ازین مکتوب دانستم که دلدارم غمی داردچو زلف خود شبی تاریک و روز درهمی داردچرا نالد ز غم ماهی که بر ت…
انتشار: 2026/07/14 15:22 UTC
ازین مکتوب دانستم که دلدارم غمی داردچو زلف خود شبی تاریک و روز درهمی داردچرا نالد ز غم ماهی که بر تخت شهنشاهیز جم جام، از خضر لعل، از سلیمان خاتمی داردنفرساید ز فرعون آنکه در جیش ید بیضانیندیشد ز جادو آنکه اسم اعظمی دارداگر غم فی المثل افراسیابستی چه باک آنراکه اندر لشکر حسن از محبت رستمی دارداگر دجال سرتاسر جهان را زیر حکم آردنترسد آنکه با خود همنفس عیسی دمی داردچه غم آن دلستان را از خم و پیچ جهان باشدکه اندر تار گیسو پیچ و در ابرو خمی داردنگوید با من آن غم چیست تا کوشم به درمانشمرا پنداری اندر دیده چون نامحرمی داردنه راهم داد، در کویش نه بنشانده به پهلویشمگر چون چشم آهویش به دل از من رمی داردز بی بنیادی اوضاع گردون، غم مخور جاناکه عشق من به دیدارت اساس محکمی داردمگر رنج تو از درد شهیدانت فزونستیو یا وزن تو از نه کرسی گردون کمی داردتو اندر کعبه دل آیت قدسی اگر خواندیکه کعبه هاجری بیت المقدس مریمی داردجمال روشنت با لعل میگون هست دارائیکه با آیینه اسکندری جام جمی داردچراغ غصه خامش کن غم گیتی فرامش کنز دور دهر دل خوش کن که اینهم عالمی داردبه غیر از مرگ هر دردی که یابی باشدش درمانبجز زخم زبان هر زخم کاری مرهمی داردالهی تا قیامت شاد و خرم باد دلدارمکه بر یادش دل من حال شاد و خرمی داردامیری را درون دل بود چون خانه ویرانکه طوفان بیند از اشکی و سیل از شبنمی دارد@Kaaffeh🕯#ادیب_الممالک
