🔎دگماتیسم و گشودگی ؛ دو شیوه متفاوت مواجهه با جهانانسانها در برابر پیچیدگی و عدمقطعیت، واکنشهای…
انتشار: 2026/07/20 09:29 UTC
🔎دگماتیسم و گشودگی ؛ دو شیوه متفاوت مواجهه با جهانانسانها در برابر پیچیدگی و عدمقطعیت، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند. برخی ذهنی جستوجوگر، انعطافپذیر و آمادهی بازنگری دارند؛ برخی دیگر به باورهای ثابت و پاسخهای قطعی پناه میبرند. روانشناسی این دو گرایش را تا حدی در دو مفهوم «گشودگی» و «دگماتیسم» بررسی میکند.دگماتیسم صرفاً یک انتخاب فکری نیست؛ ترکیبی از عوامل شناختی، شخصیتی، زیستی و اجتماعی در شکلگیری آن نقش دارند. پژوهشها نشان میدهند افرادی که نیاز بیشتری به قطعیت ذهنی دارند و ابهام را دشوارتر تحمل میکنند، معمولاً سریعتر به نتیجه میرسند و کمتر به دنبال اطلاعات مخالف میگردند. این ویژگی که در روانشناسی با مفهوم «نیاز به بستهشدن شناختی» شناخته میشود، میتواند فرد را به سوی باورهای مطلقتر سوق دهد.از سوی دیگر، ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه با کنجکاوی، خلاقیت، پذیرش دیدگاههای تازه و انعطاف شناختی ارتباط دارد. افرادی که از این ویژگی بالاتری برخوردارند، معمولاً آمادگی بیشتری برای تغییر باورهای خود در مواجهه با شواهد جدید دارند.دیدگاههای تکاملی نیز نشان میدهند که هر دو گرایش میتوانستهاند در شرایط مختلف سودمند باشند. در گذشته باورهای قطعی در محیطهای پرخطر به انسان احساس امنیت، هویت و انسجام گروهی میدادند؛ اما ذهن باز و انعطافپذیر، امکان یادگیری، نوآوری و سازگاری با تغییرات را افزایش میدهد.عوامل اجتماعی نیز این گرایشها را تقویت یا تضعیف میکنند. ناامنی اقتصادی، احساس تهدید، بحرانهای اجتماعی و تغییرات سریع فرهنگی میتوانند نیاز انسان به پاسخهای ساده و قطعی را افزایش دهند. همچنین شبکههای اجتماعی با ایجاد «اتاقهای پژواک» ممکن است افراد را بیشتر در معرض اطلاعات همسو با باورهای قبلی قرار دهند.با این حال، دگماتیسم و گشودگی هیچکدام بهتنهایی خیر یا شر مطلق نیستند. دگماتیسم میتواند در شرایط بحرانی به تصمیمگیری سریع و حفظ انسجام کمک کند، اما اگر افراطی شود، مانع یادگیری، گفتوگو و اصلاح خطاها میشود. گشودگی نیز زمینهساز خلاقیت و تفکر انتقادی است، اما در شرایطی ممکن است تصمیمگیری را کند و دشوار کند.جامعهای سالم نیازمند تعادل است: اعتقاد داشتن بدون جزماندیشی، و پرسشگری بدون نسبیگرایی افراطی. رشد تفکر نقادانه، آموزش گفتوگو، دسترسی به اطلاعات متنوع و کاهش احساس ناامنی اجتماعی، میتواند به پرورش ذهنهایی کمک کند که هم استوار باشند و هم آمادهی تغییر.⬇️منابع منتخب:Adorno et al. (1950), The Authoritarian PersonalityKruglanski & Webster (1996), Need for Cognitive ClosurePyszczynski et al. (1999), The Psychology of TerrorSchulz et al. (2020), PNAS⬇️منابعAdorno, T. W. et al. (1950). The Authoritarian PersonalityKruglanski, A. W. & Webster, D. M. (1996). Need for Cognitive Closure. Pyszczynski, T. et al. (1999). The Psychology of Terror. Schulz, L. et al. (2020). PNAS.✍️@CE7EN 🎓💎🌐 telegram.me/ce7en


