بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را؟خندهٔ گل دردسر میآورد آزرده راساغری خواهم دم آخر مگر همراه او…
انتشار: 2026/08/07 09:44 UTCدریافت: 2026/08/07 16:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 16:55 UTC
بیتو از گلشن چه حاصل خاطر افسرده را؟خندهٔ گل دردسر میآورد آزرده راساغری خواهم دم آخر مگر همراه اوسوی تن باز آورم جان به لب آورده رانه همین بیسوز عشقَست، از هوس هم گرم نیستسینه تابوت است گویی زاهد دلمرده راکاغذ غمنامه را کردم حنایی از سرشکتا به یاد او دهم چشم به خون پرورده راصورت ظاهر اگر در حسن باشد، آفتابآورد تاریکی دل پی به معنی برده رادل مکَن از دوست گر خواهی به او پیوست بازکس به گلبن تا به کی بندد گل افسرده راچون ز خاک خاکساری گل دمیدن سر کندسر شود یک دستهٔ گل خاک بر سر کرده راچشم مست او کجا پروای دل دارد کلیمهیچ نسبت نیست با میخورده پیکان خورده را@Kaaffeh🕯#کلیم
