✅تاج ولایت از پدر به پسر✍️وحید پوراستادچهار ماه پس از کشته شدن علی خامنهای در نهم اسفند ۱۴۰۴، پیکر…
انتشار: 2026/07/10 18:59 UTC
✅تاج ولایت از پدر به پسر✍️وحید پوراستادچهار ماه پس از کشته شدن علی خامنهای در نهم اسفند ۱۴۰۴، پیکر او اکنون تشییع و دفن میشود؛ اما برای جمهوری اسلامی، این فقط مراسم خاکسپاری یک رهبر نیست. حکومت میکوشد از تابوت خامنهای، تصویری از تداوم قدرت بسازد؛ تصویری که نشان دهد ساختاری که بیش از سه دهه حول او شکل گرفته بود، پس از مرگ او و جنگ نیز هنوز توان بازآرایی خود را دارد. علی خامنهای برای جمهوری اسلامی فقط نفر اول قدرت نبود؛ مرکز زبان سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک نظام بود. بسیاری از تعادلهای درون حکومت نه بر پایه قانون، که بر پایه حضور او دوام داشت. مرگ او، آن هم در روز نخست جنگ، ضربهای به همان نقطهای بود که حکومت سالها آن را دور از دسترس نشان میداد. اکنون نظام باید ثابت کند این تعادلها بدون خود او هم کار میکنند. بحران امروز جمهوری اسلامی البته فقط از مرگ خامنهای آغاز نشده است. کشتار دیماه ۱۴۰۴ و سرکوب خونین معترضان، در نگاه بخش مهمی از جامعه، رابطه حکومت با مردم را عمیقتر از پیش زخمی کرد. از آن پس، منتقدان بیش از گذشته قدرت را نه بر رضایت عمومی، که بر زور، اسلحه، ترس، منافع سازمانیافته و شبکههای وفاداری استوار دیدند. جنگ ۴۰ روزه، با وجود هزینههای نظامی، اقتصادی و انسانی، برای حکومت فرصتی تازه هم ساخت. جمهوری اسلامی که پس از دیماه در جایگاه متهم ایستاده بود، ناگهان امکان یافت خود را در جایگاه «مدافع کشور» بنشاند و با واژههایی مانند امنیت، خاک، وطن و تمامیت ارضی، بخشی از مشروعیت ازدسترفته را بازسازی کند. مسیر اعلامشده برای تشییع و تدفین خامنهای نیز بخشی از همین روایت است: تهران، قم، بغداد، کاظمین، نجف، کربلا و مشهد فقط نقاط جغرافیایی نیستند؛ نقشهای از مراکز نمادین قدرتاند. تهران و قم به قدرت سیاسی و مشروعیت حوزوی وصلاند، عراق میدان نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی است و مشهد، با حافظه مذهبی و زندگینامه خامنهای، به پایان روایت رهبر پیوند میخورد. با این حال، مسئله اصلی تعداد جمعیت در قاب نیست؛ معنایی است که از آن قاب بیرون میآید. امروز در ایران، جمعیت بهتنهایی مشروعیت نمیسازد. همان تصویر میتواند برای هواداران حکومت نشانه اقتدار باشد، برای گروهی دیگر نشانه اجبار و مهندسی صحنه و برای بخشی از جامعه تصویر پایان یک دوره تاریک. در همین نقطه، جانشینی مجتبی خامنهای وارد متن میشود. او وارث حکومتی باثبات نیست؛ وارث نظامی است که از مرگ رهبر گذشته، اما همچنان با بحرانهای سیاسی، اقتصادی و بینالمللی روبهروست. تشییع خامنهای فقط وداع با رهبر قبلی نیست؛ نخستین صحنه عمومی برای سنجش این است که نظم پس از او تا چه حد میتواند خود را طبیعی، منسجم و پذیرفتنی نشان دهد. جمهوری اسلامی میخواهد از تابوت خامنهای سرمایهای برای عبور به خامنهای بعدی بسازد. اما پرسش اصلی همینجاست: آیا اقتدار و اطاعت از قدرت تازه را هم میتوان مثل تابوت از شهری به شهر دیگر برد؟ نظامی که با نفی سلطنت موروثی متولد شد، اکنون در بالاترین نقطه قدرت، تاج ولایت را از پدر به پسر میسپارد؛ و دوره سوم جمهوری اسلامی با دورنمایی ناروشن آغاز میشود.@Sahamnewsorg




