حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابتکه نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابتزهی سعادت آن کس که پای بند کسی شدبرید…
انتشار: 2026/08/10 06:12 UTCدریافت: 2026/08/10 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 08:40 UTC
حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابتکه نام عشق بسوزد سر قلم ز مهابتزهی سعادت آن کس که پای بند کسی شدبریده از همه پیوند و خویش و اهل و قرابتبه شب رسید دگر بار روزم از غم هجرانبسان تیغ شود موی بر تنم ز صلابتبرآر کامم از آن لعل بی کرشمه و ابروکه خود سؤال گدا را چه حاجت است کتابتدهد فروغ جمال جهان فروز تو هر روزجهان فروزی خود را به آفتاب نیابتمیان عاشق و معشوق شهوتی ست نظر راکز آب دیده خونین کنند غسل جنابتجلال اگرچه همیشه دعای وصل تو خواندولی چه سود که مقرون نمی شود به اجابت@Kaaffeh🕯#جلال_عضد
