ادامه متن پیشین👇🏼از سوی دیگر، ورود بیشتر اروپا و ناتو به این معادله نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است…
انتشار: 2026/07/08 12:58 UTC
ادامه متن پیشین👇🏼از سوی دیگر، ورود بیشتر اروپا و ناتو به این معادله نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است. تا زمانی که بحران عمدتاً میان ایران و آمریکا تعریف میشد، امکان مدیریت آن سادهتر بود. اما وقتی زیر چشمان مترصد اسراییل، پای متحدان آمریکا و ساختارهای امنیتی غربی هم به میان میآید، هر حرکت نظامی یا سیاسی میتواند پیامدهای گستردهتری پیدا کند.البته حضور ناتو الزاماً به معنای تصمیم برای جنگ بزرگ نیست. اروپا بیش از هر چیز نگران بیثباتی منطقه، امنیت انرژی و اختلال در مسیرهای دریایی است. اما همین حضور یک پیام مهم دارد و ان اینکه بحران دیگر فقط یک اختلاف دوجانبه نیست و هر اشتباه محاسباتی میتواند بازیگران بیشتری را وارد میدان کند.به همین دلیل، مسئله اصلی امروز فقط این نیست که آمریکا چه میخواهد یا ایران چه پاسخی خواهد داد؟ مسئله عمیقتر این است که هر دو طرف چه تعریفی از پایان این بحران دارند.آمریکا میخواهد فشار ایجاد کند تا امتیاز بگیرد. ایران باید میان حفظ قدرت بازدارندگی و جلوگیری از ورود به یک فرسایش طولانی تعادل برقرار کند زیرا بحرانها معمولاً زمانی خطرناک میشوند که طرفین نه در جنگند و نه در صلح؛ بلکه در منطقه خاکستری میان این دو باقی ماندهاند و گسلهای کنار زمین بازی هم رفته رفته فعالتر میشوند( از اوضاع سیاسی - اقتصادی ایران و امریکا و جهان گرفته تا مساله اسراییل).بدینترتیب اکنون مهمترین تصمیم برای ایران فقط انتخاب میان «مذاکره» و«تثبیت قدرت» یا «انتقام» نیست؛ بلکه روشن کردن این مسئله است که هر کدام از این ابزارها قرار است در خدمت چه هدفی قرار بگیرند؟ زیرا در سیاست خارجی، ابزارها به خودی خود معنا ندارند. مذاکره میتواند ابزار قدرت باشد و پاسخ نظامی نیز میتواند بخشی از یک راهبرد سیاسی باشد. آنچه سرنوشت بحران را تعیین میکند، در گام اول، وضوح و عملی بودن هدفی است که پشت آن قرار دارد. آمریکا میخواهد از فشار برای گرفتن امتیاز استفاده کند. ایران باید میان دو ضرورت تعادل ایجاد کند یعنی از یک سو حفظ بازدارندگی و از سوی دیگر، جلوگیری از گرفتار شدن در یک رویارویی فرسایشی.بنابراین بحران فعلی را باید مجموعهای از سه پرونده جدا اما بههمپیوسته دید: پرونده توافق، پرونده امنیت و انتقام، و پرونده ادراک سیاسی. پرونده توافق بدون حل دو پرونده دیگر دشوار خواهد بود؛ زیرا از یک سو تا زمانی که نگرانیهای امنیتی و مسئله بازسازی بازدارندگی پس از ضربه اخیر تعیین تکلیف نشود، هر مذاکرهای با تردید و فشار داخلی مواجه است؛ و از سوی دیگر، تا زمانی که در داخل ایران و آمریکا درباره هدف نهایی این بحران و نقطه پایان آن اجماع نسبی شکل نگیرد، حتی یک توافق احتمالی نیز شکننده خواهد بود. در واقع، مسئله فقط این نیست که دو طرف بر سر چه موضوعی مذاکره میکنند؛ مسئله این است که آیا هر دو طرف تصویری مشترک از آینده پس از مذاکره دارند یا نه؟با این توضیح، مسئله اصلی در حال حاضر فقط «مذاکره یا جنگ» نیست؛ بلکه این است که نه فقط امریکا بلکه حتی بیشتر ایران باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد این بحران را به سمت یک معامله سیاسی هدایت کنند یا به سمت آزمون قدرت و یا به نتیجه رساندن مفهوم تاریخی «انتقام»(ثار) در مکتب تشیع؟ بزرگترین خطر هم بیش از انتخاب یکی از این سه آن است که بدون جمع بندی و در یک حالت تعلیق بین اهدافی که گفتم نوسان اتفاق بیفتد که در این صورت باید منتظر خطای محاسباتی بود که معلوم نیست این بار تا چه حد در کنترل طرفین است.@sahandiranmehr

