
گروه ادبی پیرنگ بدون هر نوع وابستگی، به مقولهی ادبیات با محوریت ادبیات داستانی میپردازد.https://t.me/peyrang_dastanآدرس سايت:http://peyrang.org/Email: [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 1 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/14 تا 2026/07/29
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
.#داستان_کوتاه سلسلۀ موی دوستنویسنده: فاطمه دریکوندچشمم روی میز است و بافههای مو، تصویر قدیمی با اشارۀ زن به علم و کتل جان میگیرد با خرمنی از گیس سیاه ریخته بر تابوت خانسالاری مرده. لابد خانی که روزگارانی دراز بر جان و مال رعایای فقیرش حکم رانده و مرگش بر گیسوان زنان ایل تیغ بیدریغ کشیده بود. گیس بریده بر عزایی که شاید در ذات خود جشنی بود. بیاختیار میگویم:- منم یه منطقۀ خیلی بکر بلدم با موهای ناب.مینا یک گیس سیاهِ بلند در دست دارد که از موجهایش معلوم است تازه بافتش باز شده و لابهلایش تارهای سفید را جستوجو میکند. رو به من میگوید:- ئه جدی؟ چه جالب! هر کی مناطق خوب و بکر رو بهمون معرفی کنه پورسانت خوبی گیرش میآد، خصوصا جاهایی که مردم به نت دسترسی ندارن.از پیشنهادش بدم میآید، نشنیده میگیرم و نمیگویم جایی در شرق استان. لجوجانه برمیگردم به تابوت و گیسهای رویش. راستی بعدش چه، چه کارشان کردند؟ توی گور که نریختندشان؟متن کامل این داستان را میتوانید در سایت پیرنگ از طریق لینک زیر بخوانید: peyrang.org/1810/@peyrang_dastanwww.peyra…