هزاران بار خوردم چوب عشق و باز بیمارمنمیدانم که من دیوانه هستم یا که بیکارمکه عاشق می شوم هر بار و…
انتشار: 2026/07/29 20:19 UTC
هزاران بار خوردم چوب عشق و باز بیمارمنمیدانم که من دیوانه هستم یا که بیکارمکه عاشق می شوم هر بار و می ریسند جانم راومن یک بار دیگر در پی این نا به هنجارمهمین که می کشم بیرون خودم را گیر می افتمدوباره زلزله می آید و من زیر آوارمتو ای آشفته گیسویی که افتادی زچشمانمبرو از فکر من بیرون پریشان است افکارمغزل دیگر نمی گویم که یاد عشق می افتم دگر از هر چه دل هر آنچه دلدار است بیزارم
