🔻خدا آنسوی حد تابآوری ایستاده است/ روایت بنبستشکنیِ مهدی زینالدین در عملیات خیبر (بخش اول)✍️ ز…
انتشار: 2026/07/09 06:16 UTC
🔻خدا آنسوی حد تابآوری ایستاده است/ روایت بنبستشکنیِ مهدی زینالدین در عملیات خیبر (بخش اول)✍️ زهرا محسنیفر🔹️اگر با خودش تعارف داشت و نمیخواست تا آخر خط برود، روز خواستگاری به دختر مردم نمیگفت تو هوو داری و من، اول با جنگ ازدواج کردهام! و یک سال بعد، تازهعروس پابهماهش را نمیگذاشت قم ور دل پدر و مادرش تا خودش با عروس اولش برود ماهعسل خوزستان و آنقدر در پادگان گلف و جاده دارخوین زیر بار مسئولیت لشکر ۱۷ علیبن ابیطالب (ع) خوش بگذراند که چشم باز کند و ببیند چهل روزی از پدر شدنش گذشته و نفهمیده. 🔹️اگر بنا بود شور و شیرین زندگی دستوپاگیرش شود، منیره و لیلا را با خودش نمیآورد اهواز تا در شهر غریب و جنگزده، زن و بچه و زار و زندگی را چشمبهراه آمدنهای گاه و بیگاه و نیامدنهای طولانیاش کند.🔹️ آقامهدی حتی میتوانست برای برادر کوچکش از متمم بند پ و شرایط آقازادگی استفاده کند و به بهانۀ گرفتن دیپلم، دستور دهد که مجید را برگردانند قم و اینطور خیالش از نگرانی مادر راحت شود و ششدانگ حواسش پی کارهای لشکر باشد. اما دلگنده بود و او را به کارهای خطرناک اطلاعات و عملیات مشغول کرد، بدون آنکه احتمال شهادت و اسارت برادر، برایش دلمشغولی بیاورد. آقامهدی خیلی قبلتر امتحانش را در دوراهیهای مهم و سرنوشتساز زندگی پس داده بود؛ کِی؟ وقتی که هزار اللهاکبر رتبۀ چهار کنکور تجربی را آورده و رشتۀ پزشکی دانشگاه شیراز قبول شده بود، اما غیرتش اجازه نداد پدر مبارزش را در تأمین معاش خانواده دستتنها بگذارد و خودش برود پی درس و مشق و به همین خاطر عطای پزشکی را به لقایش بخشیده بود تا وردست پدر بماند و باری از دوشش بردارد.🔹️بله این سختیکشیدنها و جَنَمنشاندادنها و از خودگذشتگیها بود که جوان ۲۵ ساله را به مرز پختگی و خودساختگی رسانده بود. زمستان سال ۶۲، آقامهدی میتوانست دلنگران تکرار ناکامیهای چهار عملیات گذشتۀ جبهۀ اسلام باشد و برای بُنبستشکنی در جنگ، وزر و وبال دنیا و آخرتش را به یک عملیات جدید پیچیدۀ پُرریسک که احتمال پیروزی و شکستش پنجاهپنجاه بود، گره نزند. اما وقتی داشت از بالای پُلی محلی در سرمای خشک اسفند خوزستان با اورکت و فانسقه و پوتین شیرجه میزد توی آب سرد تا بچههای شنابلد لشکر را دنبال خودش بکشاند داخل رودخانه و اینطور ذهنیتشان را برای عملیات سرّی چند روز بعد در هور آماده کند، دندان لق ترس و تردید را کشیده و پیه همه چیز را به تنش مالیده بود. 🔹️فرمانده لشکر ۱۷ علیبنابیطالب (ع) میدانست که دنیا با مذاکره و دیپلماسی، یک پاپاسی کف دست طرف بازندۀ جنگ نمیگذارد و میفهمید که چارهای نیست جز آنکه با یک عملیات آبی و خاکی مبتکرانه، غافلگیرانه و البته موفق، شورای امنیت سازمان ملل را بُرد گوشۀ رینگ تا برای پایان جنگ، قطعنامهای بیطرف روی میز بازی بگذارد. وقتی دو سه روز مانده به عملیات، زن و بچهاش را سپرد دست مجید تا آنها را برگرداند قم، اشکهای ملتمسانۀ منیره که دستوپا میزد تا چند روزی بیشتر پیش شوهرش بماند و خندههای معصومانۀ لیلا که عاطفۀ آقامهدی را بدجوری میجنباند، دل او را نلرزاند و زانوانش را سست نکرد.🔹️چند روز بعد، نقطۀ رهایِشِ لشکر اسلام در اسکلۀ شهیدباقری، جایی بود که آقامهدی دل به دریا زد و قائممقامش رضا حسنپور را با نیروهایش فرستاد در دل هورالعظیم تا مجنون را بشکافند و از طلاییه به قصد فتح جادۀ العمارة-بصره پیش بروند. جان صدام به دو جزیرۀ شمالی و جنوبی مجنوناش بند بود و اگر این مناطق نفتخیز دست ایران میافتاد، نَفَسِ دیکتاتور بند میآمد و ورق جنگ برمیگشت. البته آقامهدی در وادی مجنون تنها نبود. احمد کاظمی و مهدی باکری از شمال و ابراهیم همت از جنوبِ جزایر انتظار لشکر او را میکشیدند تا شریانهای جبهۀ اسلام در پل شحیطاط به هم بپیوندند و ستون فقرات ارتش بعث را درهم بشکنند. بیست بَلمِ بیموتور با ۱۵۰ نیروی تکاور در دل شب به هور زدند، اما خدا میخواست در آن تاریکی و از پشت نیزارهای بیانتها، خودش را به آنها نشان دهد. پس طوفان را مسخّر کرد تا قایقهای پارویی را مثل برگِ درخت در تُندباد پاییز پراکنده کند.🔹️آقامهدی با لشکرِ پخشوپلایش فرصت زیادی برای تصمیم نداشت و شاید عاقلانهترین کار، توقف عملیات بود. اما او بوی خدا را در مجنون حس کرده بود که دستور داد همان دو سه قایقی که به جزیرۀ شمالی رسیدهاند، کار پاکسازی را شروع کنند و برای رساندن بقیۀ نیروها، چارهای نداشت جز آنکه روی همان بویی که به مشام جانش رسیده بود، حساب باز کند. خودش دقیقاً نمیدانست چطور میشود که بشود، اما یقیناً میدانست خدا کار را درمیآورد، و درآورد. خدا زلف پریشان لشکر شجاعان را شانه زد تا رضا حسنپور با تمام عقبهاش فاتح جزیرۀ شمالی شوند و نیمی از آن عملیات بزرگ با موفقیت به نتیجه برسد.✅️ @Rajanews_com


