❇️✴️ تنگه هرمز را نبندید؛آن را به قدرت تبدیل کنید!✍ حمید آصفیتنگه هرمز برای جمهوری اسلامی سالها بیش از آنکه یک «راه بستهشده» باشد، یک «راهِ قابلبستهشدن» بوده است؛ تفاوتی ظریف، اما تعیینکننده. ایران تنگه را نمیبست؛ امکان بستن آن را وارد محاسبات دیگران میکرد. هرمز در این معنا نه یک سد، بلکه یک سایه ژئوپلیتیکی بود؛ سایهای که بر محاسبات آمریکا، کشورهای منطقه و بازار انرژی میافتاد تا تهران از موقعیت جغرافیایی خود اهرم بازدارنده بسازد.اما پس از جنگهای اخیر، این مسئله وارد مرحلهای تازه شده است. اکنون این خطر وجود دارد که «امکان بستن هرمز» از یک گزینه بازدارنده به یک هویت سیاسی تبدیل شود؛ یعنی حکومت بهجای آنکه از قابلیت انسداد برای افزایش هزینه طرف مقابل استفاده کند، خودِ تهدید به انسداد را به نشانهای از قدرت تبدیل کند.اینجا دقیقاً همان نقطهای است که نقد سیاست کنونی جمهوری اسلامی باید آغاز شود.🔺زیرا قدرت، با تکرار تهدید الزاماً بزرگتر نمیشود؛ گاهی فرسوده میشود.اگر هرمز قرار باشد هر بار که بحران بالا میگیرد بهعنوان «کارت نهایی ایران» روی میز گذاشته شود، این کارت بهتدریج ارزش خود را از دست میدهد.🔺تهدیدی که دائماً تکرار شود، از «بازدارندگی» به عادت سیاسی تبدیل میشود؛ و عادت سیاسی، اگر با دستاورد مشخص همراه نباشد، دیر یا زود به تورم تهدید میانجامد.از این منظر، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا ایران میتواند هرمز را ببندد؟» تقریباً همه بازیگران اصلی پاسخ این پرسش را در محاسبات خود دارند. پرسش دشوارتر این است:اگر ایران هرمز را به روی جهان ببندد، آیا درِ قدرت را به روی خودش باز میکند یا بخشی از قدرت خویش را نیز پشت همان در قفل میکند؟این همان پارادوکس هرمز است.🔺هرمز همزمان میتواند اهرم ایران و هزینه ایران باشد؛ هم میتواند سپر ایران و شمشیر علیه ایران باشد؛ هم میتواند سرمایه ژئوپلیتیک باشد و هم بدهی ژئوپلیتیک.جمهوری اسلامی اگر بخواهد از هرمز صرفاً بهعنوان ابزار فشار استفاده کند، ممکن است در کوتاهمدت احساس کند بر اهرمی نیرومند نشسته است؛ اما در سیاست بینالملل، اهرمی که دائماً به رخ کشیده شود، میتواند به ضد خود تبدیل شود. زیرا دیگران را وادار میکند برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر آن قدرت برنامهریزی کنند.این همان جایی است که باید میان «قدرتِ مختلکردن» و «قدرتِ نظمدادن» تفاوت گذاشت.🔺ایران میتواند بگوید هرمز را میبندم؛ اما پرسش راهبردیتر این است که آیا میتواند کاری کند که جهان بگوید هرمز بدون ایران قابل مدیریت نیست.این دو، یک چیز نیستند.در اولی، ایران بهعنوان یک ریسک دیده میشود؛ در دومی، بهعنوان یک ضرورت.از همین منظر، هر طرحی برای تبدیل هرمز به یک نظام عبور مشروط باید با حساسیت بیشتری بررسی شود.اگر کشتیها قرار باشد برای عبور، پرسشنامههای مفصل تکمیل کنند، اسناد ارائه دهند، مجوز بگیرند و در نهایت عوارض یا هزینه خدمات بپردازند، مسئله از «مدیریت ترافیک دریایی» به «مالیاتگذاری ژئوپلیتیک بر عبور» تغییر ماهیت میدهد؛ یعنی تبدیل یک موقعیت طبیعی به سازوکاری برای اخذ پول و اعمال اختیار اداری بر تجارت جهانی. چنین رویکردی میتواند هزینه و نااطمینانی عبور را افزایش دهد و کشتیها را به جستوجوی مسیرهای جایگزین سوق دهد.🔺هرمز را نباید به گمرکِ ژئوپلیتیک تبدیل کرد؛ قدرت ایران در این تنگه باید از اهمیت آن بیاید، نه از عوارضی که بر اهمیت آن وضع میکند.کشتی تجاری با موشک حرکت نمیکند؛ با اطمینان حرکت میکند. سرمایه با تهدید وارد بندر نمیشود؛ با پیشبینیپذیری وارد میشود. بیمهگر، بانک و شرکت کشتیرانی نیز به یک سؤال ساده نگاه میکنند: فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟اگر پاسخ این سؤال نامعلوم باشد، هرمز از یک مزیت ایرانی به یک ریسک جهانی تبدیل میشود؛ و هنگامی که یک مزیت به ریسک تبدیل شد، جهان برای دور زدن آن بهدنبال راهحل میگردد.بنابراین، سؤال اصلی سیاست ایران در هرمز باید از «چگونه میتوانیم عبور را دشوار کنیم؟» به «چگونه میتوانیم عبور را چنان امن و باثبات کنیم که همه برای حفظ این نظم به ایران نیاز داشته باشند؟» تغییر کند.🔺شاید بزرگترین خطای راهبردی این باشد که ایران آنقدر بر قابلیت تخریب یک نظم تأکید کند که دیگران قدرتش را نه در توانایی ساختن نظم، بلکه در توانایی برهمزدن نظم تعریف کنند.🔺قدرت واقعی آن نیست که بتوانی راه را ببندی؛ قدرت بالاتر آن است که بتوانی راه را باز نگه داری و همه برای باز ماندنش به تو نیازمند باشند.🔺کشوری که فقط میتواند راه را ببندد، یک تهدید است؛ اما کشوری که میتواند راه را امن، باز و باثبات نگه دارد، یک قدرت است.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️❇️ معجزه اقتصاد آزاد در آژانتین✍🏼محمد حسین مصباح🔴بسیاری از اقتصاددان ها دردنیا وضعیت ارژانتین را برای سنجش کارایی "اقتصاد بازار" تحت نظر داشتند!🔴نتایج اجرای سیاست های "نسبتا آزاد" میلی در ارژانتین نشان میدهد این کشور که با اجرای سیاست های سوسیالیستی فرناندز به تورم ۲۱۱٪ و نرخ فقر ۴۱٪ و کاهش ۱۰ برابری ارزش پزو به فروپاشی رسیده بود، چگونه ظرف دوسال در تمامی شاخص ها موفقیت خیره کننده داشته و از منجلاب درامده و به سمت بهبود حرکت کرده!-تورم ماهانه از ۲۵٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۱/۹ ٪ در ژوئن ۲۰۲۶-نرخ فقر از ۴۱/۷٪ دسامبر ۲۰۲۳ به ۲۸٪ در نیمه دوم ۲۰۲۵-نرخ فقر شدید از ۱۸٪ به ۶٪ -تورم سالانه از ۲۱۱٪ به ۳۱٪ 🔴اینموفقیت بزرگ در اجرای سیاست های بازار ازاد میتوانست الگوی کشور ما باشد که با تلفیق رانتخواران و سفلهگان دلارزدا تا به امروز انجام نشده!پ.ن۱:برخی از سیاست های البرتو فرناندز که تشابه زیادی با سیاست های پیاده شده در ایران دارد:-دولت بزرگ و مداخله زیاد در اقتصاد-یارانه گسترده برای انرژی، حملونقل و خدمات عمومی-کنترل قیمتها برای بعضی کالاها و خدمات-کنترل شدید بازار ارز و محدودیت خرید دلار-افزایش مالیات، از جمله مالیات بر خرید ارز و برخی صادرات-تلاش برای حفظ قدرت خرید مردم از طریق سیاستهای حمایتیپ.ن۲: راه اصلاح مشخص است ولی منافع عده ای قدرت طلب و رانتخوار مانع از انجام آن است.پ.ن۳: ایران با داشتن اهرم انرژی سالیانه ۲۰۰میلیارددلار به راحتی میتواند اثرات تحریمرا خنثیکند که امروز با مفت فروشی منابع خود باعث ناترازی شده! /پیام اقتصاد✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
❇️✴️ چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟✍ مصطفی ملکیان🔺ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست.اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند.ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانهای ساده اندیش جذاب بوده است.اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. 🔰ضررهای ایدئولوژی:1⃣ نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگران به جای تو فکر کرده اند!2⃣دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو بعنوان انسان مستقل برداشته میشود و جایگاه برده فکری میگیری3⃣ سومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم».4⃣و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند.📖 بخشی از سخنرانی معرفی کتاب «قدرت بی قدرتان»✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology
✴️🔼 بعد از اینکه مردم فوجیساوا در ژاپن به ساخت مسجد توی این شهر اعتراض کردن، دولت ژاپن اعلام کرد که اسلام جایی در این کشور نداره.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @politicology
❇️✴️ محاصره دریایی از جنگ بدتر است، چرا؟ چه بلایی سر ما میآورد؟🔰سه نکته از میان حرفهای تکاندهندهی مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین1️⃣ تحریم که معرف حضورتان هست؟| «بدترین اتفاقی که امروز میتواند بیافتد این است که فکر کنیم، میتوانیم #محاصره دریایی را دور بزنیم و سعی کنیم با وجود آن کشور را اداره کنیم. کاری که مشابه آن را با تحریمها کردیم و به جای رفع آن و یا یافتن سازوکاری برای خنثاشدن آن، سراغ دورزدن تحریم رفتیم و نتیجه آن شد اقتصادی مستهلکشده و فسادهایی بزرگ.»2️⃣قحطی میشود؟| «بستهشدن مسیرهای دریایی یعنی دشوار کردن بازرگانی خارجی که اگر به طولانی باشد به قحطی منجر میشود. بیش از ۸۰ درصد از تجارت جهان از دریاها است. آوردن تمام نیاز تجاری کشور به روی زمین، یعنی تجارت به ظرفیت ۲۰ درصدی بسنده کند.مثلا اگر یک کانیتنر از چین و با کشتی به ایران بیاید، هزینه حملونقل آن سههزار دلار است اما همان کانتینر وقتی از مسیر زمینی میآید به طور میانگین ۱۲هزار دلار باید هزینه دارد.واردات ما از بنادر جنوبی سالانه حدود دومیلیون کانتینر است و اگر محاصره ادامه یابد هر کانتینر ۹ هزار دلار هزینه تجاری بیشتری به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد. درواقع چیزی در حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی برای ما در برخواهد داشت. درحالیکه کل نیاز اقتصاد ایران به واردات کالاهای اساسی و دارو کمتر از ۱۵ میلیارد دلار در سال است.در بخش صادرات غیرنفتی هم ما بر فرض سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داریم که کل آن سود نیست گر سودی هم باشد حدود ۱۰میلیارد دلار است. حال اگر بنا باشد ۱۰ یا ۱۵ میلیارد دلار بر هزینه صادرات افزوده شود، صادرات چه توجیهی دارد؟کل تجارت خارجی ما ۱۰۰ میلیارد دلار در سال است و افزودن هزینه ۲۰ میلیاردی در آن، کل این پروسه را به تعطیلی خواهد کشید.»3⃣صبر میکنند تا از پا درآییم| «در وضعیت نه جنگ، نه صلح و محاصره این اقتصاد ماست که وارد دوره استهلاک و نابودی میشود، نه اقتصاد آمریکا. در جنگ ۴۰روزه ما به اندازه محاصره کمبود نداشتیم.در محاصره آنها نیروی دریایی شان را در چندصدکیلومتری ساحل ما نگه میدارد، جایی که برد موشکها و پهبادهای ما به آن نمیرسد و بعد از آن صبر میکند تا ما از پا در آییم.»🔰 براساس مصاحبه حریری با خبرآنلایندیروز پزشکیان با افتخار میگفت که چون راه دریایی بسته است، پس به جای یک قطاری که در حالت عادی از چین به ایران بار میآورد حالا روزی سه قطار میآید.✅ #سیاست_شناسی 🆔 @Politicology