✅ چرخش در ابزار، نه در هدف؛ چرا آلمان دوباره از دیپلماسی درباره ایران میگوید؟▪️شقایق لامع زاده-کار…
انتشار: 2026/07/10 17:43 UTC
✅ چرخش در ابزار، نه در هدف؛ چرا آلمان دوباره از دیپلماسی درباره ایران میگوید؟▪️شقایق لامع زاده-کارشناس مسائل اروپا🔻اهداف ثابت، ابزارهای در حال تغییرتغییر لحن مقامهای آلمانی درباره ایران، بیش از آنکه نشانه تغییر سیاست برلین باشد، از تغییر در شیوه مدیریت بحران حکایت دارد. آلمان همچنان برنامه هستهای ایران را تهدیدی برای امنیت اروپا میداند و در هدف مهار آن با آمریکا اختلافی ندارد. اما اظهارات اخیر فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، و یوهان وادهفول، وزیر خارجه، نشان میدهد برلین بیش از گذشته به این جمعبندی رسیده که فشار نظامی، بدون چشماندازی روشن برای دیپلماسی، نمیتواند به حل بحران منجر شود. به بیان دیگر، آنچه تغییر کرده، اهداف نیست؛ بلکه ابزارهای تحقق آنهاست.دولت مرتس همچنان برنامه هستهای ایران، فعالیتهای منطقهای تهران و کاهش همکاری با نهادهای نظارتی بینالمللی را از عوامل اصلی بیثباتی در خاورمیانه میداند و خواستار بازگشت ایران به مذاکرات و افزایش شفافیت هستهای است. بنابراین، تغییر لحن اخیر را نباید به معنای تغییر در اهداف راهبردی آلمان دانست؛ بلکه برلین اکنون بیش از گذشته نسبت به کارآمدی گزینه نظامی تردید دارد.🔻دیپلماسی دوباره در اولویتاظهارات اخیر وادهفول مبنی بر اینکه ادامه عملیات نظامی دستاورد راهبردی تازهای به همراه نخواهد داشت، بازتاب همین تغییر در محاسبات است. برلین به این نتیجه رسیده که حتی اگر فشار نظامی برخی اهداف کوتاهمدت را محقق کند، بدون یک چارچوب سیاسی و دیپلماتیک نه بحران هستهای حل خواهد شد و نه ثباتی پایدار در منطقه شکل میگیرد. از نگاه آلمان، ابزار نظامی به تنهایی قادر به پایان دادن به بحران نیست.🔻اقتصاد؛ متغیر تعیینکننده در محاسبات برلیناین تغییر رویکرد تا حد زیادی ریشه در تجربه سالهای اخیر اروپا دارد. جنگ اوکراین، بحران انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و کاهش رشد اقتصادی، فشار قابل توجهی بر اقتصاد آلمان وارد کرده است. در چنین شرایطی، تشدید تنش در خاورمیانه میتواند بازار انرژی و مسیرهای کشتیرانی را با مخاطرات تازهای روبهرو کند. به همین دلیل، برخلاف آمریکا که بحران را عمدتاً از منظر ملاحظات ژئوپلیتیکی دنبال میکند، آلمان ناچار است هزینههای اقتصادی و اجتماعی تداوم درگیری را نیز در محاسبات خود لحاظ کند.🔻همراهی با آمریکا، نه در همه ابزارهاحمایت برلین از واشنگتن به معنای همراهی با همه روشهای آمریکا نیست. اتحاد فراآتلانتیکی همچنان یکی از ارکان سیاست خارجی آلمان است، اما در سالهای اخیر نوعی تقسیم کار میان دو سوی آتلانتیک شکل گرفته است؛ آمریکا بیشتر بر ابزارهای سخت قدرت تکیه دارد و اروپا، بهویژه آلمان، تلاش میکند مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک را حفظ کند. از این منظر، مواضع اخیر برلین تلاشی برای حفظ همبستگی با آمریکا و همزمان جلوگیری از گرفتار شدن اروپا در پیامدهای یک جنگ فرسایشی است.🔻احیای نقش اروپادر همین چارچوب، سه کشور اروپایی عضو برجام (E3) نیز در پی احیای نقش خود در پرونده هستهای ایران هستند. آلمان، فرانسه و بریتانیا میکوشند ظرفیت میانجیگری اروپا را دوباره فعال کنند؛ ظرفیتی که در سالهای اخیر تضعیف شده، اما همچنان یکی از معدود مسیرهای حفظ گفتوگو میان تهران و غرب به شمار میرود. برلین به خوبی میداند که حذف دیپلماسی، نهتنها احتمال دستیابی به توافق را کاهش میدهد، بلکه اروپا را نیز از یکی از مهمترین پروندههای امنیتی جهان کنار میگذارد.🔻واقعگرایی جدید برلیندر مجموع، تغییر لحن مقامهای آلمانی را باید نشانه فاصله گرفتن از اهداف پیشین دانست؟ به نظر نمیرسد. آنچه در حال شکلگیری است، شکافی تدریجی میان اهداف و ابزارهای غرب در قبال ایران است. اروپا و آمریکا همچنان بر سر مهار برنامه هستهای ایران اشتراک نظر دارند، اما درباره شیوه تحقق این هدف، اختلافهایی در حال ظهور است.بازگشت پررنگ دیپلماسی به ادبیات سیاسی برلین نیز بازتاب همین واقعگرایی جدید است؛ رویکردی که میکوشد میان تعهدات آلمان در قبال آمریکا، نگرانیهای امنیتی و منافع اقتصادی اروپا توازن برقرار کند. اینکه این سیاست تا چه اندازه بر روند تحولات اثر بگذارد، به رفتار همه بازیگران بستگی دارد، اما دستکم نشان میدهد برلین پس از عبور از مرحله نخست بحران، بار دیگر دیپلماسی را کمهزینهترین و پایدارترین گزینه پیش روی خود میداند.🆔@rasadkhabar



