❁﷽❁ #زندگی_قرآنیشماره 599سوره #انعام 76#رب و #معبود ما، بايد #دوستداشتني و #هميشگي باشد🔸فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ «76» انعام پس چون شب بر او پرده افكند (ابراهيم)ستارهاى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من زوال پذيران را دوست ندارم. ❇ معقول نيست كه پروردگار آدمى مانند زيبائيها و تجملات ناپايدار دنيا، در معرض مرگ و حيات، ثبوت و زوال، طلوع و غروب، ظهور و خفا، پيرى و جوانى، زشتى و زيبائى و امثال اين دگرگونيها واقع گردد. 👈و به هر حال، ابراهيم (عليهالسلام ) ربوبيت كوكب را از راه اينكه غروب و تغير بر آن عارض مى شود ابطال كرده است. حال يا منظورش از اينكه او كوكب را دوست نمى دارد چون دستخوش غروب مى شود، اين بوده كه مساءله بطلان ربوبيت آنرا به كنايه برساند، چنانكه امام صادق (عليهالسلام ) مى فرمايد:❓ آيا دين چيزى جز مهر و #محبت است ؟ يا اينكه برهانش متقوم بر دوست نداشتن بوده، و اگر هم در اين بين، اسمى از غروب برده در حقيقت خواسته است همان دوست نداشتن خود را توجيه كند. چون دوست نداشتن چيزى با ربوبيت آن منافات دارد. 👈زيرا ربوبيت ملازم با #محبوبيت است، و چيزى كه از نظر نداشتن زيبائى واقعى و غير قابل تغيير و زوال نمى تواند محبت فطرى و غريزى انسان را به خود جلب نمايد، مستحق ربوبيت نيست. البته اين وجه با ظهور آيه و سياق احتجاج، بيشتر و بهتر مى سازد.بنابراين مى توان گفت كه ابراهيم (عليهالسلام ) در اين كلام خود به ملازمه اى كه بين (دوست داشتن ) و (بندگى كردن ) و يا بين (معبود بودن ) و (محبوبيت ) است، اشاره كرده. 👌👌 ارتباط بين (رب ) و (مربوب ) ارتباطى است حقيقى و واقعى كه باعث محبت مربوب نسبت به رب خود مى شود و تكوينا آن را مجذوب و تابع اين مى سازد،🔻و اما اينكه چرا در نفى محبت، كلمه (آفلين ) را به كار برد كه صيغه اى است مخصوص ذوى العقول، گويا براى اشاره به اين بوده كه فاقد عقل و شعور، به هيچ وجه استحقاق ربوبيت را ندارد.📚تفسير الميزانموجودى كه طلوع و غروب دارد، محكوم قوانين است نه حاكم بر آنها. 3- محبوب واقعى كسى است كه محدود به مكان، زمان و موقّت نباشد. «لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ» 💐💐- معبود، بايد #محبوب و عبادت بايد #عاشقانه باشد، #روح_دين، #عشق است. «لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ»📚تفسير نور👈 آنچه پنهان گردد شايستۀ پروردگارى نيست. ↩️- شايستگى #ربوبيت جهان براى كسى كه ثبات داشته و از موجودات ديگر تأثير نپذيرد. ↩️ - محبت، دريچهاى مهم براى ارتباط انسان با پروردگار و شناخت اوست. ابراهيم(ع) #محبت را گامى نخست در #خداشناسى دانسته و به جاى «لا أقبل» و مانند آن، تعبير «لاٰ أُحِبُّ» را به كار برده است. اين تعبير بيانگر نقش محبت در ايجاد اين پيوند است📚تفسير راهنماکانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
🌿 #مکارم_اخلاق؛ هدف #بعثت پیامبر اسلام(ص)اخلاق از درون انسان آغاز ميشود و نمود خود را در اصلاح رابطه با ديگران نشان ميدهد.🕊️ پیامبر اکرم(ص) رسالت خویش را تنها در ابلاغ احکام و بیان عقاید خلاصه نمیکرد، بلکه هدف نهایی بعثت را ساختن *«انسان اخلاقی»* میدانست؛ چنانکه فرمود:«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»؛«من برای کامل کردن #فضیلتهای_اخلاقی برانگیخته شدهام.»از این رو، در سخنان آن حضرت و اهلبیت(ع)، قاعدهای پیوسته تکرار میشود که میتوان آن را *عصاره اخلاق اسلامی* دانست:♦♦ آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران نیز بپسند، و آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران نیز مپسند.📖 روزی مردی از پیامبر اکرم(ص) پرسید: «ای رسول خدا! عملی به من بیاموز که مرا به بهشت نزدیک کند.»پیامبر در پاسخ، مجموعهای کوتاه اما سرنوشتساز از دستورهای اخلاقی را بیان کرد: 🔻«خشمگین مشو، از مردم چیزی مخواه و برای دیگران همان را بپسند که برای خود میپسندی.»در این سخن، پیامبر #اخلاق را از *درون انسان* آغاز میکند؛ از مهار خشم، بینیازی از مردم و پاکی نیت. زیرا پیش از آنکه انسان در عمل به دیگران نیکی کند، باید در دل *خیرخواه آنان* باشد.🌿 در روایت دیگری، مردی بادیهنشین، رکاب شتر پیامبر را گرفت و از ایشان راهی به سوی بهشت خواست.پیامبر تنها با یک جمله، برنامهای جامع برای زندگی او ترسیم کرد:«آنچه دوست داری مردم با تو انجام دهند، تو نیز با آنان انجام بده؛ و آنچه دوست نداری درباره تو انجام دهند، درباره آنان انجام مده.»👈شگفت آنکه پیامبر، راه رسیدن به بهشت را نه در عبادتی دشوار، بلکه در اصلاح رفتار انسان با دیگران خلاصه میکند.اگر هر انسانی خود را جای دیگری بگذارد، بسیاری از ظلمها، تبعیضها، دروغها، بیاحترامیها و ستمها از جامعه رخت برخواهد بست.🌱 همین حقیقت را پیامبر در وصیتی ماندگار به امیرمؤمنان علی(ع) چنین بیان میکند:*«ای علی! آنچه را برای خود نمیپسندی، برای دیگران نیز مپسند و آنچه را برای خود دوست داری، برای برادرت نیز دوست بدار. اگر چنین کنی، در داوری #عادل، در رفتار #منصف و نزد اهل آسمان و زمین محبوب خواهی بود.»❇ این بیان، رابطه میان *اخلاق و #عدالت* را آشکار میسازد.انسان تا زمانی که خود را معیار قضاوت قرار ندهد، نمیتواند عادل باشد. عدالت، تنها در دادگاه تحقق نمییابد؛ بلکه از خانه، بازار، محیط کار، روابط اجتماعی و حتی از شیوه سخن گفتن با دیگران آغاز میشود.کسی که رنج را برای خود نمیخواهد، آن را بر دیگری نیز تحمیل نمیکند؛ و کسی که احترام، امنیت و کرامت را برای خود دوست دارد، همان حقوق را برای دیگران نیز به رسمیت میشناسد.✨ راز ماندگاری این قاعده نیز در همین سادگی و جهانشمولی آن است.برای عمل به آن، نه دانش پیچیدهای لازم است و نه امکانات فراوان؛ کافی است انسان، پیش از هر سخن و هر رفتار، لحظهای خود را جای طرف مقابل بگذارد و از خود بپرسد:💭 اگر من جای او بودم، انتظار چه رفتاری داشتم؟پاسخ همین پرسش، در بسیاری از موارد، بهترین راهنمای اخلاق و نزدیکترین مسیر به *مکارم اخلاقی* است که پیامبر اسلام(ص) برای تحقق آن مبعوث شد.💭 ❓پرسش برای تأمل: اگر پیش از هر سخن و رفتار، خود را جای دیگری بگذاریم، کدام رفتارهای ما با دیگران تغییر خواهد کرد؟👤 سید محمد علی ایازی مجتهد، قرآنپژوه و عضو هیات علمی دانشگاهمهارتهای زندگی در آیینه قرآن کانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━
#زندگی_قرآنی شماره 600 سوره #انعام خدا آن است که #محبوب باشد.چيزي که دلپذير نباشد خدا نيست! #قرآن کريم يک کتاب علمی خشک نيست، علمي است که با #دل کار دارد، ❤️ 🔸فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ «76» انعام پس چون شب بر او پرده افكند (ابراهيم)ستارهاى ديد، گفت: اين پروردگار من است. پس چون غروب كرد، گفت: من زوال پذيران را دوست ندارم. 👈شما با ده دليل ثابت کنيد که خدايي هست، خدا روشن است مثل دو دوتا چهارتا! اما آن #خداي_دلپذيري که خليل حق ميگويد من خدايي که «آفِل» است دوست ندارم؛ شما در تمام کتابهاي فلسفي، کلامي ـ چه مشّاء و چه اشراق ـ اينها را که بگرديد، اين طرز حرف زدن را پيدا نميکنيد. هيچ حکيم و رياضيداني ميگويد من دوست ندارم! دوست ندارم يعني چه؟! در مطالب علمي، نه اصولي ميتواند بگويد، نه فقيه ميتواند بگويد، نه حکيم ميتواند بگويد و نه متکلّم میتواند بگويد که من دوست ندارم اينطور بشود، دوست نداري نداشته باش! اگر برهان داري اقامه کن! در علوم حرف اوّل را دليل ميزند؛ من دوست دارم و من دوست ندارم را که شما در هيچ جا نشنيديد! ♦ولي در مهمترين کتابهاي ما يعني #قرآن کريم و در مهمترين استدلالهاي ما که #توحيد است، از مهمترين انبياي ما که خليل حق است، سخن از #دوست_داشتن مطرح است، ميگويد من «آفِل» را دوست ندارم! اين طريقهٴ فلسفه و کلام نيست، طريقهٴ وحي است! 🌹قرآن خدايي را ثابت ميکند که #دلپذير باشد! خدا آن است که به او آدم دل بدهد! اينکه خدايي هست در عالَم که اين مشکل ما را حلّ نميکند؛ آن خدايي که وحي او را ثابت ميکند با ايمان همراه است، خدايي که دل در برابر او خاضع باشد، ﴿لاَ أُحِبُّ الآفِلِينَ﴾،[31] چرا؟ 🌹چون خدا آن است که #محبوب باشد و «آفِل» محبوب نيست، پس «آفِل» خدا نيست. اين طرز تربيت قرآن کريم است، شما تمام کتابهاي فلسفي و کلامي را ببينيد، اين طرز فکر را نميبينيد؛ در رياضيات نيست، در فيزيک نيست، در شيمي نيست، در فقه نيست، در اصول نيست. هيچ فقيهي ميگويد که من دوست ندارم اينطور باشم؟ اين چه استدلالي است؟! در فقه شما ديديد آيا هيچ فقيهي استدلال بکند که من اين را دوست ندارم؟! يا در اصول کسي بگويد من او را دوست دارم؟! اينها علمي نيست که با دوست داشتن يا نداشتن همراه باشد؛ در علوم عقلي هم همين طور است! 👈👈اما قرآن کريم يک کتاب علمی خشک نيست، علمي است که با دل کار دارد، ميگويد خدا آن است که #دل در برابر او خضوع کند، آن حقيقت نامتناهي است، ♦ چيزي که #دلپذير نباشد #خدا نيست! شما هر چه را ممکن است که بر او تحميل بکني، ولي او خدا نيست، ﴿لاَ أُحِبُّ الآفِلِينَ﴾. 🎙ایت الله جوادی املی کانالِ قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━━┛
6⃣8⃣1⃣#قرآنفهمیبرایهمه : تدبر در سوره های قرآن #به_ترتيب_نزول#سوره_انعام فراز ايات 136_ 150منظور اینکه #حق_میوه ها را در روز چیدن بپرداز چیست؟ وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ﴿۱۴۱﴾و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد (۱۴۱) مقصود از (( حق )) در جمله (( و اتوا حقه يوم حصاده )) آن حق ثابتى است كه متعلق به ميوه هاى مذكور مى شود. و بنابراين ، ضميرى كه در (( حقه )) است به كلمه (( ثمر )) برمى گردد و اگر فرمود: (( حق ميوه را بپردازيد )) به اين جهت است كه حق مزبور به آن ميوه ها تعلق مى گيرد، همچنان كه گفته مى شود: (( حق فقراء )) چون حق به فقرا ارتباط خاصى دارد، بعضى ها احتمال داده اند كه ضمير مزبور مانند ضميرى كه در: (( انه لا يحب المسرفين )) است به خداى تعالى برگردد و معناى آيه اين باشد كه : حق خدا را بپردازيد، چون ميوه هاى مذكور انتسابى هم با خداى تعالى دارند، خداى تعالى است كه آن ميوه ها را ايجاد فرموده است . به هر حال آيه شريفه به طور اجمال و سربسته از ميوه ها و حبوبات حقى براى فقرا قائل شده ، و فرموده كه در روز درو غلات و چيدن ميوه ها حق #فقرا بايد داده شود. و اين اشاره به حكم عقل است ، و در حقيقت حكمى را كه عقل در اين باره دارد امضاء كردهتفسير الميزان🔰ضمير حقه به چه يا كه برميگردد؟﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ﴾ اين ضمير حق يا به خودِ مال برميگردد يا به «الله» برميگردد در رجوع ضمير به «الله» لازم نيست كه «الله» قبلاً ذكر شده باشد چون او معهود است و معلوم هست لذا فرمود: ﴿إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ﴾ چه اينكه در صدر همين آيه هم فرمود: ﴿وَهُوَ الَّذِي﴾ بالأخره ذات اقدس الهي معهود است، معلوم است اگر بخواهد از او به ضمير غايب ذكر بشود مشكلي نيست پس اين ضمير ﴿حَقَّهُ﴾ يا به «الله» برميگردد يا به مال برميگردد چون در اضافه ادني ملابسه كافي است يا به فقير برميگردد به قرينهٴ مقام، به هر تقدير فرمود حق آن را در قِبال آنچه خودتان مصرف ميكنيد بپردازيد ﴿يَوْمَ حَصَادِهِ﴾ وقتي كه اين ثمر را ميكَنيد احتصاد كردن، درو كردن و كَندن، حالا كَندن هر چيزي مناسب خود اوست اگر كشاورزي باشد نظير جو و گندم و برنج و اينها آن سنبل را، آن خوشه را قطع ميكنند بعد خرمنكوبي ميكنند و دانهها را ميگيرند و اما اگر كشاورزي به آن معنا نباشد باغداري باشد كه زيرمجموعهٴ عنوان جامع كشاورزي است آنهم كَندن و چيدن ميوهها و ﴿يَوْمَ حَصَادِهِ﴾ اوست ﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ﴾ آن روزي كه اينها را ميكَنيد. در اين كريمه مسئله حق هست حالا يا حقالله هست از جهت اينكه او تشريع فرمود يا حق ثمر است و حق شجر هست كه اين ثمر و شجر ميوههايي كه ميدهند همهاش براي مالكش نيست ميگويند حق فقرا بالأخره به هر كدام از اين سه وجه باشد اضافه و مصحّح دارد.خلاصه تفسير تسنيمnew.quranpuyan.com/Post/Index/5198%DA%A9%… قرآنپویان تدبر در قرآن ،تفقه در دين ┏━━🌹💠🌹━━┓ 🆔@quranpuyan ┗━━🌹💠🌹━
#گزیده_نکات_تفسیری#صفحه_102 ❇️كساني كه نميخواهند #حق را بپذيرند همواره دنبال بهانه و انكار هستند و مي توانند به هر #ظلمي دست بزنند.💠يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُـنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا «نساء:153» 🌱اهل كتاب [به بهانهجويي] از تو ميخواهند كتابي [يك جا] از آسمان بر آنها نازل كني! البته آنها بزرگتر از اين را از موسي درخواست كرده بودند، [آنگاه] كه گفتند: خدا را آشكارا بر ما بنماي! پس به خاطر ظلمشان صاعقه آنان را فرا گرفت، سپس با آنكه نشانههاي روشن [بر شناخت خدا] برايشان آمده بود، گوساله را [به پرستش] گرفتند، با وجود اين، از آنان درگذشتيم و به موسي حجتي آشكار [=منطقي برتر و مسلط] داديم. 🔹"ايه سخن از عموم اهل كتاب دارد نه فقط يهود و #معايب_مشترك_اهلكتاب يعنى #زورگوئى و ناحق گوئى و #لافهاى_گزاف و پا بند نبودن به عهد و پيمان را سركوب مى كند، و سوالى كه اهل كتاب از رسول خدا (ص) كردند اين بوده كه از آسمان كتابى بر آنان نازل شود و ما اين را مى دانيم كه اين سوال قبل ازنزول قرآن نبوده ، اهل كتاب هم مى دانستند كه نازل شده و بر عموم مردم از آن جمله اهل كتاب هم تلاوت شده بود،چيزى كه هست به قرآن و آيات قرآنى قانع نشدند و آن را كتابى آسمانى و دليل نبوت نمى شمردند. 🔹با اينكه هر چه در قرآن كريم نازل شده توام با تحدى و دعوى اعجاز بود، و مكرر اعلام داشت، كه اگر قرآن را كتابى آسمانى و دليلى بر نبوت محمد بن عبداللّه (صلى اللّه عليه و آله ) نمى دانيد، همه شما عرب ها بلكه انسان ها و بلكه انس و جن جمع شويد يك سوره مثل آن بياوريد. 🔹پس با اين حال اگر از رسول خدا (ص ) درخواست نزول كتاب مى كنند، اين سوالشان به جز #بهانه_جوئى و جزاف معنائى ندارد، سوالى است كه از كسى كه در برابر حق خاضع و براى حقيقت منقاد باشد هرگز سر نمى زند، تنها كسى كه چنين درخواستى مى كند كه در اثر عمرى #هواپرستى دچار لغو و هذيان گوئى شده باشد و براى سخن گفتن خود هيچ قيد و شرطى قائل نباشد و سخنش هيچ پايه و اساسى نداشته باشد، 👈و به خاطر همين خداى سبحان در پاسـخ درخواست آنان اولا فرمود: اين اهل كتاب مردمى متمادى در جهالتند، و به جهالت و گمراهى خود ادامه مى دهند، حاضرند انواع #ظلم ها را هر چند كه عظيم باشد مرتكب شوند و در برابر حق، كفر و جحود بورزند، هر چند كه آورنده آن حقيقت، بينه و دليل قطعى بياورد و نيز هيچ پروائى از اين ندارند كه پيمان خود را هر چه هم غليظ و محكم باشد بشكنند و گناهانى ديگر چون دروغ و بهتان و هر ظلمى ديگر را مرتكب گردند و كسى كه وضعش چنين است لياقت آن ندارد كه خداى تعالى خواسته او را اجابت كند و به پيشنهاد او وقعى بگذارد."📚تفسير الميزان1⃣-بهانههاى كفّار، براى ايمان نياوردن، شبيه به هم است. مشركان نيز همين تقاضا را از رسول خدا داشتند و مىگفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ» 2⃣- بنىاسرائيل در پى حقّ نبودند. وگرنه پس از آن همه معجزات، چرا گوساله پرست شدند؟ «اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ» 3⃣- از ايمان نياوردن كفّار، نگران وناراحت نباشيد، چون در برابر همه انبيا افراد #لجوج بودهاند. «سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ» 4⃣- انكار حقّ و انحراف فكرى، قهر خداوند را در همين دنيا به دنبال دارد. «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ» 📚تفسير نور༻🍃🌸🍃༺🆔@quranpuyan
#گزیده_نکات_تفسیری#صفحه_102❇️بازگو كردن #بدي ديگران حرام است مگر #ظالمانظلم و #ظالم در جامعه بايد #افشا شود.💠"لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً عَلِيماً «148» 🌱خداوند، آشكار كردن گفتار بد را دوست نمىدارد، مگر از كسى كه به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست. 🔹اين آيه به مظلوم، اجازه دادخواهى و فرياد مىدهد، نظير آيهى 41 سوره شورى كه مىفرمايد: «وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ» و هركس پس از ستم ديدن، يارى جويد و انتقام گيرد، راه نكوهشى بر او نيست. 🔹افشاى زشتىها را بارها قرآن منع كرده واز گناهان كبيره شمرده و وعده عذاب داده است. از جمله آيه 19 سوره نور كه علاقه به افشاى زشتىهاى مؤمنان را گناه مىداند: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ» 👈در تعبير «مَنْ ظُلِمَ» چند احتمال است: 🔹به معناى «ممّن ظلم» باشد، يعنى فرياد زدن كسى كه مورد ظلم قرار گرفته، جايز است. 🔹به معناى «لمن ظلم»، يعنى فرياد به نفع مظلوم، هر چند خودش مظلوم نباشد. 🔹به معناى «على من ظلم»، يعنى فرياد اعتراضآميز به مظلومى كه ساكت نشسته و ذلّت مىپذيرد. البتّه احتمال اوّل، نزديكترين احتمال است. 🔹آنچه #حرام است، افشاى عيوب مردم در برابر ديگران است، نه بازگويى عيوب افراد به خود آنان. چون پيامبر خدا فرموده است: مؤمن، آيينهى مؤمن است. 🔹قانون كلّى و اصلى، #حرمت_افشاگرى و بيان عيوب مردم است، مگر در موارد خاص. «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ» 🔹افشاى عيوب مردم، به هر نحو باشد حرام است. (با شعر، طنز، تصريح، تلويح، حكايت، شكايت و ...) «لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ» 🔹نشانهى جامعه اسلامى آن است كه مظلوم بتواند با آزادى كامل، عليه ظالم فرياد بزند. «الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» 🔹غيبت مظلوم از ظالم جايز است. «الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» 🔹اسلام، حامى ستمديدگان است. «إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» 🔹سوء استفاده از قانون ممنوع است. ستمگران بدانند كه حرمت غيبت، راه ستمگرى را برايشان نمىگشايد. «إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» 🔹تنها #مظلوم، اجازهى غيبت از #ظالم را دارد، آن هم در مورد ظلم او، نه عيوب ديگرش. «إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» 🔹ظالم، در جامعهى اسلامى احترام ندارد، بايد محكوم و به مردم معرفى شود. لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ ... إِلَّا مَنْ ظُلِمَ 🔹در تزاحم ارزشهاى انسانى، بايد اهم و مهم رعايت شود. ارزش دفاع از مظلوم، بيش از ارزش حيا وسكوت است. لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ ... إِلَّا مَنْ ظُلِمَ 🔹در موارد جواز افشاى عيوب، از مرز حقّ تجاوز نكنيد، چون خداوند شنوا و داناست. «سَمِيعاً عَلِيماً»"📚تفسير نورquranpuyan.com/yaf_postsm19796_bdy-h-y-dy…