🗣 بازتاب#دکتر_بابک_نژند. روانپزشک روانپزشکی در سیاست؛ مرز روشنگری و برچسبزنی کجاست؟یوسف جاویدان…
انتشار: 2026/07/06 16:24 UTC
🗣 بازتاب#دکتر_بابک_نژند. روانپزشک روانپزشکی در سیاست؛ مرز روشنگری و برچسبزنی کجاست؟یوسف جاویدان در بخش سوم مجموعه یادداشتی در رسانهی گویا نیوز که به آن عنوان «شبهروانشناسی؛ ابزاری برای فروکوبی دگراندیشی» داده، بر این نکته تأکید میکند که استفاده ابزاری از مفاهیم روانشناختی و پزشکی در عرصه سیاست، بهویژه هنگامی که به تشخیصگذاری از راه دور، آسیبشناسی روانی مخالفان یا تبدیل اختلاف سیاسی به عارضه شخصیتی و روانی بینجامد، هم از نظر علمی محل ایراد است و هم میتواند با اصول اخلاق حرفهای در تعارض قرار گیرد. او با ارجاع به مفهوم اخلاق پزشکی، اخلاق زیستپزشکی و آییننامههای حرفهای در نهادهایی مانند انجمن پزشکی، انجمن روانپزشکی و انجمن روانشناسی آمریکا، هشدار میدهد که پزشکان، روانشناسان و پژوهشگران حوزه سلامت، حتی هنگام اظهارنظر شخصی درباره مسائل اجتماعی و سیاسی، باید مراقب باشند که اعتبار حرفهای خود را وسیلهای برای القای تشخیص علمی یا داوری تخصصی درباره اشخاص و جریانهای سیاسی نکنند.جاویدان در ادامه، این مسئله را ذیل عنوان «پزشکیسازی سیاست» توضیح میدهد و نمونههایی مانند ماجرای بری گلدواتر، سوءاستفاده از روانپزشکی در شوروی و رفتار جمهوری اسلامی با برخی شهروندان را بهعنوان هشدارهایی تاریخی مطرح میکند. از نظر او، آمیختن مبارزه سیاسی با «روانشناسی بازاری» و فضلنمایی شبهعلمی، نه فقط به اعتبار نویسنده و متخصص آسیب میزند، بلکه میتواند فضای مدنی را آلوده کند و راه را برای طرد و حذف دگراندیشان بگشاید. جمعبندی او این است که نقد سیاسی باید از تشخیصگذاری روانی، برچسبزنی آسیبشناختی و بهرهبرداری از موقعیت حرفهای فاصله بگیرد و پایبندی به اخلاق حرفهای، حتی در کشاکشهای سیاسی و اجتماعی، تعطیلبردار نیست. دکتر بابک نژند، روانپزشک ایرانی در همین رسانه پاسخی بر این یادداشت منتشر کرده، که با نظر و اجازهی نویسنده در تجربههای روانپزشکانه بازنشر میشود.دکتر بابک نژند، روانپزشک، درمانگر شناختی ـ رفتاری (CBT) و پژوهشگر حوزه سلامت روان است. وی عضو آکادمی درمانگران شناختی رفتاری آمریکا (Academy of Cognitive and Behavioral Therapies) بوده و آثار پژوهشی متعددی در زمینه روانپزشکی، روانشناسی شناختی و علوم رفتاری منتشر کرده است.درباره تفاوت تشخیصگذاری از راه دور، شبهروانشناسی و تحلیل علمی رفتار سیاسیدر روزهای اخیر، نوشتهای در گویا نیوز با عنوان «شبهروانشناسی؛ ابزاری برای فروکوبی دگراندیشی» منتشر شد که در بخش سوم خود، با تکیه بر اخلاق پزشکی و اصل گلدواتر، نسبت به آمیختن مفاهیم روانشناختی و روانپزشکی با تحلیل سیاسی هشدار میدهد. نویسنده در پیشدرآمد این بخش، «شبهروانشناسی» را شامل تشخیص روانشناختی از راه دور، آسیبشناسی سیاسی، یا استفاده ابزاری از مفاهیم روانشناختی میداند و معتقد است که نتیجهٔ چنین کاری میتواند آمیختن تحلیل سیاسی با آسیبشناسی روانی و در نهایت طرد و حذف دگراندیشان باشد.این نگرانی در سطحی از بحث بجاست. اگر کسی بدون ارزیابی بالینی، بدون اجازه و بدون دسترسی مستقیم به فرد، شخصی معین را به اختلال روانی، عارضهٔ شخصیتی، آسیب مغزی یا هر تشخیص بالینی دیگر متهم کند، چنین کاری هم از نظر علمی مردود است و هم از نظر اخلاق حرفهای قابل دفاع نیست. اما مشکل از جایی آغاز میشود که این اصل محدود و دقیق، به قاعدهای کلی برای بیاعتبار کردن هر نوع استفاده از روانشناسی، روانپزشکی و علوم رفتاری در تحلیل پدیدههای سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.پرسش اصلی این نیست که آیا میتوان از زبان پزشکی و روانشناختی سوءاستفاده کرد. روشن است که میتوان، و بارها چنین شده است. پرسش اصلی این است که آیا به دلیل وجود سوءاستفاده، باید کل رهیافتهای بینرشتهای را از تحلیل سیاست و جامعه کنار گذاشت؟ پاسخ من منفی است. راه درست، حذف علوم رفتاری از تحلیل سیاست نیست؛ بلکه تفکیک دقیق میان تشخیص فردی، برچسبزنی شبهعلمی و تحلیل میانرشتهای روشمند است.📎 بقیه در ادامه. ۱/۴#تجربههای_روانپزشکانه



