مثلت دگر ندیدممثل تو خوبرویی، در خشک و تر نباشدشرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواندهمچون تو "ماه سیما"، در بحر و بر نباشدسعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیردتا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد#شعر : #سعدی#خوانش : #محمد (#حس_برتر)
