❇️✴️ وقتی دشمن محترم تر از مردم است !✍جعفر بخشی بی نیاز ، نویسنده و روزنامه نگار در حافظهی تاریخی…
انتشار: 2026/07/31 17:23 UTCدریافت: 2026/08/03 07:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 07:17 UTC
❇️✴️ وقتی دشمن محترم تر از مردم است !✍جعفر بخشی بی نیاز ، نویسنده و روزنامه نگار در حافظهی تاریخی ملتها ؛ لحظاتی وجود دارد که شکاف میان حاکمیت و جامعه به اندازهای عمیق میشود که دیگر نه با شعار ؛ نه با سرکوب و نه با وعدههای میان تهی دیگر پر نمیشود. اما آنچه در تجربهی زیستهی ما برجسته است یک پارادوکسِ مهلک و حیرت انگیز است. حکومتی که برای نشستن پای میزِ مذاکره با دشمنانِ ایدئولوژیک و سیاسیاش هزینههای نجومیِ جانی ؛ مالی و حیثیتی پرداخته ؛ در طول دههها حتی یک بار تن به گفتگو با مردمِ خود نداده است. این رفتار نه یک خطای محاسباتی که نشان دهندهی یک جهان بینیِ وارونه در حکمرانی ست. خوب است که این تناقضِ آشکار را کالبد شکافی کنیم. دشمن به مثابهی رقیبِ هم ترازِ مردم به مثابهی رعیتِ ناتوان می ماند. حاکمیت وقتی با دشمن خارجی یا مخالف مسلحِ خود گفتگو میکند ؛ ناخودآگاه او را به عنوان یک طرفِ قدرت به رسمیت میشناسد. این مذاکرات هر چقدر هم پر هزینه یک منطقِ واقع گرایانه دارد. آنها میدانند که طرف مقابل ؛ ابزارِ ضربه زدن دارد. اما نگاه به مردم متفاوت است. در ذهنیتِ اقتدار گرایانه ؛ مردمِ بیدفاع در جایگاهِ موضوعِ حکومت تعریف میشوند نه طرفِ قرارداد. گفتگو با مردم به معنایِ به رسمیت شناختنِ حقوقِ آنها و پذیرشِ نقد است. امری که برای ساختاری که تمامِ مشروعیتش را در گرو تک صدایی میبیند حکمِ خودکشیِ سیاسی را دارد. بحث بعدی سرمایه گذاری بر روی خصومت است و فرار از مشارکت. تاریخِ ما پر است از هزینههایی که برای دشمنی دادهایم. از فرسایشِ توانِ اقتصادی در جنگهای نیابتی و تحریمهای کمر شکن تا انزوایِ دیپلماتیک. جالب اینجاست که حاکمیت این هزینه دادن را نوعی افتخار و ایستادگی مینامد. اما همین حاکمیت در برابرِ نقدِ یک دانشجو ؛ یک کارگر یا یک روزنامه نگار دچارِ رعب و وحشت میشود. چرا ؟ چون در معادلاتِ آنها دشمنِ خارجی بیرونی ست و میتوان با او با زبانِ قدرت و معامله حرف زد. اما مردم درونی هستند و گفتگو با آنها یعنی مواجهه با آینهای که تمامِ ناکارآمدیها را به رخ میکشد. وقتی حکومتی حاضر است با دستانی که به خونِ فرزندانِ این خاک آلوده است یا به زعمِ خودشان با شیطانِ بزرگ دست بدهد اما از هم کلام شدن با مادری که نانِ شب ندارد یا جوانی که چشم اندازِ آیندهاش ویران شده است طفره میرود ؛ یعنی اخلاقِ حکمرانی به پایان رسیده است. این یعنی حاکمیت بقای خود را نه در رضایتِ مردم بلکه در موازنهی قدرت با دشمنانش جستجو میکند. تاریخ بی رحم تر از آن است که چنین ریاکاریِ عریانی را فراموش کند. حکومتی که برای حفظِ میزِ خود حاضر است از منابعِ ملی برای راضی نگه داشتنِ دشمنِ خارجی هزینه کند اما حتی از سرِ تکبر و ترس حاضر نیست یک دقیقه با صاحبانِ اصلیِ این سرزمین گفتگو کند در واقع حکمِ سقوطِ اخلاقیِ خود را امضا کرده است. حقیقت این است آنان که از گفتگو با مردم میهراسند نه به دلیلِ قدرت که به دلیلِ تهی بودنِ دستشان از منطق و حقیقت است. و حتما در تاریخ ثبت خواهد شد حکومتی که با همه دنیا حرف زد جز با مردم خود.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
