♨️عاشورا پدیده ای برای تغییر جامعه است، اما برخی آن را ابزار تثبیت وضع موجود میخواهند🔰قسمت دوم سخن…
انتشار: 2026/06/23 00:25 UTCدریافت: 2026/08/15 00:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:54 UTC
♨️عاشورا پدیده ای برای تغییر جامعه است، اما برخی آن را ابزار تثبیت وضع موجود میخواهند🔰قسمت دوم سخنان دکتر صادق نیا:۳. عامل سوم، تقلیل سطح تحلیل عاشورا به عاملیتها و تقابل اراده های انسانی است. میگویند در دو جبهه یک طرف قدیس و یک طرف شرور بودند و تقابل آنها عاشورا را ایجاد کرد، این طیف توجه ندارند که اراده ها معلول و متاثر از ساختار است. شمر و عمر سعد خود به خود شرور نبودند، ساختار فاسد آنها را به موجوداتی اینچنین تبدیل کرد.لذا در نگاه اراده محور، عاشورا یگانه و منحصر بهفرد است؛ چون آن افراد چه شر و چه خیر، دیگر وجود ندارند، اما در نگاه ساختاری، ساختارها قابلیت تکرار دارند وجود ساختار فاسد و ظالم عامل ایجاد فاجعه کربلاست و لذا هر زمان ساختار فاسد شود، امکان تکرار چنین فاجعه ای هست!در نگاه اول، امام حسین صاحب یک اراده قدسی بود و آن گونه عمل کرد، لذا چون دیگران قدسی نیستند، امکان تکرار حرکت امام حسین را ندارند، در حالیکه نگاه ساختارگرا می گوید هر زمان ساختار فاسد شود، وظیفه اصلاح به عهده انسانهای اخلاقگرا و آرمانگراستیزید هم در شام، عامل رخ دادن عاشورا را به ابن زیاد تقلیل داد و او را محکوم کرد، به جای آنکه به «ساختار ابن زیاد ساز» توجه کند.امام حسینِ انسانها، قابل تکرار و الگوپذیر، اخلاق گرا و به دنبال اصلاح جامعه و ساختار است، اما امام حسین فرقه و هیات، بدنبال افزایش وفاداری و اطاعت صرف است۴. عامل چهارم: سوگواری در مقاطعی از تاریخ به ابزاری جهت بسیج توده ها تبدیل شده است، چون ماهیت عزاداری هیجان و شور و حرکت می سازد و ظرفیت جمع کردن توده ها را دارد.پیامدهای تغییر امام حسین انسانها به امام فرقه:۱. تبدیل مناسک از « پل بودگی» به « دیوار بودگی»؛ مناسک به طور کلی، حالت عینیّت یافته عقاید هستند. بنابراین مناسک پلی هستند که ما را به اعتقادات می رساند، لذا شرکت در مناسک ما را اخلاقی تر و آرمانگراتر می کند، ما از مناسک بعنوان پلی برای نزدیکی به آرمانها استفاده می کنیماما اگر مناسک فرقه ای شود، از پل به دیوار تبدیل می شود و نتیجه آن انزوا می شود، مثلا در مسیحیت فرقه آمیش ها به یک فرقه منزوی تبدیل می شودمناسک در ماهیت پل بودن، اختلافات مذهبی و اخلاقی را کمرنگ می کند؛ اما در حالت دیوارگونگی به نوعی از تعلق گروهی تبدیل می شوند که بقیه گروه را از خود می راند و به جای آنکه مراسم سوگواری امام حسین، محل اجتماع آزادگان جهان باشد، در سوگواری هیاتی و فرقه ای، با مسخ معیارهای اصلی، مضمون های اختلاف ساز محور قرار می گیرد و به جای انسجام آفرینی جامعه را چندپاره می کند.مناسک وقتی از پل به دیوار تبدیل می شوند، رابطهشان با اخلاق قطع می شود و امکان افزایش تراکم معنوی و اخلاقی را از بین میبرند. زمانی مداحان امام حسین اخلاقی ترین افراد بودند، اما مداحان فرقه گاه خود به عامل بی اخلاقی تبدیل میشوند. علت این است که مناسک، اصالت پیدا کرده و دیگر پل نیستند که انسانها را اخلاقی تر کنند و فقط احساس تعلق به گروه و خود و وفاداری شان به گروه را افزایش می دهد.پیامد دوم فرقه ای شدن سوگواری این است که انسانها از اصلاح نفس به تایید نفس گذر میکنند و حس برتری گروهی ایجاد میکنند؛ نه آنکه افراد را اخلاقی تر کنند، کمیت بر کیفیت غلبه پیدا می کند و به جای گذر از خویشتن، به برتری گروهی و استعلا می رسد.پیامد سوم، دین از یک امر اخلاق محور، تبدیل به امر خود محور می شود، عاشورا در ماهیت اولیه خود پدیده ای است برای تغییر جهان، اما در ماهیت فرقه ای، ابزاری برای تثبیت وضع موجود است و هیچ کارکردی برای تغییر وضع جامعه و اصلاح جهان ندارد.پیامد چهارم، انزوای آیینی شیعه و سوگواری است، تا جایی که مضامین سوگواری حتی برای نسل های جدید هم قابل فهم نیست، اگر ارزش اصلی عباس بن علی، وفاداری و اطاعت محض باشد، برای نسل جدید قابل فهم نیست و باعث میشود نسل جدید با سوگواری ارتباط برقرار نکند و امام حسین در انحصار یک گروه خاص سنی و سنتی از شیعه می مانداما اگر بر ارزشهای اخلاقی و انتقادی و اصلاحی امام حسین تاکید شود، این برای همه انسانها، همه مذاهب، همه ادیان و همه نسلها قابل فهم می شود📡@andisheqalam@sadeghniamehrab
