🔻فتح یا فریب؟(۱)✍🏻دکتر حسین کچویان🔹همه کسانی که این روزها تفاهمنامه و خروجی نبردهای یکساله اخیر ر…
انتشار: 2026/06/19 17:47 UTC
🔻فتح یا فریب؟(۱)✍🏻دکتر حسین کچویان🔹همه کسانی که این روزها تفاهمنامه و خروجی نبردهای یکساله اخیر را با عنوان «روایت فتح» تفسیر میکنند، باید به یک احتمال جدی و نگرانکننده نیز بیندیشند: آیا ممکن نیست این مذاکرات، نه صرفاً پایان یک بحران، بلکه مبنایی برای آغاز نوعی رابطه جدید با آمریکا باشد؟ رابطهای که نشانههای اولیه آن در دیدار ونس با قالیباف و دستدادن آنان ظاهر شد و اکنون برخی مفاد تفاهمنامه، میتواند بهمثابه زیرساخت و کلید ورود به همان مسیر عمل کند.🔹در چنین صورتی، جنجالهای رسانهای درباره «پیروزی ایران»، «عقبنشینی دشمن» یا حتی «مخالفت نتانیاهو» را نباید سادهدلانه و بیتحلیل پذیرفت. چهبسا بخشی از این صحنهآراییها برای گمراهکردن مردم از درک واقعیت اصلی باشد؛ واقعیتی که در آن، نه فقط یک توافق محدود، بلکه چرخشی بنیادین در نسبت ایران و آمریکا در حال شکلگیری است.🔹آیا هرگز به آخرین مقاله ظریف در فارنافرز اندیشیده شده است؟ مقالهای که در فضای آن روزها، از بیرون، عجیب، بیموقع و حتی مضحک به نظر میرسید؛ آن هم از سوی کسی که در افکار عمومی زیر فشار بود و تا حد زیادی طرد شده تلقی میشد. آیا معقول است در بحبوحه جنگ، کسی با آن میزان حساسیت عمومی، ناگهان مقالهای بنویسد که آشکارا یا ضمنی آینده روابط ایران و آمریکا را ترسیم کند؟ آیا این کار صرفاً خطای محاسباتی بود، یا پیامی رمزگشاییشده برای نیروهای داخلی دوستدار غرب و طرفهای آمریکایی آنان؟🔹ضربالمثل «موش به سوراخ نمیرفت، جارو هم به دمش میبست» در ظاهر، کاملاً بر آن اقدام قابل تطبیق بود. اما آیا واقعاً میتوان پذیرفت که ظریف تا این اندازه بیمحاسبه عمل کرده باشد؟ یا باید آن مقاله را نوعی علامتدهی دانست؛ علامتدهی به اینکه مسیر، مستقل از جار و جنجالهای ظاهری، به سمت گشودن باب رابطه با آمریکا در حرکت است؟ گویی پیام اصلی این بود که: آنچه در ظاهر بهعنوان نبرد، مقاومت، تنش و درگیری دیده میشود، در باطن میتواند به کلید روابط ایران و آمریکا تبدیل شود؛ کلیدی که یکبار مکفارلین آن را به تهران آورد و رد شد، اما اینبار در صورتی بسیار زیباتر، مقدستر و قابلقبولتر ظاهر شده است: نبردی جهادی و مقدس که در نهایت، خود به دروازه رابطه تبدیل میشود.🔹بر اساس این نگاه، باید با وضعیت موجود متفاوت برخورد کرد. نباید خطا کرد و پنداشت که ایران الزاماً در حال حرکت به سوی یک نبرد بزرگ تمدنی برای اخراج نهایی آمریکا از منطقه است. چهبسا در سطحی دیگر، مسیر درست از نگاه برخی تصمیمگیران، نه اخراج آمریکا، بلکه تنظیم رابطه با آمریکا و ادغام تدریجی در تمدن نوین غرب تعریف شده باشد؛ مسیری که در ظاهر با ادبیات مقاومت و پیروزی پوشانده میشود، اما در باطن به سمت عادیسازی، سازش و بازتعریف جایگاه ایران در نظم غربی حرکت میکند. 🔹البته باید توجه داشت که این داوری، ناظر به تمامیت حاکمیت و همه ارکان نظام نیست؛ بلکه متوجه اراده، تمنّا و جهتگیری جریان لیبرالِ درون ساختار سیاسی و شبکههای تصمیمساز و تصمیمپرداز پیرامون آن است؛ جریانی که سالهاست حل مسئله ایران را نه در تعمیق استقلال، نه در اخراج آمریکا از منطقه، و نه در امتداد خط انقلاب اسلامی، بلکه در گشودن باب رابطه با آمریکا، عادیسازی نسبت با غرب و ادغام تدریجی در نظم جهانیِ تحت سیطره غرب جستوجو میکند. بنابراین سخن بر سر خواست پنهان یا آشکار این جریان است، نه نسبتدادن چنین ارادهای به اصل نظام، رهبری یا همه نیروهای درون حاکمیت.🔹یادمان نرود که راهبرد غرب، سالها بر «زدن سر مار» و سپس قطع سرپنجهها و بازوان آن استوار بود. مانع اصلی رابطه ایران و آمریکا نیز، به تصریح مکرر رهبر شهید، همان خط رهبری بود؛ همان خطی که بارها تأکید کرده بود تا زنده است و نفس میکشد، نخواهد گذاشت آمریکا به ایران بازگردد. بنابراین اگر کسی بخواهد از منظر راهبردی به حوادث اخیر نگاه کند، نمیتواند حذف این مانع اصلی و نیز حذف گسترده نیروهای مؤثر، وفادار و کارآمد جمهوری اسلامی را از این پازل جدا ببیند.✅ @Rajanews_com

