برایت از گذشتهای دورشعری شیرین میخوانم،با کلماتی که از بطن تاکستانها زاده شدهاند،چادرهادر کنار…
انتشار: 2026/07/18 11:02 UTCدریافت: 2026/08/01 00:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:06 UTC
برایت از گذشتهای دورشعری شیرین میخوانم،با کلماتی که از بطن تاکستانها زاده شدهاند،چادرهادر کنار رودخانههای سرزمینهای شرقیاکنون در این عمیقترین شب جنگ،محزون و ویران سقوط میکنند، در شبی که هیچکس آسمان فرشتگان مرگ را نمیگرداندو صدای باد با زمزمه فروپاشی دوشادوش میخرامد، هنگامی که آهن پارههای لرزانبه سقف ساختمانها برخورد میکند و آنها را تکان میدهد، فریاد غمگنانه سگها از باغها برمیخیزد،از پس تیراندازی نیروهای گشت در خیابانهای متروکآیا کسی زنده مانده؟!شاید کسی زنده مانده.اما ما، اینجا محکومیم به گوش دادن اصوات کهن، به دنبال نشانهای هستیم که از زندگی پیشی بگیرد جادوی سیاه زمیناینجا حتی میان قبرهای ویرانشده، علف سمی و هرزش را به هرحال میرویاند...#سالواتوره_کوازیمودوبرگردان: #غزل_قربانپور
