ازونجایی که تو پینترست، چیز خاص و پرجزئیاتی نیافتم؛ این آیتما رو سیو کردم. بعدم این اسکرین شات رو برای چاتیپاتی فرستادم و گفتم با ترکیبشون یه قاب واسه فایل رمانم درست کنه
من سه تا ایده خیلی قشنگ دارم که بعد از ساختمان سایه بنویسم. ولی بدبختی اینه که عمده مخاطبا دنبال رمانای استاددانشجو، اربابرعیت، ازدواجاجباری بخصوص با خانزاده و اینان. هپلای بیسلیقه😔نشستم با امیر و بچه بحرفم دربارش. حالا به جای ۳ تا ایده، ۴ تا دارم😐😂