بیستوهشت مرداد؛ دوگانهای که هنوز تمام نشده استرضا ساکی: بیستوهشت مرداد ۱۳۳۲ کودتا بود؟ شکست بود؟ پیروزی بود؟ واقعه تاریخی بود؟ خلاصه هرچه بود، تمام نشد. اگر تمام شده بود، ما هفتادوسه سال بعد هنوز دربارهاش حرف نمیزدیم.بیستوهشت مرداد یک دوگانه هم ساخت؛ دوگانه مصدق ـ شاه. محمد مصدق و محمدرضا شاه پهلوی. دو نامی که در این هفتادوسه سال، بسته به اینکه کجا ایستادهایم و چه میخوانیم و چه میخواهیم از تاریخ بفهمیم، هزار جور معنا پیدا کردهاند.یک سال میگوییم ماجرا این بود، سال بعد میگوییم نه، ماجرا آن بود. یکبار مصدق را قهرمان میکنیم و شاه را در جایگاه دیگری مینشانیم، بار دیگر ورق را برمیگردانیم و از زاویهای دیگر به همان ماجرا نگاه میکنیم. حتی همین سال گذشته بحثهای بیستوهشت مرداد شکل و شدت دیگری داشت و امسال دوباره همان اتفاق، با توجه به حالوهوای امروز، معناهای تازهای پیدا کرده است.این اتفاق بدی نیست.اصلاً یکی از خاصیتهای تاریخ همین است که هر نسل دوباره سراغش میرود. ما گذشته را عوض نمیکنیم، اما میتوانیم فهم خودمان از گذشته را عوض کنیم. میتوانیم پرسشهای تازهای از آن بپرسیم. تاریخ اگر قرار باشد فقط یک جواب قطعی داشته باشد و همان جواب را مثل قاب عکس روی دیوار بزنیم و هر سال گردگیری کنیم، دیگر تاریخ نیست؛ خاطرهای رسمی است.اما یک نکته مهم این وسط وجود دارد: برای فهم بیستوهشت مرداد بهتر است سراغ اندیشمندان، مورخان و اهل نظر برویم، نه رسانهها.این روزها اغلب رسانهها معمولاً دنبال فهمیدن تاریخ نیستند؛ دنبال موضع گرفتن درباره تاریخ هستند. در این فضای رسانهای، «نمیدانم» جمله چندان محبوبی نیست. «باید بیشتر بررسی کرد» هم کلیک نمیخورد. آنجا معمولاً دو طرف داریم و شما هم باید یکی را انتخاب کنید. یک جبهه را.و در نبرد روایتها، جایی برای مکث کردن، شک کردن و خواندن بیشتر نیست.پس اگر قرار است بیستوهشت مرداد را بفهمیم، شاید بد نباشد کمی از فضای دوقطبی رسانهای فاصله بگیریم. کتاب بخوانیم، مقاله بخوانیم، روایتهای مختلف را کنار هم بگذاریم تا بفهمیم تاریخ چقدر پیچیدهتر از یک تیتر و یک هشتگ است.باقی بقایتان@resaki