(۱)نگاهت ترجمان آب، مریم!سرود دختر مهتاب، مریم!شنیدم ناخوش احوالی، از این رودلم بی تاب شد... بی تاب…
انتشار: 2026/08/13 19:50 UTCدریافت: 2026/08/14 00:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 00:15 UTC
(۱)نگاهت ترجمان آب، مریم!سرود دختر مهتاب، مریم!شنیدم ناخوش احوالی، از این رودلم بی تاب شد... بی تاب، مریم!(۲)به روی تخت خوابیده است، مریمگل درد از جهان چیده است، مریمزلال عشق را از چشم هایشبه رود و چشمه بخشیده است، مریم(۳)سکوتش رنج فریادی بلند استشکیبایی به چشمش مستمند استتحمل پیش صبر و طاقت اونمی داند حسابش چند چند است(۴)(به محمدرضا و زارا)پدر، چشمی به سوی ماه داردو مادر قصه ای جانکاه داردخدا در خانه ی آن ها به صد شوقهزاران درد خاطرخواه دارد✍️ بهروز سپیدنامهپ.ن : مریم، دختر زیبایی است که سال هاست با قرص های فنوباربیتال سکوت و رنج اش را قسمت می کند. و استاد محمدرضا رستم پور و همسر گرانقدرش زارا، سال هاست که قرار را به بیقراری گره زده اند تا لحظه ای از فرزند غافل نمانند.چند روزی است که مریم تشنج کرده و در بیمارستان است و خانه، لبخند زیبایش را به انتظار نشسته است... 📞-🔻 @salam_bar_zarneh



