*داستان کوتاه (طنز) قدرت کلمات :چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل…
انتشار: 2026/07/01 22:24 UTC
*داستان کوتاه (طنز) قدرت کلمات :چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتي فهميدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند که ديگر چاره اي نيست،شما به زودي خواهيد مرد.دو قورباغه ي ديگر اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند که از گودال بيرون بپرند. اما قورباغه هاي ديگر دايمأ مي گفتند که دست از تلاش برداريدچون نمي توانيد از گودال خارج شويد،به زودي خواهيد مرد. با لاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت، او بي درنگ به داخل گودال پرتاپ شد و مرداما قورباغه ي ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش ميکرد.بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند دست از تلاش بردار،اما او با توان بيشتري تلاش مي کردو بالاخره از گودال بيرون آمدوقي از گودال بيرون آمد،بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي مارا نشنيدي ؟معلوم شد قرباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند.جبران خلیل جبران .