🌼آرشیو آموزشی سوم پیوندتکلیف مهارتی 28 بهمن دلبندم متن زیر را بخوان و به پرسش ها پاسخ بدهدر یک روز…
انتشار: 2026/06/18 19:36 UTC
🌼آرشیو آموزشی سوم پیوندتکلیف مهارتی 28 بهمن دلبندم متن زیر را بخوان و به پرسش ها پاسخ بدهدر یک روز پاییزی باران تندی میبارید. آن روز قرار بود علی و خانواده اش به جشن تولد دوست علی بروند. پدر علی از سر کار آمد. چند بستنی در دست داشت.بستنی ها را به علی داد و به او گفت: برایت بستنی خریدم بخور که در این هوا میچسبد » مادر علی در حال اتو کردن پیراهن نم دار پدر بود مادر پس از چند دقیقه پیراهن را به پدر داد و پدر پیراهن خشک را پوشید.به نظر شما پیراهن نم دار چگونه با اتو زدن خشک شد؟علی خواست بستنی اش را بخورد اما بستنی او آب شده بود. پدرش گفت اشکال ندارد پسرم بستنی را در فریزر بگذار تا دوباره یخ بزند علی از پدرش پرسید چرا بستنی من آب شده است؟ وقتی آن را در فریزر بگذارم چگونه دوباره بسته می شود؟ »پدر پاسخ داد:پدر علی به او گفت: «پسرم شیشه عطر مرا از کمد میآوری؟» وقتی که علی رفت تا شیشه عطر را بیاورد در عطر باز بود. و هیچ عطری درون ظرف نبود علی به پدر گفت: بابا جان انگار عطرتان تمام شده پدر نگاهی به ظرف انداخت و گفت: ای وای فراموش کردم در عطر را ببندمتو فکر میکنی چرا شیشه عطر خالی بود؟خانواده علی برای رفتن حاضر شدند. وقتی که در خانه را باز کردند باران تمام شده بود و زمین خشک بود. علی پرسید مادر جان چگونه زمین که از بارش باران خیس شده بود خشک شده است؟ »شما فکر میکنید پاسخ مادر چه بود؟پایه سوم@peivandlesson3





