❇️✴️ تبعیت در ساحت اعتقاددر میان عشایر شبانان بز نری که گنده تر از بقیه بوده و حاکم بلامنازع در میا…
انتشار: 2026/07/30 13:07 UTCدریافت: 2026/08/02 07:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 07:17 UTC
❇️✴️ تبعیت در ساحت اعتقاددر میان عشایر شبانان بز نری که گنده تر از بقیه بوده و حاکم بلامنازع در میان جماعت بزها می باشد؛ انتخاب کرده و زنگوله ای به گردنش می آویزند. این نیری راهبر و جلودار گله گوسفندان می شود.گله گوسفندان نیز سر خود را به زیر انداخته و برای رسیدن به مرتع از وی تبعیت می کنند. این نمادی از زیست در جوامع توده ای انقیادی می باشد.🔸در اجتماع های توده ای آن چه روایی دارد، تبعیت است.در این گونه اجتماع ها رفتار انسان ها بر مبنای ناآگاهی و گله وار است. که انسان در این نوع زیست را به تبعیت از قواعد غیر رسمی نهادی سنتی و شرعی الزام می کند.🔸 تبعیت و پیروی کردن انسان از آن چه راست می پندارد.در درگاه اعتقاد دو خروجی متصور است؛١.اگر اعتقاد مبتنی بر شناخت علت و عللی باشد به باور درست و راست منجر شده که به آن ایمان می گویند. در این حالت عقل اکتسابی انسان به تمیز سره از ناسره رسیده است.٢. اگر پیروی بی شناخت صرفا پذیرش ذهنی و تسلیم باشد در آن صورت تبعیت نادرست است.اطاعت و الینه شدن انسان بی دخالت و رشد عقل اکتسابی است.🔸️انواع تبعیت؛١-تبعیت ناآگاه از آگاه٢-تبعیت آگاه از آگاه٣-تبعیت آگاه از جاهل٤-تبعیت جاهل از جاهل در میان این پیروی ها، آن چه درست می نماید؛ پیروی انسان ناآگاه از انسان آگاه و هم چنین تبعیت انسان آگاه از آگاه می باشد. در حالی که تبعیت انسان جاهل از جاهل اوج جهالت؛ و تبعیت انسان آگاه از جاهل اگر مبتنی بر اجبار نباشد، در کمال حماقت است.🔸️تبعیت در حکومتدر مقوله حکومت با حکومت گر و حکومت شونده مواجه هستیم.حکومت شونده تابع حکومت گر است.اگر این تبعیت به اختیار باشد، حکومت مشروعیت دارد. و از نوع تبعیت آگاه از آگاه است. که این در دموکراسی های واقعی اتفاق می افتد.در صورتی که پیروی حکومت شوندکان نه بر مبنای مشروعیت و از ترس و اجبار باشد؛ تبعیت توده جاهل، و طبقه طماع، وابسته، و برده از جاهلان حکومت گر است. این نوع حکومت خودکامه، و از نوع جباریت و سیطره شر بر خیر است. نظام های ایدئولوژیک بر مبنای تبعیت همه یعنی جاهل و آگاه از جاهل می باشند. چون قاعده حاکم بر آن اطاعت جاهلانه به جبر است.در حکومت های، تمامیت خواه کمونیستی و دینی نیز این قاعده روایی داشته است. حکومت های دینی بر مبنای خرافه و اشاعه جهل بنا شده و در پایان با آگاهی انسان ها ساختار آن ها دچار فروریزش شده است.زوال حکومت خلیفه گری دینی در شرق و حاکمیت کلیسا در غرب نمونه این فروریزش هاست.🔸️سوالی که مطرح است با رشد آگاهی آیا امکان تبعیت پروری هست؟از آن جایی که با رشد متغیرهای مبنایی آگاهی همانند دیدن، شنیدن، و خواندن، انسان را به نقد و انتقاد رهنمون نموده، با رشد آگاهی و به تبعیت از آن عقل اکتسابی این انسان در راهی قرار گرفته که به دنبال بازاندیش اعتقادی خویش است. که چرا باید از انسان هایی پیروی کند که از علم و دانش روز فاصله ها دارند.این رویکرد انسان آگاه و آزاد است.آگاهی و آزادی نسبت مستقیم با یکدیگر دارند.هر چه انسان آگاه تر باشد، آزاد تر است و هر چه آگاهی کمتری داشته باشد آزادی کمتری نیز خواهد داشت. 🖌پرویزی✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
