باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دست من افتاد به اصرار غزلمبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعدمحور…
انتشار: 2026/07/10 20:48 UTC
باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دست من افتاد به اصرار غزلمبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعدمحور عشق من و چرخش پرگار غزلیک جنون در دل من رقص کنان می کوبدسر احساس مرا بر در و دیوار غزلدوستت دارم و انگار مرا می سنجندلحظه ها،ثانیه ها،باز به معیار غزلچشم تو یاد من افتاد خودت می دانیکه کساد است در این مرحله بازار غزلغرق روحانیت عشق تو هستم اکنونچون که نزدیک شده لحظه ی افطار غزلجمله ی آخر شعرم چه قشنگ است قلمرج به رج نقش تو را بافته بر دار غزل
