چرا اشکانیان را میستاییم؟۱. در پی کشورگشاییها و سپس مرگ اسکندر، قلمرو پیشین هخامنشی ثبات خود را ا…
انتشار: 2026/07/15 05:33 UTC
چرا اشکانیان را میستاییم؟۱. در پی کشورگشاییها و سپس مرگ اسکندر، قلمرو پیشین هخامنشی ثبات خود را از دست داد و امپراتوری سلوکی نتوانست چنانکه باید، آن را بازیابد. سلوکیان وحشیانی خونریز نبودند، آنان به خوبی اهمیت آبادانی، امنیت و انسجام را درک میکردند و در این راه گام برمیداشتند، اما عدم تجربه در کشورداری، بیگانه بودن در منطقه و افزایش شمار دشمنان نیرومندشان، آنان را بیش از حد زیر فشار قرار داده، از پا درآورد. دورهی سلوکی به تدریج شاهد بیثباتی، افزایش درگیریها، ویرانی و تجزیه بود؛ قلمرو سلوکی در پایان کار هر شاه، از آغازش کوچکتر و مشکلاتش بیشتر بود.۲. کشورگشاییهای اشکانیان نیز چون سلوکیان برقآسا بود و بنابراین، آنان فرصت گسترش مرکزگرایی را نیافتند. اما پادشاهیهای کوچک در درون قلمرو اشکانی ثبات بسیار بیشتری نسبت به دورهی سلوکی داشتند؛ آنان در رونق بازرگانی دخیل بودند و نیروهای نظامی پرشماری در اختیار شاهنشاه اشکانی میگذاشتند، اما در عوض مستعد شورش و خیانت بودند. با این حال اشکانیان دریافته بودند که سود بقای این پادشاهیها بیش از زیانشان است، اما حق دخالت در امور آنها را همواره برای خود نگاه داشتند. در میانهی عمر دولت اشکانی، این پادشاهیها عبارت بودند از اوسروئنه، آدیابنه، خاراکنه، ارمنستان، آذربایجان، الیمایی، پارس، سکستان، خوارزم و احتمالاً شماری دیگر. آنها فرهنگ خود را میپروراندند و همواره پشتیبانی دولت مرکزی را داشتند.۳. اشکانیان در کشورداری، الگوی هخامنشیان و سلوکیان را در ادارهی قلمرویی پهناور پیش رو داشتند. آنان شهربانیهای دورهی پیشین که خود ریشه در دورهی هخامنشی داشتند را کوچکتر کردند تا بهتر از پس ادارهی آنها برآیند. برای نظارت بهتر، مقامهایی موسوم به مرزبان و بیتخش بر بخشهای گوناگون کشور گمارده شدند که از آنها کمتر میدانیم، ولی اگر این دو، همارز باشند، احتمالاً در چهارسوی کشور چهار مرزبان/بیتخش قرار داشت. مقام برجستهی دیگر (احتمالا موسوم به شهربانِ شهربانها)، ادارهی امور غرب شاهنشاهی را عهدهدار بود و بالاتر از مرزبان/بیتخش جای داشت. دیوانسالاری کشور دقیق و ظریف بود و دوردستترین مناطق را زیر پوشش داشت.۴. سوارهنظام در جهان آن روز ناشناخته نبود، اما اشکانیان منظمترین و نیرومندترینِ آن را به جهان معرفی کردند. پولاد مرغوب آنان، امکان ساخت جنگافزارهای کمنظیر را میداد و نیروی انسانی زیاد و توان مدیریتی اشکانیان، سپاهی پرشمار و نیرومند را برساخته بود که در طول بیش از ۴ سده در دفاع از مرزهای قلمرو، موفق بود. آنان دور تا دور قلمرو خود را با دژهای پرشمار پر کرده و در آنها نیروهای نظامی دائمی گمارده بودند تا از تاخت و تاز دشمنان در کشور جلوگیری شود.۵. جهان در دورهی مقارن شاهنشاهی اشکانی شاهد دو/سه پادشاهی بزرگ دیگر، یعنی امپراتوریهای هان، روم و پادشاهی کوشانی بود که راهها را امن و اقتدار خود را در قلمروشان اعمال میکردند. نتیجهی این نظام جدید، گسترش بازرگانی، به شکلی بیسابقه بود. کالاها و به ویژه ابریشم، میتوانستند در امنیت از چین به آن سوی اروپا برسند. در این میان، اشکانیان به عنوان واسطه مهمترین نقش را داشتند؛ آنان به مدت حدود ۳ سده، از رابطهی مستقیم میان چین و روم جلوگیری کردند و بنابراین، معیارهای خود را بر بازرگانی جهان تحمیل میکردند.۶. اشکانیان نظام پولی را در قلمرو خود گسترش دادند، سامانههای پرشمار و گستردهی آبرسانی تاسیس کردند و باعث آبادانی بخش بزرگی از قلمرو خود شدند. در طول دورهی اشکانی، شمار استقرارگاهها و جمعیت به شکلی مثالزدنی افزایش یافت و اقتصاد رونق گرفت.۷. قلمرو اشکانی شامل فرهنگها و ادیان گوناگون بود و اشکانیان به بالندگی این فرهنگها اجازه میدادند. در این دوره باورمندان به ادیان غیرایرانی به زندگی خود ادامه دادند و اشکانیان تداوم و رونق حیات علمی کشور را ممکن کردند. مدرسههای ایرانی، یونانی، بابلی و یهودی در کشور وجود داشتند و به نظر میرسد که با گسترش دیوانسالاری در این دوره، سواد عمومی نیز افزایش یافت؛ احتمالاً در این دوره بود که ادبیات حماسی ایران رونق گرفت و در کل شاهنشاهی گسترش یافت.۸. شاهنشاهی اشکانی را گاه به دلیل عدم مرکزگرایی نکوهش میکنند، اما به نظر میرسد که این ساختار، برای آن زمان بهترین بود. با همین ساختار بود که آنان در غرب رومیان را به چالش کشیدند، به درون شبهجزیرهی عربستان نفوذ کردند، در شمال با کوچروان متحد شدند، در شرق بر سر راه پیشروی چینیان قرار گرفتند و در هند به ماجراجویی پرداختند. دورهی اشکانی را کمتر میشناسیم، اما به خوبی میدانیم که آنان زمینهساز مهمترین دورهی اقتصادی و فرهنگی ایران _دورهی ساسانی_ بودند.🔥🏆🆔 @payammehrzartosht🌼