من چقدر ساده بودم و بقیه چقدر کُنجدی.@pink_tie
انتشار: 2026/08/20 08:01 UTCدریافت: 2026/08/22 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:40 UTC
من چقدر ساده بودم و بقیه چقدر کُنجدی.@pink_tie
پستهای تلگرام — ⲏⲉⲿⲏⲟ-ⲣⲟⳅⲟⲃыύ ⲅⲁⲗⲥⲧⲩⲕ ૮₍。´ᴖ ˔ ᴖ`。₎ა
یک روز عالی دیگه برای این که اشرف مخلوقات با چراغقوهی گوشی بره دستشویی و خودشو با آفتابه بشوره
مامان من اگه دکتر پزشک قانونی بود علت نصف مرگ و میرها رو "چون شب ها دیر خوابیده " اعلام می کرد و نصف دیگه هم " از بس سرش تو گوشی بوده "
گاهی آدم از خودش ناراحته، نه از بقیه. از اینکه چرا زودتر نه نگفت، چرا بیشتر از حد تحمل کرد، چرا جاهایی که باید خودش رو انتخاب میکرد، بقیه رو انتخاب کرد. ولی همین فهمیدنها هم بخشی از رشد کردنه. آدم با سرزنش خودش بهتر نمیشه؛ با شناختن خودش بهتر میشه.
تخم مرغ هم خیلی عجیبه،صبح بخوری باکلاسه،شب بخوری نماد فقر و تنگ دستی ...
قیمت هر برد، به اندازه باختشه چون هیچ آدمی یک شبه قوی نمیشه پشت هر لبخند آروم، یه دوره از زمین خوردن خوابیده که کسی ندیده و پشت هر موفقیتی یه مشت شب هست که آدم با خودش جنگیده، با ترسش، با خستگیش، با لحظههایی که دلش میخواسته ول کند و برود ولی نرفته بعضی بردها از دور قشنگن اما وقتی نزدیکشان میشوی رد زخم را میبینی، رد چیزهایی که آدم مجبور شده از خودش جا بگذارد تا یک قدم جلوتر برسد و شاید همین است که بعضی آدمها بعد از بردن، ساکتتر میشوند نه مغرورتر
مثل کارخونهای که خط تولیدش متوقف شدهمثل یه تیمارستان متروکهمثل شهری که فقط بقایاش باقی موندهچیزی از اونی که «زندگیکردن» میخونیمش برام باقی نموندهمثل بچهای که در نزدیکترین فاصله با دریا نشسته و قلعه شنی میسازهچیزی که با مدتها تلاش سعی میکنم به شکل «زندگی روزمره» درش بیارمبا هر موجی به کلی از بین میره.از ساختن چیزی که مدام خراب میشه خسته شدهام.