این توضیحات نشان میدهد برخلاف صحبتهای محسن رضایی که آزادسازی خرمشهر محصول ابتکار نیروها میداند،…
انتشار: 2026/08/22 14:15 UTCدریافت: 2026/08/24 01:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 01:40 UTC
این توضیحات نشان میدهد برخلاف صحبتهای محسن رضایی که آزادسازی خرمشهر محصول ابتکار نیروها میداند، نیروی دریایی با دانش آکادمیک نظامی و تحلیل درست و به موقع فرماندهی آن توانسته بود شرایط را برای آزادی خرمشهر مهیا کند. هنگام محاصره آبادان و خرمشهر، تقریباً تمام راههای زمینی و تدارک آب بر نیروهایی که در آبادان بودند بسته شده بود.تنها از راه دریا و از طریق کانال خورموسی و کانال بهمنشیر و ایجاد ارتباط بین این کانالها و اهواز بود که میشد به آبادان و جزیره آبادان مهمات و نیرو فرستاد و بالعکس از آن طرف مجروحین و مردمی را که آنجا مانده بودند، خارج کرد. در اینجا افضلی شخصاً قرارگاه بندر امام خمینی را پایهگذاری کرد. برای پشتیبانی بندر بهترین نیروها را در آنجا مستقر کرد. از هلیکوپترها و هاورکرافتها در آنجا بهطور کامل استفاده کرد.هلیکوپترهای بزرگ «آرچ» و همچنین هلیکوپترهای «آی بی ۱۲» ما همراه با هاورکرافتها توانستند نقش سرنوشتساز و تعیینکنندهای در آزادی آبادان و خرمشهر ایفا کنند. اگر این سازماندهی نمیبود به جرأت میتوان گفت که ما موفق نمیشدیم محاصره آبادان را بشکنیم و خرمشهر را آزاد کنیم. همچنین افضلی با ابتکارهای خود توانست کانال خورموسی را مین روبی کند. او هلیکوپترهای مین جمع کن «آرچ ـ دلتا» را بهکار انداخت. تا آن زمان بهطور عملی، افزار و وسایل این هلیکوپترها حتی برای تمرین مینروبی هم بهکار نیافتاده بود.ناخدا افضلی با خلبانان صحبت کرد و گفت: تحت هر شرایطی کشتیهای بازرگانی باید به بندر رفت و آمد کنند. وقتی مینروبی تمام شد، دستور داد تا ناوچههایی از بندر خمینی حرکت کنند و از کانال خورموسی خارج شوند تا فیلمبرداری شود و تلویزیون نشان بدهد تا به این وسیله دنیا بداند که این کانال مینگذاری شده نیست. این مسائل نشان میدهد اتفاقاً آزادسازی خرمشهر به وسیله یک پشتوانه آکادمیک قدرتمند در ارتش و نیروی دریایی ایران آزاد شده است. اما به واسطه سرنوشتی که بعدها افضلی پیدا کرد این تلاشها ناگفته باقی مانده و یا درباره آنها سکوت شده است. خصوصاً آنکه تنها جایی که حزب توده موضع مخالف سفت و سختی در مقابل جمهوری اسلامی میگیرد ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر است.ناخدا افضلی و اعدام در سال شصت و دوافضلی را باید قربانی سیاستهای غلط حزب توده در مورد حامیان و اعضای نظامی و تحلیل غلط سران حکومت در آن زمان دانست. در دادگاه افضلی و چند تن دیگر از افسران بازداشتی افضلی بارها و به صراحت اتهام جاسوسی را برای حزب توده رد میکند و اعلام میکند هدفش از دادن اطلاعات چیز دیگری بوده است.افضلی در دادگاه به صراحت اعلام میکند: «نسبت به وقایع درون حزب، مرکزیت و نیز گذشته آن، کاملاً بی اطلاع بودم و صرفاً هدف من از ارائه اطلاعات سیاسی به حزب در اختیار گذاشتن دادهها و اطلاعات صحیح به منظور کمک به یک تحلیل سیاسی درست و صحیح و اشتباه مجاهدین را مرتکب نشدن در آن شرایط و حوادث بغرنج و پیچیده انقلاب بود، چرا که به هرحال هواداران و اعضای سازمان مجاهدین هم بالاخره جوانان این مملکت بودند. در ضمن مسائل مهم مملکتی در سطح بالای تصمیم گیری نظام، مسائل بسیار روشن بود و توسط شخص امام و دو سه نفر دیگر اتخاذ میشد و دیگر اینکه در رابطه با حمله هوایی عراق در خلیج فارس و اطلاعات داده شده به حزب، حتی تلویزیون بصره فیلم کامل آن را نمایش داده بود.»افضلی و تمام اعضایی که در آن دادگاهها محکوم شدند طبق ادعای پرتویی که رابطه نزدیکی با قاضی و حاکم شرع دادگاه داشت از وجود یک سازمان نظامی مخفی درون حزب بیاطلاع بودند: «ارتباطات تمامی اعضا به صورت انفرادی برقرار میشد و هر عضو ارتشی تحت نظر یکی از کادرهای حزبی غیر ارتشی فعالیت میکرد. اعضای نظامی تشکیلات مخفی فقط میدانستند که با یک تشکیلات مخفی در ارتباطند، ولی اطلاع نداشتند که غیر از خودشان عضو بیشتری نیز با تشکیلات مخفی ارتباط دارند، بدین ترتیب آنها متوجه نمیشدند که تشکیلات مخفی گستردهای وجود دارد، بلکه گمان میکردند که فقط خودشان با حزب تماس مخفی دارند. حدسهای بعدی اعضای نظامی تشکیلات مخفی امری جداگانه بود، ولی به طور رسمی اطلاعی از جانب ما به آنها داده نشد.»این مسئله نشان میدهد افضلی و سایر متهمین جاسوسی هیچگاه اطلاع نداشتند که قرار است از طرف حزب و تشکیلات مخفی درون آن از آنها سوءاستفاده شود. چه آنکه طی اسنادی که بعدها به دست آمد مشخص شد اعضای حزب توده تا سال اعدام افضلی هیچ سازمان تشکل یافته نظامی نداشته است و از هراس برخورد متقابل جمهوری اسلامی ارتباطش با اعضای سازمان را در سال ۱۳۶۰ قطع میکند.
