دکتر حسن ترابی، اندیشمند اسلامی۴ اوت، ساعت ۱۱:۳۹ شبپرسش: جناب شیخ حسن، آن منابعی که خواهان افزودنشا…
انتشار: 2026/07/11 03:54 UTC
دکتر حسن ترابی، اندیشمند اسلامی۴ اوت، ساعت ۱۱:۳۹ شبپرسش: جناب شیخ حسن، آن منابعی که خواهان افزودنشان به منابع تشریع (قانونگذاری دینی) هستید، کدامند؟شیخ حسن ترابی:منبع اصلی و ریشهای، بیگمان قرآن است؛ البته من قرآن را تنها بهصورت واژگانی و سطحی نمیخوانم، بلکه آن را بهعنوان کاوشی ژرف در اهداف زندگی و پیوندهای دینیِ رو به سوی آخرت مطالعه میکنم. آن را میخوانم تا بازتاب و اثرگذاریاش را دریابم. من اکنون در تلاش برای تفسیر قرآن هستم. در این میان، کسانی قرآن را از دریچه لغت، گروهی از نگاه منطق، دستهای با رویکرد صوفیانه، و برخی نیز با تکیه بر مأثورات (روایات منقول) و احکام فقهی تفسیر کردهاند. مکاتب تفسیری گوناگونی وجود دارد؛ من تمام این تفاسیر و نیز لغتنامههای معتبر مانند لسان العرب و دیگر منابع را گرد آوردهام و میکوشم قرآن را آنگونه که نازل شده است، تفسیر کنم تا نشان دهم قرآن امروز چگونه نه فقط مسلمانان، بلکه همه مردم را مخاطب قرار میدهد.دوم آنکه، سنت را ذیل قرآن تبیین میکنم و آن را پدیدهای جداگانه و همطراز با قرآن قرار نمیدهم؛ بلکه روشن میسازم که سنت، بازتابدهنده و مفسر قرآن بوده است؛ چندان که اگر پیامبر صَلَّیاللَّهُعَلَیْهِوَسَلَّم در مسائل بشری دچار خطایی میشد، قرآن او را اصلاح میکرد، و اگر مسلمانان در نبردی اشتباه میکردند، آنان را سرزنش مینمود و اگر نیکی میکردند، ستایششان میکرد. سنت زمانی معتبر است که با هدایت قرآن همسو باشد و آنگاه که به مرحله اجرا درمیآید، صحت روایتش ثابت گردد. برای نمونه، بخاری اجتهاد کرد و از میان صدها هزار حدیث، چند هزار حدیث صحیح را استخراج نمود؛ اما تبارشناسان و محدثان پس از او دریافتند احادیثی وجود دارد که بخاری روایت نکرده ولی صحیحاند، و در مقابل، احادیثی را هم روایت کرده که صحیح نیستند. بنابراین، اصول قرآنی همانگونه که توسط اصول سنّی تبیین میشوند، الگوی نخستین را در ظرف واقعیت ـ چه در رویدادها و چه در گفتارها ـ شکل میدهند.افزون بر این، ناگزیر باید واقعیتهای زمانه حاضر را بشناسم و آن اصول بنیادین را بر این واقعیتها تطبیق دهم؛ درست مانند داروسازی که در پی یافتن دارویی مشخص برای بیماری معینی است. از این رو، پژوهشهای امروز نباید تنها به قرآن و سنت محدود شود، بلکه باید به شناختِ خودِ واقعیت نیز بپردازد. بیشتر علما و دینپژوهان سنتی امروز، نه از واقعیتهای اقتصادی جهان آگاهی دارند و نه از واقعیتهای سیاسی آن؛ آنان نمیدانند چگونه باید یک کشور را اداره کرد یا اقتصادش را چرخاند؛ حال چگونه میتوان دین را بر پدیدهای تطبیق داد که شناختی از آن نداریم؟ «علما»ی امروز دچار قصور و کوتاهیاند، در حالی که دانشِ اصولِ هدایت و دانشِ واقعیتِ جامعه باید با یکدیگر کامل شوند؛ یعنی همان دانش کتاب و حکمت، آنگاه که مقتضای آن در صحنه واقعی زندگی تجسم مییابد.t.me/aveng_53

