از گریهی نیمار تا هندسهی نروژ؛ فوتبال در جستجوی «ثقل»در جام جهانی ۲۰۲۶، شاهد پایانِ یک عصر و تو…
انتشار: 2026/07/06 18:20 UTC
از گریهی نیمار تا هندسهی نروژ؛ فوتبال در جستجوی «ثقل»در جام جهانی ۲۰۲۶، شاهد پایانِ یک عصر و تولدِ عصری دیگر بودیم. بارِ احساسی و گریههای نیمار، تنها میراثِ بهجامانده از قهرمانانِ تکرو بود؛ ستارههایی که با تمام شکوهِ خود، در چرخدندههای منظم و هندسهی دقیقِ نروژ منگنه شدند و حالا به آرشیوِ خاطراتِ فوتبال پیوستند.نروژ به ما ثابت کرد که در فوتبالِ مدرن، دیگر «نمایشِ غریزی» کافی نیست؛ آنچه پیروز میشود، «کنترلِ فضا» است. نروژ فوتبال را به یک نظمِ نمادین تبدیل کرد؛ نظمی که در آن، خلاقیتِ فردی نه در تقابل با سیستم، بلکه در خدمتِ ساختار قرار میگیرد.اما چرا برزیل، و بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در این گذار شکست میخورند و در این چرخهی معیوب گرفتار میشوند؟نگاه من به ریشه است. در یک آکادمی مدرن، درسِ اول، توپ نیست؛ درسِ اول، «ثقل» است. نوآموز باید پیش از هر حرکت، ثقلِ بدنش را بیاموزد تا بتواند با فضا همسو شود. اما فراتر از زمین، بحرانی بنیادین وجود دارد: «فقدانِ ثقلِ مدیریتی».ما در کشورهای در حال توسعه، معمولاً با نگاهی «استخراجی» به فوتبال مینگریم؛ میخواهیم با خریدنِ موفقیت یا تکیه بر نبوغِ فردی، به شکوهِ سریع برسیم. اما فوتبالِ مدرن، یک «صنعتِ ساختارگرا»ست. تا زمانی که ثقلِ نگاهِ مدیران و سرمایهگذاران از «جستجوی سودِ آنی» به سمت «ایجادِ زیرساختهای پایدار» تغییر نکند، ما تنها تماشاگرِ سقوطِ قهرمانانِ خود خواهیم بود.برزیل چارهای ندارد؛ آنها باید ثقلِ نگاهشان را اصلاح کنند. در عصرِ آنچلوتی — معمارِ کنترلِ فضای اروپا — دیگر نمیتوان با تکیه بر بازیکنانِ فردگرا و متکی به نبوغِ محض، به پیروزی رسید. ما نیز برای رسیدن به جامجهانیهای آینده، باید از «مدیریتِ سنتی» به سمت «مدیریتِ استراتژیک» حرکت کنیم. فوتبالِ آینده متعلق به کسانی است که میدانند قدرت در «رقصِ پاها» نیست، بلکه در «ثباتِ ساختار» است.آیا ما نیز آمادهایم که از دورانِ «قهرمانانِ تکرو» عبور کنیم و خود را در امنیتِ «ثباتِ ساختاری» جا دهیم؟🖌مدیر و مربی باشگاه نوروز سقز:هاوری براربیگی🆔 @sakapressir


