تاریخ مختصر روند قضایا در فلسطین. ✅اگر بخواهیم ماجرای فلسطین را درست بفهمیم، باید آن را نه از روز ا…
انتشار: 2026/07/02 10:18 UTC
تاریخ مختصر روند قضایا در فلسطین. ✅اگر بخواهیم ماجرای فلسطین را درست بفهمیم، باید آن را نه از روز اعلام موجودیت اسرائیل، بلکه از دههها پیشتر آغاز کنیم؛ از زمانی که فلسطین هنوز بخشی از امپراتوری عثمانی بود و مردمانش، عرب و یهودی و مسیحی، در کنار یکدیگر زندگی میکردند. تا پایان قرن نوزدهم، یهودیان در فلسطین اقلیتی کوچک و بومی بودند و نزاعی بر سر سرزمین وجود نداشت. آنچه این تعادل را بر هم زد، مهاجرتهای تازهای بود که از اروپا آغاز شد.در سال ۱۸۸۲، نخستین موج مهاجرت یهودیان اروپایی به فلسطین شروع شد. این مهاجران، که بیشتر از روسیه و اروپای شرقی میآمدند، تنها برای رهایی از آزار و تبعیض نیامده بودند؛ بلکه در ذهن بسیاری از آنان، اندیشه بازگشت و تأسیس وطنی مستقل شکل گرفته بود. در آغاز، این مهاجرتها آرام بود. مهاجران زمین میخریدند، روستا و مزرعه میساختند و زندگی تازهای آغاز میکردند. اما واقعیت مهمی در دل این روند وجود داشت: بخش بزرگی از این زمینها را فئودالها و مالکان بزرگ عرب فروخته بودند؛ کسانی که اغلب در خود فلسطین ساکن نبودند. در نتیجه، کشاورزان عربی که نسلها بر آن زمینها کار کرده بودند، ناچار به ترک خانه و زمین خود شدند. این نخستین شکاف اجتماعی بود؛ شکافی که خیلی زود به خشم تبدیل شد.در سال ۱۸۹۷، با تشکیل کنگره صهیونیسم در شهر بازل، این مهاجرتها شکل سیاسی و هدفمند پیدا کرد. از اینجا دیگر مسئله تنها سکونت نبود، بلکه پروژهای روشن برای تأسیس یک وطن ملی یهودی در فلسطین شکل گرفته بود. این تحول، نگرانی عربهای فلسطین را عمیقتر کرد، زیرا آنان میدیدند که با پدیدهای موقتی روبهرو نیستند، بلکه با حرکتی روبهرویند که آینده سرزمینشان را دگرگون خواهد کرد.از حدود سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۹، تنشها بر سر زمین و مالکیت شدت گرفت و نخستین حملات اعراب به شهرکهای یهودی رخ داد. این حملات پراکنده بود، اما برای یهودیان معنایی روشن داشت: دیگر نمیشد تنها به حمایت حکومت عثمانی یا توافقات محلی تکیه کرد. به همین دلیل، در ۱۹۰۹ نخستین گروه دفاعی منظم یهودیان به نام «هاشومر» شکل گرفت. این گروه وظیفه داشت از شهرکهای یهودی محافظت کند و در واقع نخستین هسته نظامی یهودیان در فلسطین بود.در ۲ نوامبر ۱۹۱۷، بریتانیا با صدور اعلامیه بالفور، حمایت خود را از تشکیل خانه ملی یهودیان در فلسطین اعلام کرد. این اعلامیه نقطه عطفی تاریخی بود. برای فلسطینیان، این به معنای آن بود که قدرتی بزرگ، بیآنکه نظر آنان را بخواهد، بخشی از سرزمینشان را به پروژهای دیگر وعده داده است. پس از سقوط عثمانی در ۱۹۱۸ و آغاز قیمومت بریتانیا، مهاجرت یهودیان شدت گرفت و همین، اضطراب و خشم جامعه عرب را بیشتر کرد.در آوریل ۱۹۲۰، شورش نبی موسی رخ داد؛ نخستین درگیری گسترده و خونین. در اینجا، آغازکننده آشکارا عربهای فلسطینی بودند که در اعتراض به مهاجرت یهودیان و سیاستهای بریتانیا، به محلههای یهودی حمله کردند. این حادثه، نقطهای تعیینکننده بود؛ زیرا یهودیان به این نتیجه رسیدند که «هاشومر» دیگر پاسخگوی شرایط نیست. از همین رو، در همان سال، سازمانی بزرگتر و منظمتر به نام «هاگانا» تأسیس شد. هاگانا دیگر صرفاً یک گروه نگهبانی نبود؛ بلکه سازمانی شبهنظامی بود که هدفش دفاع سازمانیافته از جامعه یهودی بود.در مه ۱۹۲۱، بار دیگر حملات اعراب به شهرکهای یهودی در یافا آغاز شد. این حملات نیز در واکنش به افزایش مهاجرت یهودیان بود. اما نتیجه آن، تقویت بیشتر هاگانا و گسترش شبکههای دفاعی یهودیان شد.در اوت ۱۹۲۹، اختلاف بر سر دیوار براق، به شورشی گسترده انجامید. باز هم آغاز خشونت از سوی عربها بود و بار دیگر حملات اعراب به شهرکهای یهودی و محلههای یهودینشین گسترش یافت. در شهر الخلیل، کشتار سنگینی رخ داد که تأثیری عمیق بر ذهن جامعه یهود گذاشت. این حادثه باعث شد بخشی از نیروهای یهودی به این نتیجه برسند که سیاست دفاعی هاگانا کافی نیست.به همین دلیل، در ۱۹۳۱، گروهی از اعضای هاگانا از آن جدا شدند و سازمان «آرگون» را تشکیل دادند. تفاوت آرگون با هاگانا در نگاهش به خشونت بود؛ هاگانا بر دفاع تأکید داشت، اما آرگون معتقد بود باید حملات را با حمله پاسخ داد و حتی گاه پیش از حمله دشمن، دست به اقدام زد.در ۱۹۳۶، فلسطینیان قیام بزرگ عربی را آغاز کردند. این قیام واکنشی بود به سالها مهاجرت، فروش زمین و حمایت بریتانیا از پروژه صهیونیسم. سه سال تمام، فلسطین در آشوب بود و در این مدت، حملات اعراب به شهرکهای یهودی ادامه داشت. اما همین قیام، در عمل باعث شد هاگانا تجربه نظامی گستردهتری پیدا کند و نیروهایش منسجمتر شوند. در همین سالها، آرگون نیز عملیاتهای تلافیجویانه علیه عربها را آغاز کرد و برای نخستین بار، خشونت یهودیان از حالت دفاعی صرف خارج شد.
