🔵 قتل خاموش تخصصهای پزشکی؛ بحران از کجا آغاز میشود و چگونه میتوان آن را متوقف کرد؟🔹 پاسخی به یاد…
انتشار: 2026/07/16 07:47 UTC
🔵 قتل خاموش تخصصهای پزشکی؛ بحران از کجا آغاز میشود و چگونه میتوان آن را متوقف کرد؟🔹 پاسخی به یادداشت جناب آقای دکتر کیوان حسینی در پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)✍ دکتر عزیز احمدی، متخصص ارتوپدی ▫️ یادداشت ارزشمند جناب آقای دکتر کیوان حسینی در شماره ۶ ژوئیه ۲۰۲۶ پالنا، با این جمله آغاز میشود:«امروز رستههای تخصصی در برابر چشمانمان آرامآرام جان میدهند؛ نه از کمبود استعدادها، بلکه زیر آوار بیتدبیری، بیبرنامگی و نگاههای کوتاهبینانهای که آینده را قربانی مصلحتهای زودگذر کرده است.»▫️ این توصیف، واقعیتی انکارناپذیر را بیان میکند. کاهش استقبال از رشتههای تخصصی، افزایش مهاجرت پزشکان، فرسودگی شغلی، افسردگی، خودکشی تعدادی از همکاران و کاهش امید به آینده، نشانههای بحرانی است که امروز دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.❓اما پرسش اساسی این است که ریشه این بحران کجاست؟▫️ در سالهای اخیر، بیشتر بحثها بر مسائل اقتصادی، تعرفهها، ظرفیت پذیرش، مالیات، طرح اجباری و محدودیتهای اداری متمرکز بوده است. هرچند همه این عوامل مهماند، اما به باور من، علت بنیادیتر در جایی نهفته است که کمتر درباره آن سخن گفته میشود: نظام آموزش تخصصی پزشکی.▫️ اگر نظام آموزش، متخصصی تربیت کند که پس از سالها آموزش، از نظر علمی، مهارتی، اخلاق حرفهای و اعتماد به نفس بالینی برای ورود به جامعه آماده نباشد، پیامد آن تنها ضعف آموزشی نخواهد بود؛ بلکه زنجیرهای از نارضایتی، فرسودگی، مهاجرت و حتی خودکشی را در پی خواهد داشت.▫️ استاد دانشگاه تنها انتقالدهنده اطلاعات نیست. رسالت او تربیت پزشکانی است که بتوانند مستقل بیندیشند، مسئولانه تصمیم بگیرند، مهارتهای بالینی را بهدرستی به کار گیرند و در کنار درمان بیمار، زندگی حرفهای شرافتمندانهای نیز داشته باشند.▫️ اگر اعضای هیئت علمی، آموزش را صرفاً انجام یک وظیفه اداری تلقی کنند و مسئولیت پرورش نسل آینده را احساس نکنند، هر اندازه هم که قوانین و بودجه تغییر کند، بحران پابرجا خواهد ماند.▫️ امروز بسیاری از همکاران جوان احساس میکنند که سالها آموزش دیدهاند، اما برای ورود مستقل به عرصه حرفهای آمادگی کامل ندارند. این احساس، اعتماد به نفس آنان را تضعیف میکند و زمینهساز اضطراب، فرسودگی و ترک حرفه میشود.▫️ از سوی دیگر، کاهش منزلت اجتماعی پزشک، ناامنی اقتصادی، افزایش شکایتها، فشارهای اداری و محدودیتهای حرفهای، این چرخه معیوب را تشدید کرده است. اما این عوامل زمانی بیشترین آسیب را وارد میکنند که پزشک از ابتدا برای مواجهه با آنها بهخوبی آماده نشده باشد.به همین دلیل، معتقدم اصلاح آموزش تخصصی باید به اولویت نخست سیاستگذاری سلامت تبدیل شود.▫️ این اصلاح میتواند بر چند محور استوار باشد:🔺 بازتعریف مسئولیت آموزشی اعضای هیئت علمی و ارزیابی آنان بر پایه کیفیت تربیت دستیاران، نه صرفاً فعالیتهای اداری و پژوهشی.🔺 ارتقای آموزش عملی، مهارتهای تصمیمگیری بالینی و استقلال حرفهای دستیاران.🔺 توجه جدی به آموزش اخلاق پزشکی، ارتباط با بیمار و مسئولیتپذیری حرفهای.استقرار نظام حمایت از سلامت روان پزشکان و دستیاران.🔺 ایجاد سازوکارهای پایش کیفیت آموزش با مشارکت انجمنهای علمی مستقل.🔺 بازنگری در شاخصهای موفقیت دانشگاهها؛ به گونهای که کیفیت فارغالتحصیلان، رضایت شغلی آنان و توانایی ارائه خدمت نیز از معیارهای اصلی ارزیابی باشد.▫️ بحران کنونی، بحران کمبود استعداد نیست؛ بحران شیوه هدایت استعدادهاست. ایران همچنان از جوانان باهوش، پرتلاش و علاقهمند برخوردار است، اما اگر نظام آموزشی نتواند این سرمایه انسانی را شکوفا کند، نهتنها رشتههای تخصصی، بلکه آینده نظام سلامت نیز آسیب خواهد دید.▫️ من سالهاست که این دغدغه را دنبال میکنم و در مقالهای با عنوان «چاره خودکشی و مهاجرت پزشکان» کوشیدهام بخشی از علل این بحران و راهکارهای برونرفت از آن را بررسی کنم. امیدوارم این مقاله، در کنار یادداشت ارزشمند دکتر کیوان حسینی، آغازگر گفتوگویی علمی، صریح و مسئولانه درباره آینده آموزش تخصصی پزشکی در ایران باشد.▫️ سکوت در برابر این روند، به معنای پذیرش مرگ تدریجی تخصصهای پزشکی است. اما اگر جامعه پزشکی، اعضای هیئت علمی، انجمنهای علمی، سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت مسئولیت مشترک خود را بپذیرند، هنوز فرصت برای اصلاح وجود دارد.▫️ تاریخ، ما را نه بر اساس تعداد هشدارهایی که دادیم، بلکه بر اساس اقداماتی که برای اصلاح انجام دادیم، قضاوت خواهد کرد.پالنا / اینستاگرام / روابط عمومی@pezeshkanghanon
