🌲من دختر کنجکاوی بودم، و در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن مسائل زیادی درباره قدرت و کنترل آموختم…
انتشار: 2026/08/20 06:44 UTCدریافت: 2026/08/23 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 00:10 UTC
🌲من دختر کنجکاوی بودم، و در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن مسائل زیادی درباره قدرت و کنترل آموختم، اما هیچ چیز درباره صمیمیت یاد نگرفتم. گاهی اوقات در خانهیمان یواشکی بهجستجو میپرداختم برای اینکه از اعضای خانواده چیزهای بیشتری بدانم. هفت ساله بودم که عکسهای برهنهای در زیر تخت خواب پدرم، از کتابها و مجلهها پیدا کردم. اولین واکنش من، احساس انزجار بود اما در ادامه، این نوع نگاه کردن برایم به صورت وسواس تبدیل شد. در طی ده سال بعد، میدانستم به کجا باید بروم تا فورا تغییر حالت پیدا کنم. با هیچ یک از دوستانم درباره این موضوع صحبت نمی کردم، این راز متعلق به من بود.به عنوان یک معتاد به روابط جنسی در نوجوانی، فهمیدم با اینکه افراد دیگر هم درباره روابط جنسی کنجکاو هستند، اما همه خواستار تحریک نیستند. من اینگونه بودم و سریع یک رادار #جنسی معتادگونه ایجاد میکردم که هر کسی که احتمالا به این موضوع علاقهمند بود را شناسایی میکردم. جواز #شهوتکردن، برای من جهت اکثر تصمیماتم را مشخص میکرد. گاهی از یک فرد که نمیخواست رابطه جنسی داشته باشد جدا میشدم و با افرادی میگشتم که خواهان روابط جنسی هستند. دوستانم تعجب میکردند، و من در جواب میگفتم « سخت نگیر! ». من به دنبال سرگرمی و لذت بودم، من آزاد بودم! فکر میکردم آزاد هستم، اما این رفتار، رشد مهارتهای اجتماعی و صمیمیت را در من متوقف کرده بود. زمانی که در دهه سوم زندگیام به SA وارد شدم، از نظر روانی هنوز زیر آن تخت با عکسهای پدرم بودم.داستان های اعضاء، صفحه 5 📓🌿🌸🌿🌸@rahaazshahvat
