✍مکتوب عابدی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازهاش همه جا پیچیده بو…
انتشار: 2026/08/18 06:45 UTCدریافت: 2026/08/19 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 15:35 UTC
✍مکتوب عابدی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه هم مرید او بودند و آوازهاش همه جا پیچیده بود. 🔸عابد روزی به آبادی دیگری رفت و برای خرید نان به نانوایی مراجعه کرد. چون لباس درستی نپوشیده بود، نانوا به او نان نداد و عابد رفت. 🔹مردی که آنجا بود عابد را شناخت و به نانوا گفت: این مرد را می شناسی؟ 🔸نانوا گفت: نه. 🔹مرد گفت: فلان عابد بود. 🔸نانوا گفت: من از مریدان او هستم. 🔹سپس به دنبال عابد دوید و گفت: میخواهم شاگرد شما باشم. 🔸اما عابد قبول نکرد. نانوا گفت: اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام میدهم. 🔹عابد قبول کرد. وقتی همه شام خوردند، نانوا گفت: سرورم دوزخ یعنی چه؟ 🔸عابد گفت: دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بنده خدا ندادی ولی برای رضایت دل بنده خدا یک آبادی را نان دادی!🔅امام جعفرصادق (عليهالسلام):«عمل خالص آن عملی است که دوست نداری درباره آن، احدی جز خدای سبحان از تو تعريف و تمجيد کند.» 📚وسائل الشیعه، جلد ۱، صفحه ۶✅کانال استاد قرائتی┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄telegram.me/joinchat/AAAAAE7XYciaiM_s4AlF…
