🔸 حدیث پنجم 🔸 پاسخ کوبنده پیامبر (صلی الله علیه و آله) به طعنهزنندگان: خلقت نوری پیامبر و امیرالمؤ…
انتشار: 2026/06/24 13:37 UTC
🔸 حدیث پنجم 🔸 پاسخ کوبنده پیامبر (صلی الله علیه و آله) به طعنهزنندگان: خلقت نوری پیامبر و امیرالمؤمنین، سخن گفتن علی (علیه السلام) در بدو تولد، و توسل آدم به اسامی مقدس اهل بیت (علیهم السلام) جامع الاحادیث hadith.inoor.ir/fa/hadith/405232 البرهان في تفسير القرآن ج ۲، ص ۴۴۰ شناسه حدیث: ۴۰۵۲۳۲ قائل: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) / حضرت علی (علیه السلام) 🔻 ابن الفارسی فی (روضة الواعظین) و غیره: روی عن مجاهد عن ابی عمرو و ابی سعید الخدری قالا: كُنَّا جُلُوساً عِندَ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) إِذ دَخَلَ سَلمَانُ الفَارِسِيُّ، و أَبُو ذَرٍّ الغِفَارِيُّ، و المِقدَادُ بنُ الأَسوَدِ، و أَبُو الطُّفَيلِ عَامِرُ بنُ واثِلَةَ، فَجَثَوا بَينَ يَدَيهِ و الحُزنُ ظَاهِرٌ في وُجُوهِهِم، و قَالُوا: فَدَينَاكَ بِالآبَاءِ و الأُمَّهَاتِ – يا رَسُولَ اللهِ – إِنَّا نَسمَعُ مِن قَومٍ في أَخِيكَ و اِبنِ عَمِّكَ مَا يَحزُنُنَا، و إِنَّا نَستَأذِنُكَ في الرَّدِّ عَلَيهِم. ⚡ ابن فارسی در «روضة الواعظین» و غیر او: از مجاهد، از ابیعمرو و ابوسعید خدری روایت کرده است که گفتند: ما نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم که ناگهان سلمان فارسی، و ابوذر غفاری، و مقداد بن اسود، و ابوالطفیل عامر بن واثله وارد شدند. پس در برابر ایشان به زانو نشستند در حالی که اندوه در چهرههایشان نمایان بود، و گفتند: ⚡پدران و مادرانمان فدای تو باد - ای رسول خدا – همانا ما از گروهی درباره برادر و پسرعمویت (حصرت علی علیه السلام) سخنانی میشنویم که ما را اندوهگین میسازد، و ما از شما برای پاسخ دادن به آنان اجازه میخواهیم. 🔻 فقال رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): «و مَا عَسَاهُم يَقُولُونَ في أَخِي و اِبنِ عَمِّي عَلِيِّ بنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام)؟». فَقَالُوا: يَقُولُونَ: أَيُّ فَضلٍ لِعَلِيٍّ في سَبقِهِ إلی الإِسلاَمِ، و إِنَّمَا أَدرَكَهُ الإِسلاَمُ طِفلاً، و نَحو هَذَا القَولِ. ⚡ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مگر آنان درباره برادر و پسرعمویم علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه میگویند؟» پس گفتند: میگویند: علی(ع) در پیشی گرفتنش در اسلام چه فضیلتی دارد؟ در حالی که او در سن کودکی اسلام آورده، و سخنانی از این دست. 🔻 فقال (صلی الله علیه و آله): «أَ فَهَذَا يَحزُنُكُم؟» قَالُوا: إِي و اللهِ. فقال: «تَاللهِ أَسأَلُكُم: هَل عَلِمتُم مِنَ الكُتُبِ السَّالِفَةِ أَنَّ إِبرَاهِيمَ (علیه السلام) هَرَبَ بِهِ أَبُوهُ مِنَ المَلِكِ الطَّاغِي، فَوَضَعَتهُ أُمُّهُ بَينَ أَثلاَثٍ بِشَاطِئِ نَهَرٍ يَتَدَفَّقُ بَينَ غُرُوبِ الشَّمسِ و إِقبَالِ اللَّيلِ...» ⚡ پس [پیامبر] (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آیا این موضوع شما را اندوهگین میسازد؟» گفتند: آری به خدا سوگند. پس فرمود: «شما را به خدا سوگند میدهم و میپرسم: آیا از کتابهای پیشین دانستهاید (در مورد سخن گفتن انبیاء الهی در دوره نوزادیشان) که: پدرِ ابراهیم (علیه السلام) او را از دست پادشاه طغیانگر فراری داد، پس مادرش او را میان درختانِ گز در ساحل رودی خروشان، بین غروب خورشید و روی آوردنِ شب قرار داد (برای به دنیا آوردن)...» 🔻 [و في رِوايَةٍ أُخرَی في هَذَا الحَدِيثِ: فقال النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): «هَذَا يَحزُنُكُم؟» قَالُوا: نَعَم يا رَسُولَ اللهِ. فقال: «بِاللهِ عَلَيكُم، هَل عَلِمتُم في الكُتُبِ المُتَقَدِّمَةِ أَنَّ إِبرَاهِيمَ خَلِيلَ اللهِ (علیه السلام) ذَهَبَ [بِهِ] أَبُوهُ و هُو حَملٌ في بَطنِ أُمِّهِ مَخَافَةً عَلَيهِ مِنَ النُّمرُودِ بنِ كَنعَانَ لَعَنَهُ اللهُ...» ⚡ و در روایتی دیگر در این حدیث [آمده است]: پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آیا این موضوع شما را اندوهگین میسازد؟» گفتند: بله ای رسول خدا. پس فرمود: «شما را به خدا، آیا در کتابهای پیشین دانستهاید (در مورد سخن گفتن انبیاء الهی در دوره نوزادیشان) که پدرِ ابراهیم خلیل الله (علیه السلام) او را در حالی که جنینی در شکم مادرش بود، از ترسِ نمرود بن کنعان (لعنة الله علیه) بُرد...»] 🔻 [«...لِأَنَّهُ كَانَ يَشُقُّ بُطُونَ الحَوامِلِ و يَقتُلُ الأَولاَدَ، فَجَاءَت بِهِ أُمُّهُ فَوَضَعَتهُ بَينَ أَثلاَثٍ بِشَطِّ نَهَرٍ يَتَدَفَّقُ يُقَالُ لَهُ حَرزَانُ، بَينَ غُرُوبِ الشَّمسِ إلی إِقبَالِ اللَّيلِ...» الحَدِيثَ. ⚡ «...چرا که او شکم زنان باردار را میشکافت و فرزندان را میکشت. پس مادرش او را آورد و میان درختانِ گَز در ساحلِ رودی خروشان که به آن رود "حرزان" گفته میشد، بین غروب خورشید تا روی آوردنِ شب قرار داد...» ]

